کلمه جو
صفحه اصلی

full blown


(گل) شکفته، باز شده، تمام شکفته، پرباد، کامل، کاملا افراشته باز، تمام شگفته

انگلیسی به انگلیسی

صفت ( adjective )
(1) تعریف: at peak bloom.

- full-blown roses
[ترجمه ترگمان] رز ماری که پر از گل سرخ بود
[ترجمه گوگل] گل رز کامل

(2) تعریف: completely developed or matured.
متضاد: incipient
مشابه: full-fledged, mature

- a full-blown woman
[ترجمه ترگمان] یه زن دیوانه ساز
[ترجمه گوگل] یک زن کامل
- a full-blown marketing strategy
[ترجمه ترگمان] یک استراتژی بازاریابی تمام عیار
[ترجمه گوگل] یک استراتژی بازاریابی کامل

• completely developed, fully mature, in full bloom
full-blown things are complete and fully developed.

پیشنهاد کاربران

تمام عیار

گل کامل باز شده

کاملا شکوفا، کاملا شکفته

( بیماری ) پیشرفته، کاملا پیشرفت کرده، در مرحله کامل پیشرفت
پیشرفت کامل ( بیماری )

completely/fully developed*
having all the qualities of something that is at its most complete or advanced stage*
possessing or exhibiting all the usual or necessary features or symptoms*



Having all the qualities of something
هر چیزی که مرحله رشد خودش رو طی کرده و الان به بلوغ کامل یا رشد نهایی خودش رسیده .


The drop in shares could develop into a full - blown crisis

ریزش سهام میتونه به یک فاجعه کامل تبدیل بشه.

@لَنگویچ






کلمات دیگر: