1. a sprig of laurel
یک شاخه برگ بو
2. a sprig of parsely
یک شاخه جعفری
3. a young sprig of nobility
جوانی از نسل اشراف
4. Decorate with a sprig of mint .
[ترجمه ترگمان]decorate با شاخه گل نعناع
[ترجمه گوگل]تزئین یک نخ مخصوص نعناع
5. I decorated the fruit salad with a sprig of mint.
[ترجمه ترگمان]سالاد میوه را با شاخه نعناع تزئین کردم
[ترجمه گوگل]من سالاد میوه را با یک نخ نعناع تزئین کردم
6. He wore a sprig of lilac in his button hole.
[ترجمه ترگمان]یک شاخه گل یاس بنفش پوشیده بود
[ترجمه گوگل]او در شاخه سوراخ دکمه ی خود یک شاخه ی یاس بنفش داشت
7. A festive sprig or two round the picture rail?
[ترجمه ترگمان]یک شاخه شاد یا دو دور در اطراف خط آهن؟
[ترجمه گوگل]یک جلیقه جشن یا دو دور ریل تصویر؟
8. A sprig of holly with three berries was taped with sticking plaster to the wall over her desk.
[ترجمه ترگمان]یک شاخه درخت راج با سه تمشک که به دیوار چسبیده بود با گچ به دیوار چسبانده شده بود
[ترجمه گوگل]یک گیاه دارویی از هلو با سه نوع توت و با استفاده از گچ چسبنده به دیوار بیش از میز خود چسباند
9. A dark, intense, semi-smiling stare, as if the sprig of white heather was not charity but compulsory.
[ترجمه ترگمان]یک نگاه به رنگ تیره و نیمه خندان و نیمه خندان، انگار که شاخه درخت سفید صدقه نیست، اما اجباری
[ترجمه گوگل]تاریکی، شدید، نیمه خندان خیره شدن، به نظر می رسد که نخ پنبه سفید خیریه اما اجباری نیست
10. Garnish with a fruit and a sprig of poison ivy.
[ترجمه ترگمان]Garnish با میوه و شاخه پیچک سمی
[ترجمه گوگل]با یک میوه و یک نخل از آجیل سس را با گچ بری کنید
11. Garnish with whole prawns and a sprig of parsley if you have any left.
[ترجمه ترگمان]اگه از چپ و راست با یه میگو و یه شاخه جعفری وحشی بازی می کردی
[ترجمه گوگل]اگر هر جور باقی مانده، با کلوچه و گلابی جعفری چاشنی کنید
12. Cook a few tart apples along with a sprig or two of mint and strain through a fine sieve.
[ترجمه ترگمان]چند سیب تارت به همراه یک شاخه کوچک و یا دو دانه نعناع را از طریق غربال ظریف کوک کنید
[ترجمه گوگل]چند سیب هندی را همراه با یک نخ ریسی یا دو قاشق نعناع و یک قاشق مرطوب خوب بخورید
13. Place sugar, chopped rosemary and mint sprig in the bottom of a cocktail shaker. Muddle well.
[ترجمه ترگمان]شکر، رزماری و شاخه نعناع را در کف یک قمقمه کوکتل گذاشته بود بسیار خوب
[ترجمه گوگل]شکر، رزماری خرد شده و نخ ریسی نعناع را در انتهای کوکتل شاکر قرار دهید خجالت بکش
14. A cowlick is that often annoying little sprig of hair that seems to grow in a different direction from everything else and just won't lie down.
[ترجمه ترگمان]A این است که اغلب یک شاخه کوچک از مو را آزار می دهد که به نظر می رسد در جهت دیگری از هر چیز دیگری رشد می کند و فقط دروغ نمی گوید
[ترجمه گوگل]یک جادوگر این است که اغلب موهای کوچک کمی موذی است که به نظر می رسد در جهت گوناگون از هر چیز دیگری رشد می کند و فقط دروغ نمی گوید