1. I really want to strangle him.
[ترجمه ترگمان]من واقعا می خواهم او را خفه کنم
[ترجمه گوگل]من واقعا میخواهم او را خفه کنم
2. He tried to strangle a border policeman and steal his gun.
[ترجمه ترگمان]سعی کرد یک پلیس مرزی را خفه کند و تفنگش را بدزدد
[ترجمه گوگل]او سعی کرد یک پلیس مرزی را خفه کند و اسلحه اش را سرقت کند
3. It's perfectly natural that she should try to strangle the opposition to her plans at birth .
[ترجمه ترگمان]این کاملا طبیعی است که او باید در هنگام تولد مخالفت خود را با برنامه های خود خفه کند
[ترجمه گوگل]کاملا طبیعی است که او باید سعی در مخالفت با طرح هایش در هنگام تولد داشته باشد
4. I could cheerfully strangle you for getting me into this mess!
[ترجمه ترگمان]من با خوشحالی تو را خفه می کردم که مرا به این مخمصه انداختی!
[ترجمه گوگل]من می توانم شما را خوشحال به دقت به من مراجعه کنید به این ظروف سرباز یا مسافر!
5. She tried to strangle her baby and her lover helped her finish the evil deed .
[ترجمه ترگمان]سعی کرد بچه اش را خفه کند و معشوقش به او کمک کرد تا کار شیطانی را تمام کند
[ترجمه گوگل]او سعی کرد کودک خود را خفه کند و عاشق او به او کمک کرد تا عمل بد را تمام کند
6. She felt a hot urge to strangle the child, but controlled herself.
[ترجمه ترگمان]دلش می خواست بچه را خفه کند، اما خودش را کنترل می کرد
[ترجمه گوگل]او احساساتی شدید برای خندیدن کودک داشت اما خود را کنترل می کرد
7. Mahmud was trying to strangle Sheikh.
[ترجمه ترگمان]محمود سعی داشت شیخ را خفه کند
[ترجمه گوگل]محمود سعی داشت شیخ را خفه کند
8. It also claims that McLean tried to strangle her.
[ترجمه ترگمان]همچنین ادعا می کند که مک لین قصد دارد او را خفه کند
[ترجمه گوگل]همچنین ادعا می کند که مک لین تلاش کرد او را خفه کند
9. He said his father had tried to strangle him thirty or forty times or more.
[ترجمه ترگمان]گفت که پدرش سعی کرده است سی یا چهل بار او را خفه کند
[ترجمه گوگل]او گفت پدرش سعی کرده بود تا سی و چهل و یا بیشتر آن را خفه کند
10. Therefore, their secret agenda is how best to strangle the utilities with as much bureaucracy and red tape as possible.
[ترجمه ترگمان]بنابراین، دستور کار مخفی آن ها این است که چگونه برنامه های مصرفی را با تشریفات اداری و تشریفات اداری تا حد امکان خفه کند
[ترجمه گوگل]بنابراین، برنامه های مخفی آنها این است که چگونه بهترین راه حل را با بوروکراسی و نوار اداری که ممکن است، خنثی کنیم
11. He give a strangle cry and fall to the floor.
[ترجمه ترگمان]او فریادی کشید و به زمین افتاد
[ترجمه گوگل]او گریه وحشت زده می کند و به زمین می افتد
12. Agreed. I want to strangle Skip 2 mypoo.
[ترجمه ترگمان] موافقم میخوام \"Skip\" رو خفه کنم
[ترجمه گوگل]موافقم من میخواهم خفه کنم Skip 2 mypoo
13. He tried to strangle his opponent.
[ترجمه ترگمان]سعی کرد حریف خود را خفه کند
[ترجمه گوگل]او سعی کرد حریف خود را خفه کند
14. No Venturi was required to potentially strangle the air flow.
[ترجمه ترگمان]هیچ Venturi برای خفه کردن جریان هوا مورد نیاز نبود
[ترجمه گوگل]هیچ ونتوری نباید جریان خون را به طور بالقوه خفه کند