کارمند، یکی از کارکنان، کارمند اداره، مخبر روزنامه، سردبیر روزنامه
staffer
کارمند، یکی از کارکنان، کارمند اداره، مخبر روزنامه، سردبیر روزنامه
انگلیسی به فارسی
کارمند اداره، مخبر روزنامه، سردبیر روزنامه
کارمند، کارمند اداره، مخبر روزنامه
انگلیسی به انگلیسی
اسم ( noun )
• : تعریف: a member of a staff.
• staff member; member of a journalism team
a staffer is a member of staff, especially in a government organization or a newspaper; used in american english.
a staffer is a member of staff, especially in a government organization or a newspaper; used in american english.
جملات نمونه
1. A staff is quickly found to beat a dog with.
[ترجمه ترگمان]یک نفر از کارکنان به سرعت یک سگ را کتک می زند
[ترجمه گوگل]یک کارمند به سرعت متوجه سگ می شود
[ترجمه گوگل]یک کارمند به سرعت متوجه سگ می شود
2. Bread is the staff of life.
[ترجمه ترگمان]نان چوب زندگی است
[ترجمه گوگل]نان کارمند زندگی است
[ترجمه گوگل]نان کارمند زندگی است
3. The businesses showed a dramatic variation in how they treated their staff.
[ترجمه ترگمان]کسب و کارها تغییرات چشمگیری در نحوه برخورد آن ها با کارکنان خود نشان دادند
[ترجمه گوگل]کسب و کار ها تغییرات قابل توجهی در نحوه برخورد با کارکنان خود نشان دادند
[ترجمه گوگل]کسب و کار ها تغییرات قابل توجهی در نحوه برخورد با کارکنان خود نشان دادند
4. All the hospital staff were wonderfully supportive.
[ترجمه ترگمان]تمام کارکنان بیمارستان فوق العاده حامی و پشتیبان بودند
[ترجمه گوگل]تمام کارمندان بیمارستان فوق العاده حمایتی داشتند
[ترجمه گوگل]تمام کارمندان بیمارستان فوق العاده حمایتی داشتند
5. The staff in the London office are helpful but only have limited information.
[ترجمه ترگمان]کارکنان دفتر لندن مفید هستند اما اطلاعات محدودی دارند
[ترجمه گوگل]کارکنان دفتر لندن مفید هستند، اما فقط اطلاعات محدودی دارند
[ترجمه گوگل]کارکنان دفتر لندن مفید هستند، اما فقط اطلاعات محدودی دارند
6. Consumers found the attitude of its staff offhand and generally offensive to the paying customer.
[ترجمه ترگمان]مصرف کنندگان رفتار پرسنل خود را بدون مقدمه و به طور کلی به مشتری پرداخت کردند
[ترجمه گوگل]مصرف کنندگان نگرش کارکنان خود را به طور کلی و توهین آمیز به مشتری پرداخت می کنند
[ترجمه گوگل]مصرف کنندگان نگرش کارکنان خود را به طور کلی و توهین آمیز به مشتری پرداخت می کنند
7. He staffed my office with two secretaries.
[ترجمه ترگمان] اون دفتر من رو با دوتا منشی پر کرده
[ترجمه گوگل]او دفتر من را با دو منشی کار می کرد
[ترجمه گوگل]او دفتر من را با دو منشی کار می کرد
8. Some of the staff are apt to arrive late on Mondays.
[ترجمه ترگمان]بعضی از کارکنان در روزه ای دوشنبه دیر می رسند
[ترجمه گوگل]بعضی از کارکنان معتقدند که روز دوشنبه در اواخر ظاهر خواهند شد
[ترجمه گوگل]بعضی از کارکنان معتقدند که روز دوشنبه در اواخر ظاهر خواهند شد
9. Most of the staff who responded to the questionnaire were supportive.
[ترجمه ترگمان]بسیاری از کارکنان که به پرسشنامه پاسخ دادند پشتیبان بودند
[ترجمه گوگل]اکثر کارکنانی که به پرسشنامه پاسخ دادند، حمایتی داشتند
[ترجمه گوگل]اکثر کارکنانی که به پرسشنامه پاسخ دادند، حمایتی داشتند
10. He sent every member of staff a mail-merge letter wishing them a merry Christmas!
[ترجمه ترگمان]او هر یک از اعضای ستاد یک نامه پست برای آن ها می فرستاد که برای آن ها کریسمس و کریسمس آرزو می کرد
[ترجمه گوگل]او هر یک از اعضای هیات را یک نامه ادغام نامه ای فرستاد که آنها را برای یک کریسمس خوشحال می کند!
[ترجمه گوگل]او هر یک از اعضای هیات را یک نامه ادغام نامه ای فرستاد که آنها را برای یک کریسمس خوشحال می کند!
11. He countermanded his instructions to his staff officer.
[ترجمه ترگمان]او دستورها خود را به افسر ستاد خود اختصاص داد
[ترجمه گوگل]او دستورالعمل خود را به افسر رسمی خود داد
[ترجمه گوگل]او دستورالعمل خود را به افسر رسمی خود داد
12. Each area of the curriculum should be led by a staff member with appropriate expertise.
[ترجمه ترگمان]هر حوزه از برنامه درسی باید توسط یک عضو پرسنل با مهارت مناسب هدایت شود
[ترجمه گوگل]هر منطقه برنامه درسی باید توسط یک عضو کارمند با تخصص مناسب هدایت شود
[ترجمه گوگل]هر منطقه برنامه درسی باید توسط یک عضو کارمند با تخصص مناسب هدایت شود
13. Staff may not leave early without the express permission of the director.
[ترجمه ترگمان]کارکنان ممکن است زودتر و بدون اجازه مدیر از مدیر خارج شوند
[ترجمه گوگل]کارکنان ممکن است بدون اجازه صاحب مدیر به زودی رها شوند
[ترجمه گوگل]کارکنان ممکن است بدون اجازه صاحب مدیر به زودی رها شوند
14. The ground staff do all they can to prepare the pitch.
[ترجمه ترگمان]کارکنان زمینی تمام تلاش خود را می کنند تا زمین را آماده کنند
[ترجمه گوگل]کارکنان زمین همه چیز را می توانند برای آماده سازی زمین انجام دهند
[ترجمه گوگل]کارکنان زمین همه چیز را می توانند برای آماده سازی زمین انجام دهند
15. He was always leering at female members of staff.
[ترجمه ترگمان]او همیشه به اعضای مونث خود نگاه می کرد
[ترجمه گوگل]او همیشه در اعضای زن کارمندان حضور داشت
[ترجمه گوگل]او همیشه در اعضای زن کارمندان حضور داشت
کلمات دیگر: