1. spousal benefits
مزایای زن (یا شوهر)
2. Also patron of cowherds, spousal separation, and unhappily married men.
[ترجمه ترگمان]همچنین patron از جدایی از زناشویی، از جدایی از زناشویی، و با ناراحتی از مردان متاهل
[ترجمه گوگل]همچنین حامی خزندگان، جدایی ازدواج، و مردان متاهل ناخوشایند
3. Spousal abuse is much in the news, as much or more so as child abuse.
[ترجمه ترگمان]سو استفاده نادرست در اخبار بسیار بیشتر یا بیشتر به عنوان سو استفاده از کودکان مورد استفاده قرار می گیرد
[ترجمه گوگل]سوءاستفاده از شوهر بسیار زیاد است، چون بیشتر یا بیشتر، به دلیل سوء استفاده از کودک
4. Also patron of spousal separation. Feast day, March 2
[ترجمه ترگمان]همچنین حامی جدایی زوجی بود روز بزرگداشت ۲ مارس
[ترجمه گوگل]همچنین حامی جدایی طلبی روز جشن، 2 مارس
5. The spousal notification requirement is thus likely to prevent a significant number of women from obtaining an abortion.
[ترجمه ترگمان]بنابراین این شرط اعلام ازدواج احتمال دارد که تعداد قابل توجهی از زنان از سقط جنین جلوگیری کنند
[ترجمه گوگل]بنابراین، الزام اطلاع رسانی به دوشیزگی مانع تعداد قابل توجهی از زنان از سقط جنین می شود
6. Spousal revenge "is the most rare form of filicide, the murder of a child by a parent.
[ترجمه ترگمان]انتقام جویانه ترین شکل of، قتل یک کودک توسط پدر و مادر است
[ترجمه گوگل]انتقام ازدواج 'یکی از شایع ترین شکل های روانی، قتل یک کودک توسط والدین است
7. As to spousal, it when that does is OK that when that does.
[ترجمه ترگمان]اما به هر حال، وقتی این کار را انجام می دهد خوب است که چه زمانی این کار را انجام می دهد
[ترجمه گوگل]در مورد همسر، زمانی که این کار درست است، زمانی که انجام می شود
8. The neighbors accused the man of spousal abuse.
[ترجمه ترگمان]همسایگان او را به سو استفاده از شوهران خود متهم کردند
[ترجمه گوگل]همسایگان مرد را به سوء استفاده از دوشادوش متهم کرد
9. He charged the man with spousal abuse.
[ترجمه ترگمان]اون مرد رو متهم به سواستفاده از زن کرد
[ترجمه گوگل]او مردی را با سوء استفاده از دوشیزه متهم کرد
10. Armour: " Hold spousal, why do bridegroom and bride want a hand to pulling a hand? "
[ترجمه ترگمان]آرمر: \"زوجی را نگاه دارید، چرا داماد و عروس می خواهند یک دست را بکشند؟\"
[ترجمه گوگل]زره 'نگه داشتن همسر، چرا عروس و عروس می خواهید یک دست به دست کشیدن دست؟ '
11. Family and marital spousal right: spousal right is an entitlement that is legally enforceable.
[ترجمه ترگمان]خانواده و همسر حق داشتن: حق ازدواج حق است که به طور قانونی لازم الاجرا باشد
[ترجمه گوگل]حق همسر حقوقی خانواده و همسر، حق الزحمه ای است که از لحاظ قانونی قابل اجرا است
12. Though having spousal relationship, husband and wife are independent subjects of civil law.
[ترجمه ترگمان]اگر چه داشتن رابطه همسر، همسر و همسرش، موضوع مستقل حقوق مدنی هستند
[ترجمه گوگل]اگرچه داشتن رابطه همسر، شوهر و همسر، موضوع مستقل قانون مدنی هستند
13. Victims of spousal hitting - especially women - often suffer adverse health outcomes.
[ترجمه ترگمان]قربانیان کتک زدن همسر - به خصوص زنان - اغلب از پیامدهای نامطلوبی در سلامتی رنج می برند
[ترجمه گوگل]قربانیان ضربه زدن به دوشیزگی - به ویژه زنان - اغلب از نتایج سلامت ناشی از رنج می برند
14. D. The man is a counselor for spousal abuse.
[ترجمه ترگمان]مرد یک مشاور برای سو استفاده همسر است
[ترجمه گوگل]د مرد مشاور روحانی است