کلمه جو
صفحه اصلی

sprit


معنی : نی، جوانه یا شاخه کوچک، گیاه بوریا مانند، نقطه یا خال تیره رنگ
معانی دیگر : دیرک افقی که به دکل وصل است و بادبان از آن آویخته می شود، جوانه زدن

انگلیسی به فارسی

جوانه یا شاخه کوچک، نی، گیاه بوریا مانند، نقطه یاخال تیره رنگ، جوانه زدن


امیدوارم، جوانه یا شاخه کوچک، نی، گیاه بوریا مانند، نقطه یا خال تیره رنگ


انگلیسی به انگلیسی

اسم ( noun )
• : تعریف: a pole that extends diagonally from the base of a mast to the uppermost corner of a fore-and-aft sail.

• boom or pole or spar extending diagonally outward from a mast to the topmost corner of a fore-and-aft sail (serving to extend the sail)

مترادف و متضاد

نی (اسم)
tube, cane, straw, pipe, fistula, bulrush, reed, junk, fife, sprit

جوانه یا شاخه کوچک (اسم)
sprit

گیاه بوریا مانند (اسم)
sprit

نقطه یا خال تیره رنگ (اسم)
sprit

جملات نمونه

1. Everyone was so moved by the ambassador's sprit of keeping his promise.
[ترجمه ترگمان]از طرف سفیر، همه به این طرف و آن طرف می رفتند و به او قول داده بودند
[ترجمه گوگل]هرکسی از طرف سفیر برای حفظ وعده های خود، به این سمت حرکت کرد

2. You must pay in humiliation of sprit for everything received at the hands of philanthropy.
[ترجمه ترگمان]شما باید در مقابل هر چیزی که در دست بشر دوستانه گرفته شده است، خوار و خفیف کنید
[ترجمه گوگل]شما باید در تحقیر پیروزی برای همه چیزهایی که به دست بشریت دریافت می کنید، پرداخت کنید

3. Enterprise Sprit: Commitment oriented, value created.
[ترجمه ترگمان]تعهد سازمانی: تعهد محور، ارزش ایجاد شده
[ترجمه گوگل]شرکت Sprit تعهد گرا، ارزش ایجاد شده است

4. Climbing is a good exercise for sprit do corps.
[ترجمه شادی] کوهنوردی ورزش خوبی برای خوب کردن روحیه است
[ترجمه ترگمان]صعود برای corps یک ورزش خوب است
[ترجمه گوگل]کوهنوردی یک ورزش خوب برای سپاه پاسداران است

5. Increases your total Stamina, Intellect, and Sprit by 1 %.
[ترجمه ترگمان]در مجموع stamina، Intellect و Sprit را با ۱ درصد افزایش می دهد
[ترجمه گوگل]Stamina، Intelligence و Sprit را 1٪ افزایش می دهد

6. Experience tour item design is the core and sprit of tour site planning.
[ترجمه ترگمان]طراحی مورد بازدید از تجربه، هسته و sprit برنامه ریزی سایت تور است
[ترجمه گوگل]طراحی تور رویداد تجربه هسته و sprite برنامه ریزی تور سایت است

7. Scientific sprit is a sprit of the rationalness and seeking truth, facts, innovation and reform.
[ترجمه ترگمان]sprit علمی a از the و به دنبال حقیقت، حقایق، نوآوری و اصلاحات است
[ترجمه گوگل]جنبه علمی یک جنبه عقلانیت و دنبال حقایق، واقعیت ها، نوآوری و اصلاحات است

8. With strong team work sprit and staff coordination skill.
[ترجمه ترگمان]با کار تیمی قوی و مهارت هماهنگی کارکنان
[ترجمه گوگل]با مهارت کار تیمی قوی و مهارت هماهنگی کارکنان

9. The wing of your sprit has grown plumpy .
[ترجمه ترگمان]بال کون شما plumpy بزرگ شده است
[ترجمه گوگل]بال دشمن شما رشد کرده است

10. However, cowboy sprit is deducted as a culture, affection, and a genuine rural pleasure in Calgary.
[ترجمه ترگمان]با این حال، sprit گاوچران به عنوان یک فرهنگ، محبت و یک لذت روستایی اصیل در کالگری کم می شود
[ترجمه گوگل]با این حال، عجله گاوچران به عنوان یک فرهنگ، محبت و یک لذت روستایی واقعی در کالگری به حساب می آید

11. Team work sprit and interpersonal skills.
[ترجمه ترگمان]روحیه تیمی و مهارت های بین فردی
[ترجمه گوگل]کار تیمی و مهارت های بین فردی

12. Good communication skill and teamwork sprit.
[ترجمه ترگمان]مهارت ارتباطی خوب و کار گروهی کار تیمی
[ترجمه گوگل]مهارت ارتباطی خوب و کار گروهی

13. Team work sprit, willing to share knowledge with others, and good cooperation team member.
[ترجمه ترگمان]تیم sprit، مایل به اشتراک دانش با دیگران و اعضای تیم هم کاری خوب است
[ترجمه گوگل]کار تیمی، مایل به اشتراک گذاری دانش با دیگران و عضو تیم همکاری خوب است

14. Develop their team - sprit and innovating sense.
[ترجمه ترگمان]توسعه تیم خود - sprit و نوآوری - را توسعه دهید
[ترجمه گوگل]تیم خود را توسعه دهیم - معنای عقاید و نوآوری


کلمات دیگر: