کلمه جو
صفحه اصلی

beer belly


شکم گنده (در اثر اعتیاد به خوردن آبجو زیاد)

انگلیسی به انگلیسی

• large stomach, bulging abdomen (especially from drinking an excessive amount of beer)
if someone has a beer belly or a beer gut, they have a big fat stomach because they regularly drink a lot of beer; an informal expression.

جملات نمونه

1. He's only twenty but he's already got a beer belly .
[ترجمه ترگمان]فقط بیست سالش است، اما شکمش پر از آبجو شده است
[ترجمه گوگل]او تنها بیست است اما او قبلا یک شکم آبجو به دست آورده است

2. He was short and fat, with a large beer belly.
[ترجمه ترگمان]کوتاه قد و چاق بود و شکم بزرگ آبجو داشت
[ترجمه گوگل]او کوتاه و چرب بود، با یک شکم آبجو بزرگ

3. She was grizzled old woman with a beer belly and voice to match, and she knew something about justice.
[ترجمه ترگمان]او زنی پیر بود با شکم پر آبجو و صدایی که متناسب با آن بود و چیزی در مورد عدالت می دانست
[ترجمه گوگل]او زن قدیمی را با یک شکم آبجو و صدایی به هم ریخت و او چیزی در مورد عدالت می دانست

4. Costner, with his easy grin, incipient beer belly, thinning hair and bright devilish eyes, plays broken-down convincingly.
[ترجمه ترگمان]کاستنر با نیشخند ساده، شکم incipient، موهای ریز و چشمان شیطانی و چشمان شیطانی که به طور متقاعد کننده ای درهم می شکست
[ترجمه گوگل]کستنر، با آرامش آسان، شکم آبجو شروع کننده، ریزش مو و چشمان شیطانی روشن، متقاعد کننده ای را از بین می برد

5. The contractor was a tall man with a beer belly and a cowboy hat.
[ترجمه ترگمان]پیمان کار مرد قد بلندی بود با شکم آبجو و کلاه گاوچران
[ترجمه گوگل]پیمانکار یک مرد قد بلند با شکم آبجو و کلاه گاوچران بود

6. The kite refers to a beer belly.
[ترجمه ترگمان]بادبادک به شکم آبجو اشاره می کند
[ترجمه گوگل]بادبادک به یک شکم آبجو اشاره دارد

7. He had a beer belly that hung over the top of his filthy jeans.
[ترجمه ترگمان]یک شکم آبجو داشت که بالای سر شلوار جین کثیفش آویزان بود
[ترجمه گوگل]او یک شکم آبجو داشت که روی بالای شلوارهای کثیفش آویزان بود

8. And the beer belly is gone.
[ترجمه ترگمان] و شکم آبجو هم از بین رفته
[ترجمه گوگل]شکم آبجو رفته است

9. What is a beer belly? It is a big belly caused by drinking too much beer.
[ترجمه ترگمان]این شکم آبجو چیه؟ این یه شکم بزرگه که با مشروب خوردن زیاد شده
[ترجمه گوگل]شکم آبجو چیست؟ این یک شکم بزرگ ناشی از نوشیدن آبجو بیش از حد است

10. Sometimes drinking too much beer will cause beer belly.
[ترجمه ترگمان]بعضی وقت ها خوردن آبجو بیش از حد باعث آبجو خوردن میشه
[ترجمه گوگل]گاهی اوقات نوشیدن بیش از حد آبجو باعث شکم آبجو می شود

11. The place of male easy get fat and female are different, "Beer belly " it is young man most headachy thing.
[ترجمه ترگمان]جای مرد چاق و زن به راحتی متفاوت است، \"شکم گرسنه\" این مرد جوان بسیار headachy است
[ترجمه گوگل]مکان مردانه آسان است چربی و زن متفاوت است، 'شکم آبجو' این جوان ترین چیزی است که سرحال است

12. What is your goal, to develop a beer belly in the next 5 years?
[ترجمه ترگمان]هدف شما برای ایجاد یک شکم آبجو در ۵ سال آینده چیست؟
[ترجمه گوگل]هدف شما، توسعه یک شکم آبجو در 5 سال آینده است؟

13. Middle - aged dogs don't have a beer belly.
[ترجمه ترگمان]سگ های میانسال یک شکم آبجو ندارند
[ترجمه گوگل]سگهای میانسال سعی نمیکنند شکم آبجو داشته باشند

14. That old man had a really big beer belly.
[ترجمه ترگمان] اون پیرمرد، یه شکم بزرگ آبجو داشت
[ترجمه گوگل]این پیرمرد شکم بزرگ آبجو بود


کلمات دیگر: