کلمه جو
صفحه اصلی

stepbrother


معنی : نابرادری
معانی دیگر : برادر ناتنی، نابرادری

انگلیسی به فارسی

نابرادری


برادر ناتنی، نابرادری


انگلیسی به انگلیسی

اسم ( noun )
• : تعریف: the son of one's stepmother or stepfather by a previous marriage.

• son of one's stepparent
your stepbrother is the son of your stepfather or stepmother.

مترادف و متضاد

نابرادری (اسم)
half-blood, stepbrother, half-brother

جملات نمونه

1. Caro said her stepbrother was Robert Marsh the naturalist.
[ترجمه حسینی] کارو گفت که برادر ناتنی او رابرت مارش طبیعتگراست.
[ترجمه ترگمان]Caro گفت که stepbrother، روبرت Marsh است
[ترجمه گوگل]کارو گفت که برادر نوبل او رابرت مارش، طبیعتگرای است

2. His stepbrother, half-scandalized and wholly impressed by Herbert's levity, never forgot the episode.
[ترجمه ترگمان]برادر ناتنی - برادر ناتنی - هربرت در این مورد کاملا تحت تاثیر levity هربرت قرار گرفته بود و هیچ وقت آن قسمت را فراموش نکرده بود
[ترجمه گوگل]پدربزرگش، نیمه رسوایی و کاملا تحت تاثیر قرار دادن هربرت، هرگز قسمت را فراموش نکرد

3. Perhaps Caro's declaration that her stepbrother was very likeable had not just stemmed from partiality.
[ترجمه ترگمان]شاید این اظهار Caro این بود که برادر ناتنی او خیلی دوست داشتنیه
[ترجمه گوگل]شاید اعلام Caro که خواهرزاده او بسیار دوست داشتنی بود، نه تنها از فریبندگی ناشی شد

4. The notion that Caro's stepbrother was called something totally different niggled at her.
[ترجمه ترگمان]این چیزی بود که برادر ناتنی Caro چیز دیگری در او خوانده می شد
[ترجمه گوگل]مفهوم این است که شاگردی کارو چیزی کاملا متفاوت در او نامیده می شود

5. Shari struggles against her passionate feelings for her stepbrother.
[ترجمه ترگمان]کش مکش با احساسات عاشقانه نسبت به برادر ناتنی - ش
[ترجمه گوگل]شری علیه احساسات پرشور او برای شاگردش مبارزه می کند

6. Your son resents his stepbrother for taking up your time, and is worried that you don't love him any more.
[ترجمه ترگمان]پسرت از برادر ناتنی - ت خوشش میاد که وقتت رو بگیره و نگران این که تو هم دوستش نداری
[ترجمه گوگل]پسرم از زمان برداشتن از وقت خود خواسته است که فرزندش را تربیت کند و نگران است که دیگر او را دوست نداشته باشید

7. I've suddenly acquired a stepbrother.
[ترجمه ترگمان] من یه دفعه یه برادر ناتنی به دست آوردم
[ترجمه گوگل]من ناگهان یک گام برادر را به دست آوردم

8. Oddly, his mother and father were stepbrother and stepsister to each other.
[ترجمه ترگمان]به طرز عجیبی، پدر و مادرش برادر ناتنی و خواهر ناتنی بودند
[ترجمه گوگل]عجیب و غریب، مادر و پدرش، خواهرزاده و خواهرزاده یکدیگر بودند

9. Your new stepbrother told me about your problem at school.
[ترجمه ترگمان]برادر ناتنی جدیدت در مورد مشکل تو تو مدرسه بهم گفت
[ترجمه گوگل]پدربزرگ جدید شما در مورد مشکل شما در مدرسه به من گفت

10. Getting ready for my stepbrother Nashty tonight!
[ترجمه ترگمان]! واسه امشب آماده شدن واسه برادر ناتنی م - - - - - - - - - - - - - - - - - -
[ترجمه گوگل]امشب آماده شدن برای خواهر ناصری من!

11. Johnathan's twin brother, Joseph James, and a 12-year-old stepbrother were not injured and are staying with relatives.
[ترجمه ترگمان]برادر دوقلوی Johnathan، جوزف جیمز، و یک کودک ۱۲ ساله زخمی نشده اند و با بستگان خود بسر می برند
[ترجمه گوگل]برادر دوقلو جاناتان، جوزف جیمز، و یک برادر 12 ساله، زخمی نشوند و با بستگان اقامت کنند

12. His stepbrother, a fifth-grader, "seemed older" at spring break, "almost in that age where he kind of wants guidance, like a big brother," Sannes said.
[ترجمه ترگمان]Sannes گفت که stepbrother، یک دانش آموز کلاس پنجم، \"در آغاز بهار\" بزرگ تر به نظر می رسید، \" تقریبا در همان سنی که او به نوعی راهنمایی می خواهد، مانند یک برادر بزرگ \"
[ترجمه گوگل]سانس گفت: 'گام برادرش، پنجمین گرندر،' به نظر می رسد بزرگتر در فصل بهار '، تقریبا در آن سن که او می خواست راهنمایی، مانند یک برادر بزرگ، می گوید

13. King Abdullah appointed his stepbrother Prince Sultan bin Abdulaziz as heir.
[ترجمه ترگمان]ملک عبدالله بن عبدالعزیز شاهزاده سلطان بن عبدالعزیز را به عنوان ولیعهد منصوب کرد
[ترجمه گوگل]پادشاه عبدالله شاهزاده سلطان بن عبدالعزیز، خواهر مرحوم خود را به عنوان وارث منصوب کرد

14. I'v suddenly acquire a stepbrother.
[ترجمه ترگمان] من یه دفعه یه برادر ناتنی برات پیدا کردم
[ترجمه گوگل]من ناگهان یک گام برادر را می گیرم

15. Was it possible her friend had been matchmaking - her stepbrother and her best friend?
[ترجمه ترگمان]ایا ممکن بود که دوستش ازدواج کرده باشد - برادر ناتنی و بهترین دوستش؟
[ترجمه گوگل]آیا ممکن بود دوستش دوست داشتنی باشد - خواهرزاده و بهترین دوستش؟

پیشنهاد کاربران

برادر خوانده

نابرادری
نابرادری که نه از پدر و نه از مادر به شما مربوط میشود.
مثلا: پدر کسی با زنی که ازدواج میکند که فرزند پسر دارد از شوهر قبلی و اون فرزند step brother میشود.
و یا مادر کسی با مردی ازدواج میکند که خود از زن قبلی فرزند پسر دارد.

برادرناتنی

ممکنه که تفاوت step brother رو با half brother رو ندونید،
از step زمانی استفاده میشه که زن و شوهری که هرکدوم از قبل فرزندانی داشتن ازدواج میکنن و فرزندان اونها هیچ نسبتی خاصی باهم ندارن، بنابراین نسبت اونها با step brother و stepsister تعریف میشه. که البته فرزندان هم پدر و مادرشونو با stepfather و stepmother میشناسند
و اما half - brother همونطور که میبینید از کلمه half استفاده شده و به این معناست که دونفر فقط در یکی از والدین مشترک هستند

Half brother برادری که از ازدواج اول حاصل شده
Step brotherبرادری که حاصل ازدواج دوم است

برادرانی که نسبت خونی بایکدیگر ندارند.


کلمات دیگر: