کامل، تمام عیار، تمام و کمال، به تمام معنی، (انسان و اسب و سگ و غیره) از نژاد خالص، پاکزاد، خوش نسل، نیک تبار، شریف، اصیل، معتبر، از نژاد اصیل پاک نژاد، خوش بنیه، نیرومند
full blooded
کامل، تمام عیار، تمام و کمال، به تمام معنی، (انسان و اسب و سگ و غیره) از نژاد خالص، پاکزاد، خوش نسل، نیک تبار، شریف، اصیل، معتبر، از نژاد اصیل پاک نژاد، خوش بنیه، نیرومند
انگلیسی به انگلیسی
صفت ( adjective )
مشتقات: full-bloodedness (n.)
مشتقات: full-bloodedness (n.)
• (1) تعریف: descended from a pure stock, as of race or breed.
- a full-blooded Eskimo
[ترجمه ترگمان] یه اسکیمو کاملا خونسرد
[ترجمه گوگل] یک اسکیمو پر از خون
[ترجمه گوگل] یک اسکیمو پر از خون
• (2) تعریف: having all the characteristics of.
- a full-blooded anarchist
[ترجمه ترگمان] یه هرج و مرج طلبه
[ترجمه گوگل] یک آنارشیست پر خون
[ترجمه گوگل] یک آنارشیست پر خون
• (3) تعریف: energetic; hearty.
- a full-blooded sportsman
[ترجمه ترگمان] یه ورزش کار اصیل
[ترجمه گوگل] یک ورزشکار پر از خون
[ترجمه گوگل] یک ورزشکار پر از خون
• purebred; of unmixed ancestry; pedigreed
full-blooded is used to describe things that are intense or complete.
full-blooded is used to describe things that are intense or complete.
کلمات دیگر: