کلمه جو
صفحه اصلی

spiny


معنی : دشوار، پوشیده شده از خارهای زیاد
معانی دیگر : پوشیده از خار، تیغدار، پرخار، خارسان، مهره شکل، مهره دیس، به شکل مهره ی فقرات، spinose پوشیده شده از خارهای زیاد، مهره مانند

انگلیسی به فارسی

( spinose ) پوشیده شده از خاره ای زیاد، دشوار، مهره مانند


کثیف، دشوار، پوشیده شده از خارهای زیاد


انگلیسی به انگلیسی

صفت ( adjective )
حالات: spinier, spiniest
مشتقات: spininess (n.)
(1) تعریف: having or covered with spines or similar projections; thorny.
متضاد: spineless

(2) تعریف: resembling a spine.

(3) تعریف: troublesome; difficult; prickly.

• thorny, spiked, covered with pointy projections; resembling a spine; difficult, complex, troublesome
a spiny animal or plant is covered with long, sharp points.

مترادف و متضاد

دشوار (صفت)
hard, difficult, uphill, knotted, sore, laborious, tough, sticky, formidable, arduous, onerous, strait, intolerable, slippery, slippy, inexplicit, insupportable, inexplicable, nerve-racking, spinose, spiny

پوشیده شده از خارهای زیاد (صفت)
spinose, spiny

جملات نمونه

1. The spiny anteater is a mammal, although a very primitive one.
[ترجمه ترگمان]مورچه خوار spiny یک پستاندار است، اگرچه یک پستاندار بسیار ابتدایی است
[ترجمه گوگل]حیاط خلوت یک پستاندار است، اگرچه بسیار ابتدایی است

2. Butterflyfish have a spiny dorsal fin, which they are quite prepared to use in attack.
[ترجمه ترگمان]Butterflyfish یک باله پشتی خاردار به نام dorsal دارند که کاملا برای استفاده در حمله آماده هستند
[ترجمه گوگل]Butterflyfish دارای یک نخی پشتی پشتی است که کاملا آماده برای استفاده در حمله هستند

3. Also infesting this domain are the dramatically spiny sea urchins.
[ترجمه ترگمان]هم چنین در این حوزه، urchins بزرگ دریایی خاردار هستند
[ترجمه گوگل]همچنین از این دامنه ها به عنوان یخ زده ی دریایی چشمگیر استفاده می شود

4. The city lies against and below two short spiny ribs of hill.
[ترجمه ترگمان]این شهر در زیر دو قسمت پایین تپه کوچک خاردار قرار گرفته است
[ترجمه گوگل]این شهر در برابر دو زیر دندانه کوچک تپه و در زیر آن قرار دارد

5. Although they are not completely spiny, they are nevertheless prickly enough to repel all but the most desperate of predators.
[ترجمه ترگمان]هر چند آن ها کاملا خاردار نیستند اما به اندازه کافی prickly هستند که همه آن ها را دفع کنند، اما خطرناک ترین شکارچیان هستند
[ترجمه گوگل]اگرچه آنها به طور کامل ناقص نیستند، اما با این حال، به اندازه کافی پریشان هستند تا همه را از بین بردن شکارچیان بازدارند

6. The spiny newt protects itself by squirting poison into the mouths of predators.
[ترجمه ترگمان]سوسمار آبی از خودش محافظت می کند و زهر را در دهان حیوانات دفع می کند
[ترجمه گوگل]نیوتن زرد رنگ خود را از طریق سم زدن به دهان شکارچیان محافظت می کند

7. In addition to these spiny insectivores there are two other armoured species, the extraordinary hero shrews.
[ترجمه ترگمان]علاوه بر این insectivores خاردار، دو گونه زره پوش دیگر نیز وجود دارند که عبارتند از: قهرمان فوق العاده
[ترجمه گوگل]علاوه بر این حشرات صخره ای، دو نوع دیگر زره پوش وجود دارد که این گونه قهرمانان فوق العاده هستند

8. It is with the porcupines, however, that the spiny defensive system reaches its zenith.
[ترجمه ترگمان]با این حال، این دستگاه با the است که سیستم دفاعی خاردار به اوج خود می رسد
[ترجمه گوگل]با این حال، با این حال، سیستم دفاعی زنجیری به زنی نزدیک می شود

9. Spiny green durian fruit for sale at a Singapore market is known for its rotting stench.
[ترجمه ترگمان]میوه durian سبزی که برای فروش در بازار سنگاپور به فروش می رسد، به خاطر بوی متعفن آن معروف است
[ترجمه گوگل]میوه غول پیکر سبز دودی سبز برای فروش در بازار سنگاپور به دلیل دچار پوسیدگی آن شناخته شده است

10. Stay away from a spiny cactus.
[ترجمه ترگمان]از یه کاکتوس spiny فاصله بگیر
[ترجمه گوگل]دور از کاکتوس زرد

11. A spiny Asian tree(Acacia catechu) having bipinnately compound leaves, spikes of yellow flowers, and dark heartwood.
[ترجمه ترگمان]درخت Asian خاردار (Acacia catechu)که برگ های مرکب bipinnately، میخ چوبی زرد و heartwood تیره دارد
[ترجمه گوگل]یک درخت آسیایی آسیایی (Acacia catechu) دارای برگ های کوهی متشکل از مرکبات، خوشه هایی از گل های زرد و درختان قهوه ای تیره است

12. Studland Bay is home to spiny and short-snouted seahorses and the endangered undulate rays.
[ترجمه ترگمان]خلیج Studland، خانه to خاردار و کوتاه - و اشعه های undulate در معرض خطر انقراض است
[ترجمه گوگل]خلیج Studland در نزدیکی دریای خزنده و کوتاه و منفجر شده و خورشید در معرض خطر قرار دارد

13. California evergreen wild plum with spiny leathery leaves and white flowers.
[ترجمه ترگمان]آلو وحشی در کالیفرنیا با برگ های چرمی spiny و گل های سفید
[ترجمه گوگل]آلبالو وحشی کریسمس با برگ های چینی کله ای و گل های سفید

14. Any of several spiny shrubs of the genus Ulex, especially U. europaeus, native to Europe and having fragrant yellow flowers and black pods.
[ترجمه ترگمان]هر یک از چندین بوته خاردار از جنس Ulex، به خصوص U europaeus بومی اروپا است و گل زرد خوشبو و غلاف سیاه دارد
[ترجمه گوگل]هر یک از چند بوته زراعی از جنس Ulex، به ویژه U europaeus، بومی اروپا و دارای گل های زرد معطر و غلاف های سیاه است

15. The wormlike, often brightly colored, hairy or spiny larva of a butterfly or moth.
[ترجمه ترگمان]The که اغلب بارنگ های روشن، پشمالو یا خاردار از پروانه یا پروانه خاردار به نظر می آیند
[ترجمه گوگل]لارو کرملوم، اغلب درخشان رنگ، مودار یا نازک پروانه یا پروانه


کلمات دیگر: