کلمه جو
صفحه اصلی

splashy


معنی : دارای ترشح، دارای صدای چلپ چلوپ
معانی دیگر : دارای صدای چلپ چلپ، شلپ شلپی، خیس (و پاشیدنی)، گل آبی، گل آب مانند، پوشیده از هر چیز پاشیده شده یا مالیده شده (با بی دقتی)

انگلیسی به فارسی

دارای ترشح، دارای صدای چلپ چلوپ


انگلیسی به انگلیسی

• can be easily spattered or dashed; making splashing sounds or movements; ostentatious, showy; marked with splashes of contrasting colors

مترادف و متضاد

دارای ترشح (صفت)
splashy

دارای صدای چلپ چلوپ (صفت)
splashy

جملات نمونه

1. Hollywood tends to make splashy films with lots of star actors.
[ترجمه ترگمان]هالیوود سعی دارد فیلم های splashy با بسیاری از بازیگران ستاره بسازد
[ترجمه گوگل]هالیوود تماشا می کند فیلم های پراکسی را با بسیاری از بازیگران ستاره ای ایجاد کند

2. The skirt was printed with splashy flowers, the colours a little tired.
[ترجمه ترگمان]دامنش با گل های splashy چاپ شده بود، رنگ ها کمی خسته شده بودند
[ترجمه گوگل]دامن با گل های پلاستیکی چاپ شد، رنگ کمی خسته بود

3. Where Pollock's painting is rangy, splashy, spontaneous, Johns's Target is uptight and laboriously thought out.
[ترجمه ترگمان]در جایی که نقاشی پولاک در آنجا rangy، splashy، خود فی البداهه، هدف جانز uptight و به شدت در حال تفکر است
[ترجمه گوگل]نقاشی که در آن نقاشی پولاک است، زرق و برق دار، جسمی و جسمی هدفمند است و بسیار دشوار است

4. The splashy novelty number was a big hit.
[ترجمه ترگمان]این شماره جدید عالی یه ضربه بزرگ بود
[ترجمه گوگل]شماره تازۀ چلپ چلوپ ضربه بزرگی بود

5. The first year was splashy, as he intended it to be.
[ترجمه ترگمان]سال اول پر گل و گل بود، همان طور که قصد داشت باشد
[ترجمه گوگل]همانطور که او قصد داشت آن سال اول سال جاری بود

6. The raindrops are of the big, splashy variety, complete with whiffs of wild winds and churned seas.
[ترجمه ترگمان]قطرات باران از گونه های درشت و splashy هستند که با بوی تند بادها و دریاهای خروشان کامل می شوند
[ترجمه گوگل]قطرات باران از گونه های بزرگ و پراکنده است که با صدای باد های وحشی و دریاهای کوهستانی پر شده است

7. It wasn't as splashy as water - it was sort of like cake mix.
[ترجمه ترگمان]مثل آب سرد و پر گل و شل نبود
[ترجمه گوگل]این به عنوان آب پاشایی نیست - آن را مانند ترکیب کیک بود

8. I wondered what this splashy display of interracial haute couture meant to her.
[ترجمه ترگمان]در عجب بودم که این نشان دادن لباس haute از نژاده ای مختلفه به چه معنی بود
[ترجمه گوگل]من تعجب کردم که این نمایش چلپ چلوپز از لباسهای پرطرفدار بینالمللی برای او چیست

9. a splashy half-page ad.
[ترجمه ترگمان]یک تبلیغ نیم صفحه ای
[ترجمه گوگل]یک آگهی نیمه صفحه ای پر از آلودگی

10. I'd seen a lot of that splashy material.
[ترجمه ترگمان]خیلی از آن ماده پر گل و شل را دیده بودم
[ترجمه گوگل]من بسیاری از این مواد چاقو را دیدم

11. The most polished footage came from 10 splashy short films meant for massive screens in the London venue.
[ترجمه ترگمان]The فیلم از ۱۰ فیلم کوتاه splashy به معنای پرده بزرگ در محل برگزاری بازی های لندن بود
[ترجمه گوگل]فیلم های جلا بیشتر از 10 فیلم کوتاه فشرده که به منظور نمایش صفحات عظیم در محل لندن ساخته شده بود

12. We dreamed of doing something big and splashy.
[ترجمه ترگمان]خواب یه کار بزرگ و پر گل و شل رو می دیدیم
[ترجمه گوگل]ما رویای کارهای بزرگ و پراکنده ای داشتیم

13. The industry has a history of splashy mergers and acquisitions, particularly involving technology outfits, which end up destroying value.
[ترجمه ترگمان]این صنعت دارای سابقه ادغام و ادغام splashy، به ویژه شامل سازمان های فن آوری، که ارزش از بین بردن ارزش را به پایان می رساند
[ترجمه گوگل]این صنعت سابقه ای از ادغام ها و ادغام های پراکنده ای دارد، به خصوص با استفاده از لباس های تکنولوژی، که در نتیجه ارزش نابود می شود

پیشنهاد کاربران

زرق و برق دار، پر جلوه


کلمات دیگر: