کلمه جو
صفحه اصلی

spoiling


معنی : خراب کننده

انگلیسی به فارسی

خرابکاری، خراب کننده


انگلیسی به انگلیسی

• pillaging, robbing; damaging; overindulging

مترادف و متضاد

خراب کننده (صفت)
ruinous, withering, devastative, spoiling

جملات نمونه

1. be spoiling (for something)
(برای چیزی به ویژه جنگ و مرافعه) آماده بودن،بی صبری کردن

2. doting mothers end up spoiling their children
مادرهای بسیار واله بچه های خود را لوس می کنند.

3. Local councillors are spoiling for a fight over plans to close two village schools.
[ترجمه ترگمان]اعضای شورای محلی در حال خراب کردن جنگ بر سر طرح هایی برای بستن دو مدرسه روستایی هستند
[ترجمه گوگل]شورای محلی برای مبارزه با طرح هایی برای بستن دو مدرسه روستا خراب می کند

4. The food in the cooler can prevent spoiling.
[ترجمه ترگمان]غذا در خنک تر می تواند از فاسد شدن جلوگیری کند
[ترجمه گوگل]غذا در کولر می تواند مانع خرابی شود

5. Andy was drunk and spoiling for a fight.
[ترجمه ترگمان] اندی \"مست بود و برای دعوای خراب می شد\"
[ترجمه گوگل]اندی مست بود و برای مبارزه ای خرابکاری کرد

6. Mankind is warned to stop spoiling the environment.
[ترجمه ترگمان]بشریت به او هشدار داده می شود که از فاسد شدن محیط جلوگیری کند
[ترجمه گوگل]بشر هشدار داده است که از بین بردن محیط زیست جلوگیری شود

7. Down in London there was only one thing spoiling the continuing party atmosphere.
[ترجمه ترگمان]در لندن تنها یک چیز وجود داشت که جو حاکم را خراب می کرد
[ترجمه گوگل]در لندن تنها چیزی که باعث فضای حزب پایدار می شود، تنها یک چیز بود

8. He's spoiling for trouble.
[ترجمه ترگمان]به خاطر دردسر افتاده
[ترجمه گوگل]او دچار مشکل است

9. New housing developments are spoiling the countryside for everyone.
[ترجمه ترگمان]پیشرفت های جدید در مسکن، حومه شهر را برای همه خراب می کنند
[ترجمه گوگل]توسعه های جدید مسکن باعث می شود حومه شهرها را برای هرکسی خراب کنند

10. Why did he have the feeling he was spoiling her fun?
[ترجمه ترگمان]چرا احساس می کرد که دارد تفریح می کند؟
[ترجمه گوگل]چرا او احساس کرد که سرگرمی او را خراب کرده است؟

11. It's difficult to describe in detail without spoiling the effect for future viewers, something that goes for the whole film.
[ترجمه ترگمان]توصیف جزئیات بدون خراب کردن تاثیر برای بینندگان آینده مشکل است، چیزی که برای کل فیلم اتفاق می افتد
[ترجمه گوگل]دشوار است در جزئیات توضیح داده شود بدون این که اثر را برای بینندگان آینده خراب کند، چیزی که برای کل فیلم می آید

12. The disclosure of Labour's latest spoiling tactic highlighted renewed confidence at Millbank in the face of dire Tory poll results.
[ترجمه ترگمان]افشای آخرین تاکتیک فاسد کردن حزب کارگر، اعتماد مجدد به Millbank ها در مواجهه با نتایج شوم حزب محافظه کار را مورد تاکید قرار داد
[ترجمه گوگل]افشای آخرین تاکتیک های خرابکار کار نشان می دهد اعتماد به نفس Millbank در مواجهه با نتایج حاصله از نظرسنجی توری افزایش یافته است

13. It seemed to him that Vincent came home spoiling for a fight.
[ترجمه ترگمان]به نظرش می رسید که وینسنت برای جنگ به خانه امده است
[ترجمه گوگل]به نظر می رسید که وینسنت برای مبارزه به خانه می رفت

14. In spoiling the children they are vicariously spoiling themselves.
[ترجمه ترگمان]و با فاسد کردن کودکان خود را فاسد می کنند
[ترجمه گوگل]بچه ها را در اختیار می گذارند و خودشان را به قتل می رسانند

پیشنهاد کاربران

باطل کننده. فاسد کننده

خراب کردن

خراب کننده

از بین بردن
نابود کردن

لوس کننده


کلمات دیگر: