1. A spiritualist had told her he could give her a message from her dead husband.
[ترجمه ترگمان]A به او گفته بود که می تواند پیغامی از شوهر مرده اش بدهد
[ترجمه گوگل]یک معشوقه به او گفته بود که می تواند از شوهر مرده او پیامی بفرستد
2. He was a poet and an ardent spiritualist.
[ترجمه ترگمان]شاعر بود و یک شاعر سرکش
[ترجمه گوگل]او یک شاعر و یک متفکر روحانی بود
3. Neither was a spiritualist, but both connected contemporary ideas of earthbound survival with the ancient superstition of eternal youth.
[ترجمه ترگمان]نه spiritualist، بلکه هر دو اندیشه های معاصر مربوط به بقای فضایی را با خرافات باستانی جوانان ابدی پیوند می دادند
[ترجمه گوگل]نه یک روحانی نبود، بلکه ایده های معاصر مربوط به بقای زمین را با خرافات باستانی جوانان ابدی مرتبط می کرد
4. She told me once that Spiritualists ate sweets during the service.
[ترجمه ترگمان]یه بار بهم گفت که \"spiritualists\" موقع مراسم شیرینی خورد
[ترجمه گوگل]او یک بار به من گفت که ارواح در خدمت شیرینی می خورند
5. The First Spiritualists needed no encouragement.
[ترجمه ترگمان]گروه اول نیازی به تشویق و تشویق نداشت
[ترجمه گوگل]اولین روحانیون نیاز به تشویق نداشتند
6. My father had become a Spiritualist almost by accident.
[ترجمه ترگمان]پدرم تصادف کرده بود
[ترجمه گوگل]پدرم تقریبا به طور تصادفی تبدیل به یک روحانی شد
7. The next week saw a constant procession of Spiritualists in and out of our kitchen.
[ترجمه ترگمان]هفته بعد یک دسته ثابت از spiritualists در داخل و خارج از آشپزخانه ما را دید
[ترجمه گوگل]هفته بعد شاهد پیوستگی روحانیون در آشپزخانه ما بودیم
8. The First Spiritualists were camped out at the edge of a grove of birch trees.
[ترجمه ترگمان]نخستین spiritualists در حاشیه بیشه ای انبوه درختان غان در حال اردو زدن بودند
[ترجمه گوگل]نخستین معشوقه ها در لبه درختی از درختان توس بیرون رانده شدند
9. The spiritualist strives so diligently to live in the spirit that he or she neglects the mind and body – as if life on earth is something to "get through" until moving into the hereafter.
[ترجمه ترگمان]The با تلاش فراوان تلاش می کند تا در روح زندگی کند که او ذهن و جسم را نادیده می گیرد - گویی زندگی روی زمین چیزی است که تا این پس از آن عبور کند
[ترجمه گوگل]روحانیون به طرز محکمی تلاش می کنند تا در روحیه زندگی کنند که ذهن و بدن آن را نادیده می گیرد، مثل اینکه زندگی روی زمین چیزی است تا بتواند از آن عبور کند تا زمانی که به آخرت برسد
10. Alternately, you can commission a spiritualist at your home point to revive you for a minor experience point penalty.
[ترجمه ترگمان]با این حال، شما می توانید یک spiritualist را در منزل خود انجام دهید تا شما را به خاطر یک جریمه نقدی کوچک احیا کنید
[ترجمه گوگل]در عوض، شما می توانید یک معنویت گرایانه را در خانه خود به منزل بیاورید تا شما را مجبور به جبران نقطه ضعف تجربه کنید
11. He would be a spiritualist if he didn't think rational knowledge comes from perceptual knowledge.
[ترجمه ترگمان]اگر فکر نمی کرد دانش منطقی از دانش ادراکی سرچشمه می گیرد، او یک spiritualist خواهد بود
[ترجمه گوگل]او اگر بخواهد فکر منطقی را از دانش شناختی بیاندازد، روحانی خواهد بود
12. " That's Jules Wallace, the spiritualist. "
[ترجمه ترگمان] \"اون\" جولز والاس \"- ه،\" spiritualist
[ترجمه گوگل]این جول والاس، معنویتگر است '
13. Such was my sole experience in dabbling with the occult, when I met Beth and Ida Perry - practising spiritualists.
[ترجمه ترگمان]این تنها تجربه من در این بود که وقتی بت و آیدا و آیدا با practising آشنا شدم، سر در بیاورم
[ترجمه گوگل]این تنها تجربه من در مشت زدن با غریبه بود، زمانی که با بث و آیدا پری دیدم - تمرین روحانیت
14. He delayed having an operation for nine months, preferring instead to try macrobiotic diets and to see a spiritualist.
[ترجمه ترگمان]او به مدت نه ماه به تاخیر افتاد و بجای آن ترجیح داد که رژیم غذایی خود را امتحان کند و to را ببیند
[ترجمه گوگل]او به مدت نه ماه به تأخیر افتاد و در عوض ترجیح داد تا رژیم های ماکروبیوتیک را امتحان کند و یک روحانی را ببیند