کلمه جو
صفحه اصلی

striation


شیارچه داری، خش داری، خط خطی بودن، ترتیب شیارچه ها یا خط ها، خط بندی

انگلیسی به فارسی

خط بندی


سکانس


انگلیسی به انگلیسی

اسم ( noun )
(1) تعریف: a pattern or arrangement of striae.

(2) تعریف: the state or condition of having striae.

• state of being marked with narrow lines or grooves; stria; parallel scratches or grooves caused by glacial movement (geology)

جملات نمونه

1. What has caused the striations in this rock?
[ترجمه حمید سانی] چه چیزی باعث بوجود آمدن این شیارها دراین سنگ شده است
[ترجمه ترگمان]چی باعث خراش های روی این سنگ شده؟
[ترجمه گوگل]چه چیزی موجب شده است در این سنگ؟

2. This leaves long parallel striations running along the wire.
[ترجمه ترگمان]این برگ ها موازی با سیم موازی هستند که در امتداد سیم حرکت می کنند
[ترجمه گوگل]این حرکات موازی موازی در امتداد سیم است

3. The defects such as growth striation constitutional supercooling, stress and dislocation are also dis-cussed in the paper.
[ترجمه ترگمان]نقایصی مانند رشد striation قانون اساسی، استرس و نابجایی در این مقاله توضیح داده می شوند
[ترجمه گوگل]نقص هایی همچون چرخش رشد، تعرض مجدد قانون اساسی، استرس و جابجایی نیز در این مقاله بحث شده است

4. The constitutional supercooling and internal growth striation in the SNLN crystals have been overcome and the optical homogeneity of the crystals have been improved by employing optimum growth. . .
[ترجمه ترگمان]The های اساسی و رشد درونی striation در کریستال های SNLN مغلوب شده اند و همگنی نوری این بلورها با استفاده از رشد بهینه بهبود یافته اند
[ترجمه گوگل]برهم خوردن قانون اساسی و رشد داخلی در کریستال SNLN غلبه کرده و همگن بودن نوری کریستال ها با استفاده از رشد مطلوب بهبود یافته است

5. Objective To introduce a method for examination of striation marks left by claw - hammer.
[ترجمه ترگمان]هدف معرفی روشی برای بررسی علامت های منفی که با چنگال - چنگال باقی مانده اند
[ترجمه گوگل]هدف معرفی یک روش برای بررسی علامت های استریتی باقی مانده توسط پنجه - چکش

6. Fluorin can avoid brown striation and whiten skins.
[ترجمه ترگمان]Fluorin می توانند از رنگ های قهوه ای و سفید سفید پوست خودداری کنند
[ترجمه گوگل]Fluorin می تواند از قهوه ای قهوه ای و پوسته سفید استفاده کند

7. The chief character of fracture is fatigue striation and dimple.
[ترجمه ترگمان]شخصیت اصلی شکستگی ناشی از خستگی و چاه زنخدان است
[ترجمه گوگل]شخصیت اصلی شکست، خستگی و خستگی است

8. The striation spacing was observed to vary between 5 and 10 microinches.
[ترجمه ترگمان]فاصله striation بین ۵ تا ۱۰ microinches متفاوت بود
[ترجمه گوگل]بین فاصله بین 5 تا 10 میکرومتر مشاهده شد

9. Striation - Defects or contaminations found in the shape of a helix.
[ترجمه ترگمان]Striation - نقص ها و یا contaminations یافت شده در شکل یک مارپیچ
[ترجمه گوگل]استراتژی - نقص یا آلودگی هایی که در شکل یک مارپیچ یافت می شوند

10. The fatigue fracture characteristics were fatigue striation, ductile microvoid, and quasi-cleavage-like fracture characteristic.
[ترجمه ترگمان]ویژگی های شکست خستگی، striation خستگی، چکش خواری چکش خوار، و مشخصه شکست شبه cleavage بودند
[ترجمه گوگل]ویژگی های شکستگی خستگی عبارت بودند از خستگی خفیف، میکرووویود مجذور، و ویژگی شکست شبه شبه تقسیم

11. The spectrum radiance in bright and dark region of striation discharge is studied experimentally.
[ترجمه ترگمان]درخشندگی طیفی در ناحیه روشن و تاریک تخلیه striation به صورت تجربی مورد مطالعه قرار گرفته است
[ترجمه گوگل]تابش طیف در ناحیه روشن و تاریک تخلیه استریلی مورد آزمایش قرار گرفته است

12. Fig . 9 Myocardium cell of Procambarus clark ii . Showing striation of myofibril.
[ترجمه ترگمان]شکل ۲ گروه ۹ myocardium کلارک ۲ نشان دادن striation ها
[ترجمه گوگل]شکل 9 سلول میوکارد Procambarus clark ii نمایش کشیدگی مایوفیبریل

پیشنهاد کاربران

مخطط

striation ( زمین‏شناسی )
واژه مصوب: شیار 4
تعریف: خراش یا خط معمولاً موازی بر روی سطح سنگ که براثر یک رویداد زمین‏شناختی مانند حرکت یخسارها و رودها یا گسلش به وجود آمده است


کلمات دیگر: