کلمه جو
صفحه اصلی

spellbind


معنی : مجذوب کردن، سحر کردن، مفتون ساختن
معانی دیگر : افسون کردن، طلسم کردن

انگلیسی به فارسی

سحر کردن، مجذوب کردن، مفتون ساختن


طلسم، سحر کردن، مجذوب کردن، مفتون ساختن


انگلیسی به انگلیسی

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: spellbinds, spellbinding, spellbound
مشتقات: spellbinding (adj.)
• : تعریف: to hold fascinated, as though under a spell; enchant.
مشابه: bewitch, charm, enchant, entrance, fascinate, mesmerize

- Her books spellbind the reader; they simply cannot be put down once begun.
[ترجمه ترگمان] کتاب ها را به خواننده نشان می دهد، و به سادگی نمی توان آن را پایین گذاشت
[ترجمه گوگل] کتابهای او خواننده را دلسرد می کند؛ آنها به سادگی نمیتوانند پس از یک بار شروع شوند

• enthrall, fascinate, captivate; hold under a magic spell or charm

مترادف و متضاد

مجذوب کردن (فعل)
attract, witch, fascinate, spellbind

سحر کردن (فعل)
witch, fascinate, spellbind, enchant, conjure, practise magic, practise surcery

مفتون ساختن (فعل)
spellbind, enthrall, enthral

جملات نمونه

1. The children were spellbound by the circus performance.
[ترجمه ترگمان]بچه ها مسحور اجرای سیرک شده بودند
[ترجمه گوگل]کودکان با عملکرد سیرک طغیان می کردند

2. The children listened to the story spellbound.
[ترجمه ترگمان]بچه ها مات و مبهوت به داستان گوش می دادند
[ترجمه گوگل]بچه ها گوش دادن به داستان طلسم شده است

3. The crowd was held spellbound by her oratory.
[ترجمه ترگمان]جمعیت مسحور نمازخانه او شده بود
[ترجمه گوگل]جمعیت توسط احتیاج خود را جشن گرفت

4. She sat there motionless, as if spellbound.
[ترجمه ترگمان]بی حرکت و بی حرکت در آنجا نشسته بود
[ترجمه گوگل]او نشسته است بی حرکت، مثل گول زدن

5. 'King Lear' still holds audiences spellbound .
[ترجمه ترگمان]شاه لیر هنوز حضار را مسحور می کند
[ترجمه گوگل]'شاه لیر' هنوز تماشاچیان را جذاب می کند

6. The kids watched and listened spellbound to the performance.
[ترجمه ترگمان]بچه ها تماشا می کردند و به اجر گوش می دادند
[ترجمه گوگل]بچه ها تماشا و تماشا را به عملکرد جالب توجه است

7. Many people are spellbound by football.
[ترجمه ترگمان]بسیاری از مردم شیفته فوتبال شده اند
[ترجمه گوگل]بسیاری از مردم فوتبال را جذاب می کنند

8. Gray describes in dramatic and spellbinding detail the lives of these five ladies.
[ترجمه ترگمان]\"گری\" زندگی این پنج خانم را با جزئیات چشمگیر و مسحور کننده توصیف می کند
[ترجمه گوگل]خاکستری در جزئیات چشمگیر و جادویی جزئیات زندگی این پنج خانم را توصیف می کند

9. His verbal pyrotechnics could hold an audience spellbound.
[ترجمه ترگمان]pyrotechnics کلامی او می توانست حضار را مسحور خود نگاه دارد
[ترجمه گوگل]اشعار کلامی او می تواند مخاطب را جذاب نگه دارد

10. The acrobats held the audience spellbound.
[ترجمه ترگمان]آکروبات ها audience تماشاگران را مسحور می کردند
[ترجمه گوگل]آکروبات ها تماشاچیان را جشن گرفتند

11. His audience had listened like children, spellbound by his words.
[ترجمه ترگمان]حضار مثل بچه ها به سخنان او گوش می دادند
[ترجمه گوگل]مخاطبانش مثل بچه ها گوش می دادند، که با کلماتش جالب بود

12. A caustically witty and pugnacious man, Wade is a charismatic speaker who can keep a crowd spellbound.
[ترجمه ترگمان]وید مردی شوخ طبع و جنگجو و charismatic است که می تواند یک مسحور کننده باشد
[ترجمه گوگل]Wade یک مرد باهوش و پرمعنی است که سخنرانی جذاب است که میتواند موجب جنجالهای فراوان مردم شود

13. Strachan was at the hub of a spellbinding 4-1 triumph that underlined his inspirational effect on Leeds' push for the title.
[ترجمه ترگمان]Strachan در مرکز یک پیروزی مسحور کننده ۴ - ۱ بود که بر تاثیر الهام بخش او در (لیدز)برای این عنوان تاکید کرد
[ترجمه گوگل]استراکان در محفل یک پیروزی الهام بخش 4-1 بود که تأثیر الهام بخش خود را بر فشار لیدز برای عنوان تأکید کرد


کلمات دیگر: