کلمه جو
صفحه اصلی

springe


معنی : دام، کمند، دام افکندن
معانی دیگر : (نادر)

انگلیسی به فارسی

دام، کمند، دام افکندن


بهار، دام، کمند، دام افکندن


مترادف و متضاد

دام (اسم)
net, toil, ambush, trap, snare, pitfall, decoy, hook, noose, quicksand, grin, springe

کمند (اسم)
snare, tether, snarl, lasso, lariat, noose, springe

دام افکندن (فعل)
springe

جملات نمونه

1. She likes springing surprises on people.
[ترجمه ترگمان] اون دوست داره از مردم surprises کنه
[ترجمه گوگل]او شگفت انگیز مردم را دوست دارد

2. What are the chances of these molecules springing spontaneously into existence?
[ترجمه ترگمان]چه اتفاقی رخ می دهد که این مولکول ها به طور خود به خود به وجود آیند؟
[ترجمه گوگل]شانس این مولکول ها به خودی خود به وجود می آیند؟

3. Fast-food restaurants are springing up all over town.
[ترجمه ترگمان]رستوران فست فود همه جا داره از شهر خارج می شه
[ترجمه گوگل]رستوران های فست فود در سراسر شهر تازه می شوند

4. 'Let's go!' he said, springing into action.
[ترجمه ترگمان]برویم! در حالی که از جا جست و گفت:
[ترجمه گوگل]'بیا بریم!' او گفت، به سمت در آوردن

5. New houses were springing up all over the town.
[ترجمه ترگمان]خانه های تازه در سراسر شهر جمع شده بودند
[ترجمه گوگل]خانه های جدیدی در سراسر شهر بوجود آمدند

6. Owners of personal computers now are springing up.
[ترجمه ترگمان]Owners های شخصی حالا از جا می پرند
[ترجمه گوگل]صاحبان کامپیوترهای شخصی اکنون در حال رشد هستند

7. Play areas for children are springing up all over the place.
[ترجمه ترگمان]پخش کردن مناطق برای کودکان در همه جا در حال افزایش است
[ترجمه گوگل]حوزه های بازی برای کودکان در سراسر مکان پرورش می یابند

8. Oil is springing out from the well.
[ترجمه ترگمان]نفت از چاه خارج می شود
[ترجمه گوگل]روغن از چاه خارج می شود

9. New towns are springing up to house the increasing population.
[ترجمه ترگمان]شهره ای جدید به سرعت رشد می کنند تا جمعیت رو به افزایش را تشکیل دهند
[ترجمه گوگل]شهرهای جدید در حال رشد هستند تا خانه های رو به رشد را به خانه بسپارند

10. Life has a habit of springing surprises.
[ترجمه ترگمان] زندگی یه عادت غافلگیر کننده داره
[ترجمه گوگل]زندگی یک عادت غم انگیز است

11. Opposition groups are springing up like mushrooms.
[ترجمه ترگمان]گروه های مخالف مانند قارچ از جا جستند
[ترجمه گوگل]گروه های مخالف مانند قارچ ها رشد می کنند

12. The hot water was springing out of the tap.
[ترجمه ترگمان]آب داغ از شیر بیرون پرید
[ترجمه گوگل]آب گرم از شیر خارج شد

13. Tales of the candidate's alleged past transgressions have begun springing up.
[ترجمه ترگمان]قصه های مربوط به تخلفات گذشته این نامزد شروع شده است
[ترجمه گوگل]داستان های مربوط به تجاوزات ادعایی کاندیداها آغاز شده است

14. The wheat is springing up now.
[ترجمه ترگمان]اکنون گندم از جا می پرد
[ترجمه گوگل]گندم اکنون در حال رشد است


کلمات دیگر: