1. As a club, we try to encourage sportsmanlike behaviour .
[ترجمه ترگمان]ما به عنوان یک باشگاه سعی می کنیم رفتار sportsmanlike را تشویق کنیم
[ترجمه گوگل]به عنوان یک باشگاه، ما سعی می کنیم رفتار ورزشی را تشویق کنیم
2. Provided their behaviour was sportsmanlike and safe, oarsmen found only encouragement and humour from a President who was always among them.
[ترجمه ترگمان]در صورتی که رفتار آن ها مساعد و بی خطر بود، پارو بزنان تنها تشویق و بذله گویی از جانب رئیس جمهوری بودند که همیشه در میان آنان بود
[ترجمه گوگل]رفتارهایشان به نوعی ورزشکار و بی خطر بود، خواننده ها فقط از یک رئیس جمهور تشویق و طنز پیدا کردند که همیشه در میان آنها بود
3. Our team's sportsmanlike conduce redounds to the credit of the school.
[ترجمه ترگمان]sportsmanlike تیم ما باعث شد که به اعتبار مدرسه بروند
[ترجمه گوگل]اعتماد به مدرسه باعث می شود که تیم های ورزشی ما کمترین میزان را داشته باشند
4. Participants must accept referees' decisions with sportsmanlike conduct, without disputing them.
[ترجمه ترگمان]شرکت کنندگان باید تصمیمات داوران را با رفتار sportsmanlike پذیرا باشند، بدون اینکه آن ها را مورد بحث قرار دهند
[ترجمه گوگل]شرکت کنندگان باید تصمیمات داوران را با رفتار ورزشکار پذیرفته و بدون اعتراض به آنها
5. The atmosphere of the European competitions is nice, loyal, and sportsmanlike without fans against you.
[ترجمه ترگمان]جو رقابت های اروپایی خوب، وفادار و بدون هواداران در مقابل شما است
[ترجمه گوگل]فضای رقابت های اروپایی خوب، وفادار و پرطرفدار بدون طرفداران شماست