کلمه جو
صفحه اصلی

springtime


معنی : فصل بهار، جوانی، شباب، بهار زندگانی
معانی دیگر : بهاران، فصل بهار، بهاران، هنگام بهار

انگلیسی به فارسی

فصل بهار، بهاران


بهار، فصل بهار، جوانی، شباب، بهار زندگانی


انگلیسی به انگلیسی

• spring, season prior to summer
springtime is the period of time during which spring lasts.

اسم ( noun )
(1) تعریف: the season of spring.
مشابه: spring

(2) تعریف: the first stage or period.
متضاد: evening

- the springtime of her career
[ترجمه ترگمان] فصل بهار شغلی او
[ترجمه گوگل] بهار زندگی حرفه ای او

مترادف و متضاد

فصل بهار (اسم)
spring, springtime

جوانی (اسم)
youth, springtime

شباب (اسم)
youth, springtime

بهار زندگانی (اسم)
springtime

جملات نمونه

1.
بهاران،هنگام بهار

2. Many birds mate in the springtime.
[ترجمه ترگمان]بسیاری از پرندگان در فصل بهار رفیق می شوند
[ترجمه گوگل]بسیاری از پرندگان در فصل بهار متمادی هستند

3. The sap rises in trees in springtime.
[ترجمه ترگمان]شیره درخت در بهار رشد می کند
[ترجمه گوگل]ساقه در بهار درختان افزایش می یابد

4. It was springtime and the fruit trees were in bud.
[ترجمه ترگمان]بهار بود و درختان میوه در غنچه بودند
[ترجمه گوگل]بهار بود و درختان میوه در جوانه بود

5. At springtime this river always overruns.
[ترجمه ترگمان]در بهار این رودخانه همیشه overruns است
[ترجمه گوگل]در فصل بهار این رودخانه همیشه سرازیر می شود

6. It was springtime and the slopes were ablaze with almond blossoms.
[ترجمه ترگمان]بهار بود و دامنه های پوشیده از شکوفه های بادام بود
[ترجمه گوگل]بهار بود و دامنه ها با شکوفه های بادام شلیک می کردند

7. The blossom on the trees looks lovely in springtime.
[ترجمه ترگمان]شکوفه درختان در بهار زیبا به نظر می رسد
[ترجمه گوگل]شکوفه بر روی درخت به نظر می رسد دوست داشتنی در بهار

8. River ice in springtime, breaking, a force of nature coming alive, rising, sweeping everything before it.
[ترجمه ترگمان]یخ رودخانه در بهار، شکستن، نیروی طبیعت زنده، از جا برمی خاست و همه چیز را پیش از آن پاک می کند
[ترجمه گوگل]یخ ریختن بهار، شکستن، نیروی طبیعت زنده است، افزایش، همه چیز را قبل از آن فرا می گیرد

9. Its springtime for President Bill Clinton as he watches his Republican challengers rip each other to shreds.
[ترجمه ترگمان]بهار آن برای رئیس جمهور بیل کلینتون، زمانی که رقبای خود را تماشا می کند، یکدیگر را تکه تکه می کنند
[ترجمه گوگل]بهار او برای بیل کلینتون، رئیس جمهور، زمانی که تماشاگران جمهوری خواهی جمهوریخواه او را به چنگال می اندازند

10. Majorca was renowned for its springtime almond blossom, Fernando had told her.
[ترجمه ترگمان]ماجورکا به خاطر بهار امسال، Fernando مشهور بود
[ترجمه گوگل]فرناندو به او گفته بود که مایورکا برای شکوفه های بادام بهار خود مشهور است

11. Springtime flatters this part of the Somme countryside, undramatic with its flat fields and scattered villages.
[ترجمه ترگمان]Springtime این بخش از حومه Somme، undramatic با زمین های مسطح و روستاهای پراکنده را flatters می کند
[ترجمه گوگل]بهار و تابستان این قسمت از حومه شهر Somme را مسحور می کند، با رشته های مسطح و روستاهای پراکنده آن ناشناخته است

12. However, this was in the springtime of her trouble.
[ترجمه ترگمان]به هر حال، این در بهار of بود
[ترجمه گوگل]با این حال، این در بهار مشکل او بود

13. Winter Walk threads evergreens, and Springtime Path shows off the wildflowers blooming in that season.
[ترجمه ترگمان]گل های پیاده روی زمستانی از درختان همیشه بهار لذت می برند، و مسیر Springtime گل های وحشی را در آن فصل نشان می دهد
[ترجمه گوگل]Winter Walk، همیشه سبز، و Springtime Path نشان می دهد که گلهای گل وحشی که در آن فصل گل می دهند

14. Rugged mountains, clear icy streams, and in springtime carpets of pink and blue opium poppies bending in the wind.
[ترجمه ترگمان]کوهستان های ناهموار، نهره ای خنک و در بهار فرش های صورتی و آبی و آبی در معرض وزش باد خم شده بودند
[ترجمه گوگل]کوه های ناهموار، جریان های یخی یخی و در فرش های بهار از خاک های تریاک صورتی و آبی که در باد خم می شوند

پیشنهاد کاربران

بهاری


کلمات دیگر: