گرفتارفقر و فاقه، بگدایی انداختن، بیچاره کردن، گدا
beggared
گرفتارفقر و فاقه، بگدایی انداختن، بیچاره کردن، گدا
انگلیسی به فارسی
گمشده، بگدایی انداختن، بیچاره کردن
انگلیسی به انگلیسی
• impoverished, destitute
جملات نمونه
1. free spending beggared the company
ولخرجی شرکت را از هستی ساقط کرد.
کلمات دیگر: