خیره شدم، خیره شدن، خیره نگاه کردن، سیخ ایستادن، رک نگاه کردن
stared
انگلیسی به فارسی
پیشنهاد کاربران
نگاه می کردند، نظاره می کردند
To look at someone or some thing carefully and don't take the look yp
خیره شدن
خیره شدن به چیزی یا کسی
کلمات دیگر:
خیره شدم، خیره شدن، خیره نگاه کردن، سیخ ایستادن، رک نگاه کردن