1. Conclusions. Spinous process - splitting laminoplasty increases the degree of freedom of the spinal cord.
[ترجمه ترگمان]نتیجه گیری فرآیند تجزیه و تحلیل فرآیند جداسازی میزان آزادی طناب نخاعی را افزایش می دهد
[ترجمه گوگل]نتیجه گیری فرایند اسپینوز - لامینوپلاستی تقسیم شده، میزان آزادی نخاعی را افزایش می دهد
2. The C spinous process was pushed ventrally to achieve ideal reduction.
[ترجمه ترگمان]فرآیند C spinous به منظور دستیابی به کاهش ایده آل مورد استفاده قرار گرفت
[ترجمه گوگل]فرآیند spinous C به صورت تزریقی به سمت پایین حرکت داده شد تا به کاهش ایده آل برسد
3. Melanin granule obviously increased in spinous cell.
[ترجمه ترگمان]Melanin به طور واضح در سلول spinous افزایش یافت
[ترجمه گوگل]دانه های ملانین به وضوح در سلول های اسپینی افزایش یافته است
4. We can see spinous pollen grain in the fruit by microscope.
[ترجمه ترگمان]ما می توانیم دانه گرده را در میوه ها با میکروسکوپ ببینیم
[ترجمه گوگل]ما می توانیم با استفاده از میکروسکوپ میوه گرده گل آفتابگردان را ببینیم
5. Objective To evaluate the replantation of lamina and spinous process during laminoplasty in posterior thoracolumbar surgery.
[ترجمه ترگمان]هدف ارزیابی the فرآیند lamina و spinous در طول laminoplasty در جراحی thoracolumbar خلفی
[ترجمه گوگل]هدف: بررسی مجدد لامینا و فرآیند چرکین در لامینوپلاستی در جراحی توراکولومار خلفی
6. Capsule by soft spinous accessary body.
[ترجمه ترگمان]capsule با یک بدن پر از خار و خار
[ترجمه گوگل]کپسول با بدن نرم افزاری اسپینو
7. The dorsal fin is spinous.
[ترجمه ترگمان]باله پشتی spinous است
[ترجمه گوگل]باله پشتی Spinous است
8. Pseudarthrosis is best assessed through the absence of motion detected between the spinous processes on dynamic radiographs (Class II).
[ترجمه ترگمان]Pseudarthrosis از طریق عدم وجود حرکت بین فرآیندهای spinous در radiographs پویا ارزیابی می شود (کلاس II)
[ترجمه گوگل]Pseudarthrosis بهترین راه حل را از طریق عدم حرکتی که بین فرایندهای درشت روی رادیوگرافی پویا وجود دارد (کلاس II) تعیین می کند
9. Palpation a step - off, or gross misalignment of the spinous processes may also reveal extensive underlying injury.
[ترجمه ترگمان]عدم توازن یک گام، یا misalignment ناخالص فرایندهای spinous نیز ممکن است آسیب های اساسی گسترده را آشکار کند
[ترجمه گوگل]پالپایی گام به گام یا ناهماهنگی ناگهانی فرآیندهای درخشان، ممکن است آسیب های گسترده ای را نیز نشان دهد
10. The initial posterior bone work is done using rongeur to remove the process spinous and any accessible bone fragments.
[ترجمه ترگمان]کار استخوان عقبی اولیه با استفاده از rongeur برای حذف فرآیند spinous و هر گونه قطعات استخوانی در دسترس انجام می شود
[ترجمه گوگل]کار اولیه استخوان خلفی با استفاده از rongeur انجام می شود تا فرایند اسپینوز و هرگونه استخوان استخوان قابل دسترس را حذف کند
11. Methods:Degenerative spondylolisthesis cases were treated by bilateral partial hemilaminectomy preserving spinous process and H-shape bone grafting between spinous processes and laminae .
[ترجمه ترگمان]روش ها: degenerative موارد spondylolisthesis با حفظ فرآیند spinous hemilaminectomy partial bilateral و پیوند استخوان شکل H بین فرآیندهای spinous و laminae مورد بررسی قرار گرفتند
[ترجمه گوگل]روش ها: موارد اسپوندیلولیستیس دژنراتیو به وسیله همیالینینکتومی دو طرفه، حفظ پروتئین چرک و استخوان سازی H-shaped استخوان در بین فرایندهای رحم و لامینا درمان شدند
12. Radiologically, it is characterized by close approximation and contact of adjacent spinous processes, resultant enlargement, flattening and reactive sclerosis of apposing interspinous surfaces.
[ترجمه ترگمان]Radiologically، با تقریب نزدیک و تماس با فرایندهای spinous مجاور، توسعه حاصل، مسطح سازی و sclerosis سطوح apposing سطوح interspinous مشخص می شود
[ترجمه گوگل]از لحاظ رادیولوژیک، آن را با تقریب نزدیک شدن و تماس با فرآیندهای مجاور مجاور، بزرگ شدن، تطبیق و اسکلروز واکنش پذیر از سطوح درخشان نشان می دهد
13. We found a technique for recording SSMEP of musculi tibialis anteriors by stimulating the points between spinous processes.
[ترجمه ترگمان]ما یک تکنیک برای ثبت SSMEP musculi tibialis anteriors با تحریک نقاط بین فرآیندهای spinous پیدا کردیم
[ترجمه گوگل]ما تکنیک برای ضبط SSMEP از مویرگهای تیبالیال را با تحریک نقاط بین فرایندهای رحم پیدا کردیم