کلمه جو
صفحه اصلی

steering

انگلیسی به فارسی

فرمان، هدایت کردن، راندن، اداره کردن، راهنمایی کردن، بردن


انگلیسی به انگلیسی

• act of causing a vehicle to move in a particular direction (by means of a wheel, rudder, etc.)
the steering in a car or other vehicle is the mechanical parts of it which make it possible to steer.
a steering committee or a steering group is a group of people that manages the early stages of a project, in particular the order and priority of business.
see also steer.

دیکشنری تخصصی

[ریاضیات] تحقیق

جملات نمونه

1. power steering
(اتومبیل) فرمان هیدرولیک

2. the steering wheel is out of alignment
فرمان ماشین میزان نیست.

3. get ahold of the steering wheel firmly and don't be afraid
فرمان اتومبیل را محکم بگیر و نترس.

4. He was steering with only one hand.
[ترجمه علیزاده] او تنها با یک دست رانندگی می کرد
[ترجمه ترگمان]او تنها یک دستش را هدایت می کرد
[ترجمه گوگل]او تنها با یک دست فرمانروایی کرد

5. Turn the steering wheel hard to the right.
[ترجمه ترگمان]فرمان را به سختی به سمت راست برگردان
[ترجمه گوگل]چرخ فرمان را به سمت راست بچرخانید

6. Keep both hands on the steering wheel at all times.
[ترجمه ترگمان]در تمام مواقع هر دو دست را روی فرمان نگه دارید
[ترجمه گوگل]هر دو دست را در فرمان نگه دارید

7. A new book is like a boat steering people from a narrow stream to a vast ocean of life. May you brave the wind and waves in the sea of knowledge.
[ترجمه ترگمان]کتاب جدید مانند یک قایق است که مردم را از یک رودخانه باریک به سوی اقیانوس پهناور زندگی هدایت می کند شما می توانید در دریایی از دانش، باد و امواج را به خطر بیندازید
[ترجمه گوگل]یک کتاب جدید مانند قایق فرماندهی مردم از یک جریان باریک به یک اقیانوس بزرگ از زندگی است شاید باد و امواج را در دریای دانش شجاع باشید

8. The skill is in steering a middle course between the two extremes.
[ترجمه ترگمان]مهارت در هدایت یک دوره میانی بین دو حد افراطی است
[ترجمه گوگل]مهارت این است که یک دوره متوسط ​​بین دو افراطی را هدایت کند

9. I had the steering wheel on full lock .
[ترجمه ترگمان]فرمان را کاملا قفل کرده بودم
[ترجمه گوگل]من فرمان را به صورت کامل قفل کردم

10. There is something wrong with the steering.
[ترجمه ترگمان]فرمون یه مشکلی داره
[ترجمه گوگل]با فرمان چیزی اشتباه است

11. He had to hunch over the steering wheel to see anything.
[ترجمه ترگمان]او مجبور بود فرمان را روی فرمان خم کند تا چیزی ببیند
[ترجمه گوگل]او مجبور شد برای دیدن هر چیزی از فرمان استفاده کند

12. This car's steering isn't very responsive.
[ترجمه ترگمان]این فرمان اتومبیل حساسیت چندانی ندارد
[ترجمه گوگل]فرمان این خودرو بسیار پاسخگو نیست

13. The steering and braking are exactly what you want from a sporty car.
[ترجمه ترگمان]فرمان و ترمز دقیقا همان چیزی هستند که شما از یک اتومبیل ورزشی می خواهید
[ترجمه گوگل]فرمان و ترمز دقیقا همان چیزی است که شما از یک ماشین ورزشی می خواهید

14. There will be an economic steering committee with representatives of each of the republics.
[ترجمه ترگمان]یک کمیته راهبری اقتصادی با نمایندگان هر یک از این جمهوری وجود خواهد داشت
[ترجمه گوگل]یک کمیته رهبری اقتصادی با نمایندگان هر یک از جمهوری ها وجود خواهد داشت

15. The car has power steering and a central locking system.
[ترجمه ترگمان]ماشین دارای فرمان اتومبیل و یک سیستم قفل مرکزی است
[ترجمه گوگل]این ماشین دارای فرمان قدرت و سیستم قفل مرکزی است

پیشنهاد کاربران

فرمان گیری ، فرمان پذیری

رانش

هدایت پذیری

هدایت، کنترل، اداره

پیشرانه

فرمان اتومبیل


کلمات دیگر: