کلمه جو
صفحه اصلی

springbok


معنی : غزال افریقایی
معانی دیگر : (جانور شناسی) آهوی جهنده (antidorcas marsupialis - بومی آفریقای جنوبی)

انگلیسی به فارسی

(جانورشناسی) غزال آفریقایی، آهوی آفریقایی


انگلیسی به انگلیسی

اسم ( noun )
حالات: springbok, springboks
• : تعریف: a graceful brown and white gazelle of southern Africa that leaps high into the air when startled.

مترادف و متضاد

غزال افریقایی (اسم)
springbok

جملات نمونه

1. The problem is that for generations all those Springbok sports teams were open only to whites.
[ترجمه ترگمان]مشکل این است که برای نسل ها، تمام آن تیم های ورزشی springbok فقط برای سفیدپوستان باز بودند
[ترجمه گوگل]مشکل این است که برای نسل ها تمام تیم های ورزشی Springbok فقط برای سفید پوستان باز بودند

2. In fact, I never dreamed of being a Springbok.
[ترجمه ترگمان]در واقع، من هیچ وقت خوابش رو نمی دیدم که یه احمق باشم
[ترجمه گوگل]در حقیقت، من هرگز رویای Springbok را ندیدم

3. I never dreamed of being the Springbok captain.
[ترجمه ترگمان]من هیچ وقت خوابش رو نمی دیدم که کاپیتان springbok باشم
[ترجمه گوگل]من هیچوقت رویای کاپیتان Springbok را ندیدم

4. They began their Springbok lives together but both reject suggestions that they plan to bow out at Twickenham.
[ترجمه ترگمان]آن ها شروع به زندگی springbok کردند اما هر دوی آن ها پیشنهادها خود را رد کردند مبنی بر اینکه آن ها قصد دارند در Twickenham در Twickenham شرکت کنند
[ترجمه گوگل]آنها Springbok زندگی خود را با هم آغاز کرد، اما هر دو رد پیشنهادات که آنها قصد دارند در Twickenham تعظیم کنند

5. But not even Barnes could break down a Springbok side able to absorb the most intense pressure and punish every error.
[ترجمه ترگمان]اما حتی بارنز هم نتوانست یک طرف springbok را بشکند و هر خطایی را تحت فشار قرار دهد
[ترجمه گوگل]اما حتی بارنز نمیتواند یک طرف Springbok را که بتواند شدیدترین فشار را جذب کند و هر خطایی را مجازات کند، شکست دهد

6. How much keeping the springbok would mean is clear from the way the issue is covered in the media here.
[ترجمه ترگمان]چقدر نگه داشتن the به معنای واضح است از روشی که این موضوع در رسانه ها در اینجا پوشش داده می شود
[ترجمه گوگل]چقدر نگهدارنده ی Springbok به معنای واضح است از این که موضوع در رسانه ها در اینجا پوشش داده می شود

7. To many, the springbok was transformed from a symbol of apartheid into a new rallying point for a reconciled nation.
[ترجمه ترگمان]برای بسیاری، the از نماد تبعیض نژادی تبدیل به یک نقطه تمرکز جدید برای یک ملت آشتی شده تبدیل شد
[ترجمه گوگل]برای بسیاری، بهار عربی از یک نماد آپارتاید تبدیل به یک نقطه تجمع جدید برای یک ملت متحد شده است

8. Some species, such as the springbok of southern Africa, are also highly resistant to living in new areas and are expected to die out rather than move.
[ترجمه ترگمان]برخی از گونه ها مانند the در آفریقای جنوبی نیز نسبت به زندگی در مناطق جدید بسیار مقاوم هستند و انتظار می رود که به جای حرکت جان خود را از دست بدهند
[ترجمه گوگل]بعضی از گونه ها، مانند جاروبرقی جنوب آفریقا، به شدت مقاوم در برابر زندگی در مناطق جدید هستند و انتظار می رود که به جای آن حرکت کنند

9. If you marked this Springbok team, on this match, for creativity you would have given them zero, nought, nothing, out of 2
[ترجمه ترگمان]اگر شما این تیم springbok را در این مسابقه علامت گذاری کنید، برای خلاقیت به آن ها صفر، هیچ چیز، خارج از ۲ نخواهید داد
[ترجمه گوگل]اگر شما این تیم اسپرینگبوک را مشخص کردید، در این مسابقه، برای خلاقیت، شما را به صفر، بدون، هیچ چیز، از 2

10. We had a line of springbok lined up on the other side, 'cause they didn't really know what was going on. . .
[ترجمه ترگمان]ما صف springbok را در طرف دیگر می دیدیم، چون واقعا نمی دانستند چه اتفاقی دارد می افتد …
[ترجمه گوگل]ما یک خط پرش باک داشتیم که از طرف دیگر بود، چون واقعا نمی دانستند چه اتفاقی می افتد

11. Former Springbok captain Joost van der Westhuizen mistakenly presented the trophy to John Smit after South Africa had won the dead rubber third test.
[ترجمه ترگمان]بنیانگذار سابق springbok، یوست وان der، به اشتباه به جان اسمیت پس از اینکه آفریقای جنوبی سومین تست لاستیک را برد، جایزه را به جان اسمیت داد
[ترجمه گوگل]یوست ون دشت وایویزن، کاپیتان سابق اسپرینگ بوک، اشتباه جوایز جان سیتی را پس از آفریقای جنوبی، سومین آزمون لاستیک مرده را به دست آورد

12. In the 1980s there were at most 000 springbok in the north; now there are an estimated 160,000.
[ترجمه ترگمان]در دهه ۱۹۸۰ تعداد ۰۰۰ نفر در شمال وجود داشت؛ در حال حاضر حدود ۱۶۰،۰۰۰ نفر برآورد شده است
[ترجمه گوگل]در دهه 1980، بیشترین 000 پارک در شمال وجود داشت؛ در حال حاضر حدود 160،000 نفر وجود دارد

13. Wilson said springbok in South Africa, red deer in Britain and bison in the United States had all been farmed successfully.
[ترجمه ترگمان]ویلسون گفت springbok در آفریقای جنوبی، گوزن قرمز در بریتانیا و گاومیش کوهان دار آمریکایی، همگی با موفقیت پرورش داده شده اند
[ترجمه گوگل]ویلسون گفت: در آفریقای جنوبی پرورش می دهد، گوزن های قرمز در بریتانیا و بیسون در ایالات متحده همه با موفقیت کار کرده اند

14. But so deep is the emotion associated with these symbols, even his voice was not enough to end the springbok fight.
[ترجمه ترگمان]اما آنقدر عمیق احساسات مرتبط با این نشانه ها وجود دارد، حتی صدایش برای پایان دادن به جنگ springbok کافی نیست
[ترجمه گوگل]اما خیلی عمیق احساسات مرتبط با این نمادها است، حتی صدای خود را برای پایان دادن به مبارزه پرش به عقب کافی نیست


کلمات دیگر: