کلمه جو
صفحه اصلی

steward


معنی : پیشکار، ناظر، مباشر، خوانسالار، وکیل خرج
معانی دیگر : (از نظر وجدانی) مسئول، نیکدار، گویر، آبدار باشی، سر پیشخدمت، (کشتی و هواپیما و غیره) مهماندار (برای هواپیما امروزه بیشتر می گویند: flight attendant)، (کشتی) افسر مسئول آذوقه و آشپزخانه، (مخفف) shop steward، کارپرداز، کارگزار، مامور خرید، مباشرت کردن

انگلیسی به فارسی

وکیل خرج، پیشکار، مباشر، ناظر، مباشرت کردن


انگلیسی به انگلیسی

اسم ( noun )
(1) تعریف: one who manages or supervises money or property belonging to another or others; agent.
مشابه: manager

(2) تعریف: a person hired by a large estate, club, hotel, or the like to take charge of household operations, such as ordering supplies and supervising staff.

(3) تعریف: an employee on an airplane, train, or ship who waits on and attends to the needs of passengers.
فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: stewards, stewarding, stewarded
• : تعریف: to act or serve as steward of.
فعل ناگذر ( intransitive verb )
مشتقات: stewardship (n.)
• : تعریف: to act as or be a steward.

• one who oversees the property or affairs of another, manager; one who is hired to run an estate or other establishment; one who tends to passengers on an airplane (or ship, etc.)
a steward is a man whose job is to look after passengers on a ship or plane.
a steward is also someone who helps to organize a race, march, or other public event.
see also shop steward.

مترادف و متضاد

پیشکار (اسم)
agent, steward, chamberlain, majordomo

ناظر (اسم)
proctor, supervisor, superintendent, warden, bailiff, steward, chamberlain, majordomo, bystander, overseer, viewer, spectator, surveillant, butler, onlooker, looker on, controller, intendant, manciple

مباشر (اسم)
manager, foreman, supervisor, superintendent, steward, overseer, intendant

خوانسالار (اسم)
steward, majordomo, sewer, house steward

وکیل خرج (اسم)
steward, majordomo

جملات نمونه

1. He was selected to steward a team.
[ترجمه ترگمان]او به عنوان مربی تیم انتخاب شد
[ترجمه گوگل]او به عنوان یک تیم انتخاب شد

2. He's the steward of the City of Wakefield's Working Men's Club.
[ترجمه ترگمان]او پیشکار باشگاه مردان کار ویکفیلد است
[ترجمه گوگل]او مدافع باشگاه کارگران شهر ویکفیلد است

3. Moore was acting as steward to Sir Michael le Fleming.
[ترجمه ترگمان]مور به عنوان ناظر سر مایکل le عمل می کرد
[ترجمه گوگل]مور به عنوان سرپرست سر مایکل لو فلمینگ عمل می کرد

4. Kissinger was now chief steward of US foreign policy.
[ترجمه ترگمان]Kissinger رئیس سیاست خارجی آمریکا بود
[ترجمه گوگل]کیسینجر در حال حاضر سرپرست سیاست خارجی ایالات متحده بود

5. He's the steward of the club.
[ترجمه ترگمان]مباشر باشگاه است
[ترجمه گوگل]او استوارت باشگاه است

6. Mr Steward said that the bank charges no fees or premiums for Shire.
[ترجمه ترگمان]آقای کارگزار گفت که این بانک هیچ حق یا حق بیمه برای شایر ندارد
[ترجمه گوگل]آقای استیوارد گفت که این بانک هیچ هزینه یا حق بیمه برای شایر را نمی پردازد

7. Ross, the steward, appeared, commiserated that they were all soaked through and took them into the lounge.
[ترجمه ترگمان]راس، مباشر، به نظر می رسید که همه خیس شده بودند و آن ها را به سالن پذیرایی می بردند
[ترجمه گوگل]راس، استوارت، ظاهر شد، اعتراض کرد که همه آنها از طریق آنها خیس شده و آنها را به سالن آوردند

8. The predator must become a repentant steward.
[ترجمه ترگمان] اون شکارچی باید یه پیشکار repentant بشه
[ترجمه گوگل]شکارچی باید تبدیل به یک ستوان توبه شود

9. But Fred was just a steward, and I had to pretend in a superior way to condescend to him.
[ترجمه ترگمان]اما فرد فقط مباشر بود و من ناچار بودم تظاهر کنم که برای او فروتنی می کنم
[ترجمه گوگل]اما فرد فقط یک مدیر بود و من مجبور بودم به شیوه ای برتر از او تسلیت بگویم

10. Thus Gloucester made Hugh Hastings his deputy as steward in the soke of Snaith.
[ترجمه ترگمان]از این رو، گلاستر نماینده خود را به عنوان مباشر در the of منصوب کرد
[ترجمه گوگل]بنابراین، گلاستر، هوگو اشتاینز، معاون خود را به عنوان استوارت در سوک Snaith ساخته است

11. Remember, this is an election for shop steward.
[ترجمه ترگمان]به خاطر داشته باشید که این انتخابات پیشکار است
[ترجمه گوگل]به یاد داشته باشید، این انتخاب برای مدیر فروشگاه است

12. Donna ordered brandy from the steward and sat gazing at the window of the train.
[ترجمه ترگمان]دونا از مباشر براندی سفارش داد و به پنجره قطار خیره شد
[ترجمه گوگل]دونا دستور داد که براندی را از استوارت بگذراند و در پنجره قطار تماشا می کند

13. These, under the Steward and Moray, were not to attempt ingress until they received a signal from the front party.
[ترجمه ترگمان]این افراد تحت کارگزاری و مورای، تا زمانی که از طرف مقابل علامتی از طرف مقابل دریافت نکرده بودند، اقدام به نفوذ نکردند
[ترجمه گوگل]اینها، تحت استیوارد و موری، تا زمانی که سیگنال از طرف مقابل دریافت نکردند، سعی در ورود پیدا نکردند

14. In the spring the clan chief's steward came ashore to find the last surviving woman on the rocky shore.
[ترجمه ترگمان]در بهار پیشکار رئیس قبیله به ساحل آمد تا آخرین زن باقیمانده را در ساحل صخره ای پیدا کند
[ترجمه گوگل]در فصل بهار، استیوای رهبر قبیله نشین برای پیدا کردن آخرین زن باقی مانده در ساحل سنگی آمد

our responsibility as stewards of the earth's resources

مسئولیت ما به عنوان نیکداران منابع زمین


پیشنهاد کاربران

مهماندار هواپیما

مهماندار

مهماندار هواپیما و کشتی ( مرد )
اما بدلیل بار معنایی این کلمه ( تبعیض جنسیتی ) از flight attendant استفاده میشه.
Stewardess=مهماندار زن

متولی


کلمات دیگر: