کلمه جو
صفحه اصلی

spittoon


معنی : تف دان، خلط دان، سلف دان
معانی دیگر : تف دادن

انگلیسی به فارسی

تف دادن، خلط دان، سلف دان


قورباغه، تف دان، سلف دان، خلط دان


انگلیسی به انگلیسی

اسم ( noun )
• : تعریف: a bowl, usu. large and made of metal, for spitting into; cuspidor.

• cuspidor, bowl-shaped container into which tobacco chewers spit tobacco juice (common in the 19th century)

مترادف و متضاد

تف دان (اسم)
cuspidor, spittoon

خلط دان (اسم)
cuspidor, spittoon

سلف دان (اسم)
spittoon

جملات نمونه

1. Tuppe examined a row of spittoons and an elephant's foot commode.
[ترجمه ترگمان]Tuppe یک ردیف of و یک کمد پای فیل را بررسی کردند
[ترجمه گوگل]Tuppe یک ردیف از spittoons و کد کمر فیل را بررسی کرد

2. An enormous brass spittoon squatted beside my desk, which had probably last been varnished while Hayes was alive.
[ترجمه ترگمان]در کنار میز من که احتمالا زمانی که آقای هیز هنوز زنده بود، روی میز من چمباتمه زده بود
[ترجمه گوگل]یک قاشق چای برنجی در کنار میز من نشسته بود، که احتمالا آخرین رنگ لاکی بود، در حالی که هیز زنده بود

3. Now pass that spittoon over here when you get a chance.
[ترجمه ترگمان]حالا که تو فرصت پیدا کردی، اون آشغال رو بنداز اینجا
[ترجمه گوگل]در حال حاضر این فرصت را از دست ندهید

4. It was large and unlit, old spittoons and mounds of newspaper left as memorials of lost health and accumulating obituaries.
[ترجمه ترگمان]بزرگ و تاریک بود، spittoons قدیمی و mounds روزنامه به صورت memorials از سلامت از دست رفته بودند و obituaries را جمع می کردند
[ترجمه گوگل]این بزرگ و بی نظیر بود، اسلحه های قدیمی و کمانچه های روزنامه به عنوان یادبودی از سلامت از دست رفته و جمع آوری مأموریت ها کشیده شد

5. The foreigner use spittoon to drink beer!
[ترجمه ترگمان]اون خارجی آشغال رو برای نوشیدن آبجو استفاده می کنه
[ترجمه گوگل]خارجی برای نوشیدن آبجو استفاده از spittoon!

6. The utility model relates to a luminous spittoon capable of emitting light in the dark, which is composed of general plastics, enamel spittoon and self luminescent material.
[ترجمه ترگمان]مدل مصرفی مربوط به یک spittoon نورانی است که قادر به انتشار نور در تاریکی است، که از مواد پلاستیکی عمومی، مینای دندان و مواد غذایی حاصل از نور تشکیل شده است
[ترجمه گوگل]مدل ابزار مربوط به یک Spittoon درخشان است که قادر به انتشار نور در تاریکی است که شامل پلاستیک های عمومی، Spottoon مینا و مواد خود لومینسسی است

7. What do you need a spittoon for? "
[ترجمه ترگمان]برای چی به a احتیاج داری؟ \"
[ترجمه گوگل]برای چه چیزی نیاز دارید؟ '

8. Then he pushed the spittoon with the tip of his shoe, and went to wash his hands in the washbasin.
[ترجمه ترگمان]پس تف دادن آشغال را با نوک کفشش کنار زد و به دست شویی رفت
[ترجمه گوگل]سپس او را با نوک کفش خود فشار دادند و رفتند تا دستانش را در دستشویی بشورند

9. Every time I saw a spittoon, I felt sorry for the poor housewife who had to clean it out every day.
[ترجمه ترگمان]هر دفعه که من ظرف غذا را می دیدم، برای زن خانه دار بیچاره که مجبور بود هر روز آن را تمیز کند احساس تاسف می کردم
[ترجمه گوگل]هر زمانی که یک قاشق غذاخوری دیدم، برای خانم فقیر که هر روز باید آن را تمیز کنم، متاسفم

10. Please spit in the spittoon.
[ترجمه ترگمان] خواهش می کنم تف کن توی آشغال تف
[ترجمه گوگل]لطفا تفلتو را بکشید

11. Unless she's turned on by her proficiency with the spittoon.
[ترجمه ترگمان]مگه اینکه اون با تف دادن هاش به کارش ادامه بده
[ترجمه گوگل]مگر اینکه او با مهارت خود را با spittoon تبدیل شده است

12. They had a sinister expression, under an old cocked-hat like a three-cornered spittoon, and over a great muffler for the chin and throat, which descended nearly to the wearer's knees.
[ترجمه ترگمان]در این حال، در زیر یک کلاه کهنه و کلاه لبه پهن، شال گردن و گلوی یک شال گردن که تقریبا تا زانو پایین آمده بود، دیده می شد
[ترجمه گوگل]آنها یک شگفت انگیز داشتند، تحت یک کلاه قدیمی مانند یک قورباغه سه گوشه، و بیش از یک صدا خفه کننده بزرگ برای چانه و گلو، که تقریبا به زانو های مصرف کننده فرود آمد

13. I don't know what they were thing about but know what they think about: They feel released and have freedom in fresh open air and they think the earth is a gigantic spittoon.
[ترجمه ترگمان]نمی دانم آن ها درباره چه چیزی فکر می کنند، اما می دانند در مورد چه چیزی فکر می کنند: احساس آزادی می کنند و در هوای آزاد تازه آزاد می شوند و فکر می کنند زمین یک spittoon غول پیکر است
[ترجمه گوگل]من نمی دانم که آنها چه چیزهایی هستند اما می دانند که آنها چه فکر می کنند آنها احساس آزادی و آزادی در هوای تازه ای می کنند و فکر می کنند که زمین یک قورباغه غول پیکر است

14. Mao Tse-tung often scratched himself in public, and Deng Xiaoping, a notorious spitter, often kept a spittoon nearby when meeting with world leaders.
[ترجمه ترگمان]مایو تسه تونگ (Mao Tse)اغلب خود را در ملا عام خراش می دهد، و دنگ Xiaoping، که spitter notorious است، اغلب هنگام ملاقات با رهبران جهان یک spittoon را نگه می دارد
[ترجمه گوگل]مائو تسه تونگ اغلب خود را در عموم خراشیده و دنگ شیائوپینگ، جاسوسی متجاوز، اغلب در هنگام ملاقات با رهبران جهان، در نزدیکی محل نگهداری است


کلمات دیگر: