کلمه جو
صفحه اصلی

spinal


معنی : پشتی، صلبی، ظهری، فقراتی، وابسته به تیره پشت
معانی دیگر : مهره ای، خاری، وابسته به ستون فقرات یا مغز تیره، مازه ای، spinally وابسته به تیره پشت

انگلیسی به فارسی

( spinally ) وابسته به تیره پشت، فقراتی، پشتی، صلبی


ستون فقرات، فقراتی، پشتی، ظهری، وابسته به تیره پشت، صلبی


انگلیسی به انگلیسی

صفت ( adjective )
(1) تعریف: of, pertaining to, affecting, or near the spine or spinal cord.

- spinal column
[ترجمه ترگمان] ستون فقرات
[ترجمه گوگل] ستون فقرات
- spinal meningitis
[ترجمه ترگمان] meningitis ستون فقرات
[ترجمه گوگل] مننژیت نخاعی

(2) تعریف: like a spine; spiny.
اسم ( noun )
مشتقات: spinally (adv.)
• : تعریف: a spinal anesthetic.

• pertaining to the spinal column, referring to the backbone
spinal means relating to your spine.

مترادف و متضاد

پشتی (صفت)
spinal, tergal

صلبی (صفت)
consanguine, spinal

ظهری (صفت)
dorsal, spinal, neglected, tergal, thrown behind

فقراتی (صفت)
spinal

وابسته به تیره پشت (صفت)
spinal

جملات نمونه

1. spinal cord
نخاع شوکی،مغز حرام

2. the spinal column
ستون فقرات

3. The vertebral column surrounds and protects the spinal cord.
[ترجمه ترگمان]ستون فقرات از نخاع محافظت می کند و از آن محافظت می کند
[ترجمه گوگل]ستون مهره از طناب نخاعی محافظت می کند

4. He's now helping other people with spinal injuries to lead an independent life.
[ترجمه ترگمان]او در حال حاضر به افراد دیگر با آسیب های نخاع کمک می کند تا بتوانند یک زندگی مستقل را رهبری کنند
[ترجمه گوگل]او اکنون به دیگران با جراحت های ستون فقرات برای زندگی مستقل کمک می کند

5. This movement lengthens your spine and tones the spinal nerves.
[ترجمه ترگمان]این حرکت به ستون فقرات شما فشار می آورد و به اعصاب ستون فقرات متصل می شود
[ترجمه گوگل]این حرکت طول ستون فقرات شما را افزایش می دهد و اعصاب نخاعی را تون می کند

6. If sophisticated reflexes can be mediated by the spinal cord, what is the purpose of the brain?
[ترجمه ترگمان]اگر واکنش های پیچیده را می توان با طناب نخاعی انجام داد، هدف از مغز چیست؟
[ترجمه گوگل]اگر رفلکس های پیچیده می توانند توسط نخاع متاثر شوند، هدف مغز چیست؟

7. With spinal cord injuries, recovery can be prolonged.
[ترجمه ترگمان]با آسیب طناب نخاعی، بهبودی می تواند طولانی شود
[ترجمه گوگل]با آسیب نخاعی، بهبودی می تواند طولانی باشد

8. They had rudimentary spinal columns and became the forerunners of fish.
[ترجمه ترگمان]آن ها ستون فقرات ستون فقرات را داشتند و پیشگامان ماهیگیری می شدند
[ترجمه گوگل]آنها دارای ستون های اولیه ستون فقرات و پیشگامان ماهی بودند

9. The condition is characterized by spinal cysts and the gradual erosion of spinal nerves.
[ترجمه ترگمان]این بیماری توسط cysts ستون فقرات و فرسایش تدریجی اعصاب نخاعی شناخته می شود
[ترجمه گوگل]این وضعیت توسط کیست های ستون فقرات و فرسایش تدریجی اعصاب نخاعی مشخص می شود

10. But Peter's back was broken and his spinal cord damaged.
[ترجمه ترگمان]اما پشت سر پیتر شکسته بود و ستون فقراتش آسیب دیده بود
[ترجمه گوگل]اما پشت پیتر شکسته شد و طناب نخاعی او آسیب دیده است

11. Invasion of the spinal cord causes paralysis of the arms and legs or of the trunk.
[ترجمه ترگمان]تجاوز به نخاع موجب فلج شدن بازوها و پاها و یا تنه درخت می شود
[ترجمه گوگل]تهاجمی از نخاع موجب فلج اسلحه و پاها یا تنه می شود

12. The percentage improvement in spinal bone mineral density is similar to that reported in normal women receiving this dose of oestrogen.
[ترجمه ترگمان]افزایش درصد تراکم مواد معدنی استخوان ستون فقرات مشابه به زنانی است که میزان هورمون استروژن خون را دریافت می کنند
[ترجمه گوگل]درصد بهبودی در تراکم معدنی استخوان ستون فقرات مشابه این است که در زنان معمولی که این دوز استروژن دریافت می کنند، گزارش شده است

13. He immediately ordered a spinal tap that confirmed polio, and she was moved to the floor for contagious diseases.
[ترجمه ترگمان]او بلافاصله دستور یک ضربه نخاعی را داد که فلج اطفال را تایید کرد و او برای بیماری های مسری به زمین منتقل شد
[ترجمه گوگل]او بلافاصله به یک ضربه نخاعی دستور داد که بیماری فلج اطفال را تایید کرد و به بیماری های مسری منتقل شد

14. Meanwhile, though rumours of a Spinal Tap sequel are exaggerated, the band do plan a London concert this summer.
[ترجمه ترگمان]در همین حال، گرچه شایعات مربوط به دنباله داستان نخاعی، اغراق آمیز هستند، گروه در تابستان امسال برنامه کنسرت لندن را برنامه ریزی می کنند
[ترجمه گوگل]در همین حال، هر چند شایعات در مورد امواج ضربه ای ستون فقرات اغراق آمیز است، گروه این تابستان یک کنسرت لندن را برنامه ریزی می کند

15. Ten patients had been treated for prostate cancer and one had experienced a spinal cord injury.
[ترجمه ترگمان]ده بیمار برای سرطان پروستات درمان شده اند و یکی از آن ها آسیب نخاعی را تجربه کرده است
[ترجمه گوگل]ده بیمار برای سرطان پروستات درمان شده اند و یک آسیب نخاعی را تجربه کرده اند

پیشنهاد کاربران

نخاعی


کلمات دیگر: