کلمه جو
صفحه اصلی

spokesman


معنی : سخنگو، سخن ران
معانی دیگر : سخنگو (معمولا مرد)، ناطق

انگلیسی به فارسی

سخنران، ناطق، سخنگو


سخنگوی، سخنگو، سخن ران


انگلیسی به انگلیسی

اسم ( noun )
حالات: spokesmen
• : تعریف: a man who speaks for one or more other persons.
مترادف: spokesperson, spokeswoman
مشابه: exponent

• man who speaks for or on behalf of a person (or company, etc.)
a spokesman is a male spokesperson.

مترادف و متضاد

سخنگو (اسم)
announcer, speaker, broadcaster, narrator, talker, spokesman, newsreader, newscaster, mouthpiece, elocutionist, spieler, newsperson, prolocutor, talking head

سخن ران (اسم)
speaker, spokesman, orator, lecturer

communicator


Synonyms: agent, champion, delegate, deputy, mediator, mouth, mouthpiece, prolocutor, prophet, protagonist, representative, speaker, spokesperson, spokeswoman, substitute, talker


جملات نمونه

1. an officially constituted spokesman
سخنگوی منتخب و رسمی

2. She was reported by the hospital spokesman to be making excellent progress.
[ترجمه ترگمان]او توسط سخنگوی بیمارستان گزارش شد که پیشرفت خوبی داشته است
[ترجمه گوگل]او توسط سخنگوی بیمارستان گزارش شد تا پیشرفت بزرگی داشته باشد

3. The government spokesman gave a quick briefing to the reporters.
[ترجمه ترگمان]سخنگوی دولت گزارشی سریع به خبرنگاران داد
[ترجمه گوگل]سخنگوی دولت به خبرنگاران به خبرنگاران گفت:

4. The spokesman was completely discombobulated by the hecklers.
[ترجمه ترگمان]این سخنگو کاملا تحت تاثیر the قرار گرفت
[ترجمه گوگل]این سخنگو به طور کامل توسط هکلرها از بین رفته بود

5. The spokesman stressed that the measures did not amount to an overall ban.
[ترجمه ترگمان]این سخنگو تاکید کرد که این تدابیر به طور کلی تحریم نشده اند
[ترجمه گوگل]سخنگوی دولت تأکید کرد که اقدامات به ممنوعیت کلی منجر نمی شود

6. The spokesman for the State Department declared his views to a group of reporters from radio,television,and newspapers.
[ترجمه ترگمان]سخنگوی وزارت امور خارجه دیدگاه های خود را به گروهی از گزارشگران رادیو، تلویزیون و روزنامه ها اعلام کرد
[ترجمه گوگل]سخنگوی وزارت امور خارجه، نظرات خود را به یک گروه خبرنگاران از رادیو، تلویزیون و روزنامه ها اعلام کرد

7. The spokesman made it clear that no compromise was yet in sight.
[ترجمه ترگمان]این سخنگو اظهار داشت که هنوز هیچ سازشی دیده نشده است
[ترجمه گوگل]سخنگوی رسمی اعلام کرد که هیچ گونه سازش هنوز در دسترس نیست

8. A spokesman for the dockyard said they hoped to launch the first submarine within two years.
[ترجمه ترگمان]سخنگوی for گفت که آن ها امیدوار هستند که اولین زیردریایی را در عرض دو سال پرتاب کنند
[ترجمه گوگل]یک سخنگوی دادگاه گفت: آنها امیدوارند که زیردریایی اول را در عرض دو سال راه اندازی کنند

9. He is the spokesman for the conference.
[ترجمه ترگمان]او سخنگوی کنفرانس است
[ترجمه گوگل]او سخنگوی این کنفرانس است

10. The spokesman adverted to a statement.
[ترجمه ترگمان]این سخنگو در بیانیه ای گفت
[ترجمه گوگل]سخنگوی به بیانیه ای اعلام کرد

11. The spokesman refused either to confirm or deny the reports.
[ترجمه ترگمان]سخنگو از تایید یا تکذیب گزارش ها خودداری کرد
[ترجمه گوگل]سخنگوی حاضر به تأیید یا رد گزارشها نبود

12. The spokesman said no decision on the proposal was likely in the immediate future.
[ترجمه ترگمان]سخنگو گفت هیچ تصمیمی در مورد این پیشنهاد در آینده نزدیک اتخاذ نخواهد شد
[ترجمه گوگل]سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا اعلام کرد که هیچ تصمیمی در مورد این پیشنهاد در آینده نخواهد بود

13. A spokesman said it was an isolated incident .
[ترجمه ترگمان]یک سخنگو گفت این یک حادثه جداگانه است
[ترجمه گوگل]یک سخنگوی گفت که این حادثه منفرد است

14. A spokesman declined to comment until the evidence could be studied further.
[ترجمه ترگمان]یک سخنگو از اظهار نظر تا زمانی که شواهد بیشتر مورد مطالعه قرار گیرد خودداری کرد
[ترجمه گوگل]یک سخنگوی اظهار نظر را رد کرد تا شواهد بتوانند بیشتر مورد مطالعه قرار گیرند

15. A bank spokesman was unable to clarify the situation.
[ترجمه ترگمان]سخنگوی بانک نتوانست وضعیت را روشن کند
[ترجمه گوگل]یک سخنگوی بانک قادر به توضیح وضعیت نبود


کلمات دیگر: