1. He had spiky light brown hair, shaved at the sides and gelled on top.
[ترجمه ترگمان]موهای قهوه ای روشنش را سیخ کرده بود و ریشش را تراشیده بود
[ترجمه گوگل]او موی قهوهای مایل به زرد تیره داشت، در دو طرف تراشیده شده بود و در بالای آن ژل شده بود
2. Your hairbrush is too spiky for me.
[ترجمه ترگمان]شونه تو برای من خیلی spiky
[ترجمه گوگل]ریش موی شما برای من خیلی سنگین است
3. Her short spiky hair is damp with sweat.
[ترجمه ترگمان]موهای کوتاه Her خیس عرق است
[ترجمه گوگل]موی سرخ شده کوتاه او با عرق خیس است
4. His cheeky chappy image is reinforced by the spiky hair and the wide grin.
[ترجمه ترگمان]تصویر chappy گستاخانه او با موهای سیخ سیخ و نیشخند عریضی تقویت می شود
[ترجمه گوگل]تصویر شطرنجی شیک او توسط موهای تند و تیز و قهوه ای گسترده تقویت می شود
5. The hedgehog rolled up into a spiky ball.
[ترجمه ترگمان]سپس جوجه تیغی را به توپ spiky تبدیل کرد
[ترجمه گوگل]جادوگر به یک توپ شیطانی رانده شده است
6. Her spiky hair scratches down my front.
[ترجمه ترگمان]موهای سیخ سیخی داره جلوی من رو می گیره
[ترجمه گوگل]موهای زرق و برق دار من رو به جلو خم می کنه
7. Sullen but accurate, spiky but efficient: that's it.
[ترجمه ترگمان]به رنگ سرخ، اما دقیق اما کارآمد
[ترجمه گوگل]سولن اما دقیق، spiky اما کارآمد است که آن را
8. Pale spiky girl one side of a table, pale pasty boy the other.
[ترجمه ترگمان]یک طرف میز، یک طرف میز، یک طرف میز، پسر pasty رنگ پریده دیگر
[ترجمه گوگل]دختر تلخ رنگی یک طرفه از یک میز، پسر رنگ پریده دیگر
9. Use gel for sculptured, spiky or slicked back styles, or for crisping up fringes and pieces.
[ترجمه ترگمان]از ژل برای تغییر شکل، میخ دار یا عقب دار، و یا برای تکه تکه کردن کناره های و قطعات استفاده کنید
[ترجمه گوگل]از ژل برای سبک های مجسمه سازی، زرق و برقدار یا عقابی استفاده کنید، یا برای حاشیه و قطعات تردید کنید
10. She wears white spiky heels and has a tiny white beret balanced asymmetrically on the side of her head.
[ترجمه ترگمان]کفش پاشنه بلند سفید به تن دارد و یک کلاه گرد و سفیدی روی سر او قرار دارد
[ترجمه گوگل]او کفش پاشنه های سفید تند و زنانه دارد و دارای یک برکت سفید سفید است که به صورت نامتقارن در طرف سر او تعبیه شده است
11. Their creamy white bodies are covered with spiky white ice crystals.
[ترجمه ترگمان]بدن سفید کرم آن ها با کریستال های یخی سفید پوشیده شده است
[ترجمه گوگل]کره های سفید خامه ای آنها با کریستال یخی یخی سفید پوشیده شده است
12. He had a long pale face, fashionably spiky fair hair and a pleasant smile.
[ترجمه ترگمان]صورت دراز و رنگ پریده و موهای بور و لبخندی مطبوع داشت
[ترجمه گوگل]او چهره طولانی پائین داشت، موهای عجیب و غریب مودبانه و لبخند دلپذیر
13. He must shed his spiky exoskeleton and become the front man.
[ترجمه ترگمان]اون باید پوسته spiky رو جا به جا کنه و تبدیل به مرد اول بشه
[ترجمه گوگل]او باید اسکناس زرق و برق دار خود را ریخته و تبدیل به مرد پیشین شود
14. He has his spiky hair, strong opinions and wacky humour.
[ترجمه ترگمان]موهای سیخ سیخی، عقاید قوی و شوخ طبعی wacky داره
[ترجمه گوگل]او موهای زرق و برق دار خود، نظرات قوی و طنز حواس پرت است
15. She chewed at the spiky end of a plait and kicked at a kitchen chair-leg.
[ترجمه ترگمان]موهای سیخ سیخی را می جوید و با لگد به یک صندلی راحتی آشپزخانه لگد می زد
[ترجمه گوگل]او در انتهای تند و تیز جوش خورد و در صندلی آشپزخانه لگد زد