کلمه جو
صفحه اصلی

statecraft


معنی : سیاستمداری، کشور داری
معانی دیگر : رجوع شود به: statesmanship، ملک داری

انگلیسی به فارسی

سیاستمداری، کشور داری، ملک داری


انگلیسی به انگلیسی

اسم ( noun )
• : تعریف: the art of leading or governing a nation; statesmanship.

• statesmanship, art of governing

مترادف و متضاد

سیاستمداری (اسم)
policy, diplomacy, statecraft, statesmanship

کشور داری (اسم)
statecraft

جملات نمونه

1. He had little real experience of statecraft.
[ترجمه ترگمان]اون یه تجربه واقعی از \"statecraft\" داشت
[ترجمه گوگل]او تجربۀ تجربی واقعی دولت را داشت

2. The tendencies are compliments to the power of statecraft and faith, marks of their potential for danger when unchecked.
[ترجمه ترگمان]این روندها به قدرت سنا و ایمان، نشانه پتانسیل آن ها برای خطر در هنگام کنترل است
[ترجمه گوگل]این تمایلات به قدرت حکومتداری و ایمان، معیارهای بالقوه خود برای خطر در صورت عدم کنترل آنها است

3. Statecraft is foreign to his nature.
[ترجمه ترگمان]statecraft با طبیعت او بیگانه است
[ترجمه گوگل]Statecraft برای طبیعت بیگانه است

4. Chinese statecraft always recognised the problem of corruption and nepotism.
[ترجمه ترگمان]statecraft چینی همواره مشکل فساد و انتصاب های فامیلی را به رسمیت شناخته است
[ترجمه گوگل]دولت چینی همواره مشکل فساد و خیانت را به رسمیت می شناسد

5. Up to what point does statecraft permIt'superstition to be destroyed?
[ترجمه ترگمان]سنا تا چه حد ممکن است خرافات را نابود کند؟
[ترجمه گوگل]تا چه حد دولت مجبور به تخریب مجدد می شود؟

6. Another important aspect of Chinese statecraft is recruitment of officials on the basis of examinations.
[ترجمه ترگمان]جنبه مهم دیگر of چین، استخدام مقامات براساس امتحانات است
[ترجمه گوگل]یکی دیگر از جنبه های مهم دولت چینی، استخدام مقامات بر اساس امتحانات است

7. Mainly analysis Gongzizhen's statecraft poems and articles time and cultural background. "
[ترجمه ترگمان]به طور عمده تجزیه و تحلیل اشعار statecraft و زمان و سابقه فرهنگی است \"
[ترجمه گوگل]به طور عمده تجزیه و تحلیل Gongzizhen شعر و امور خارجه دولت و زمان و پس زمینه فرهنگی '

8. How to practice statecraft without states.
[ترجمه ترگمان]چگونه سنا را بدون ایالات تمرین کنیم
[ترجمه گوگل]نحوه تمرین دولت بدون دولت

9. Centuries of statecraft had refined the concept of sovereignty.
[ترجمه ترگمان]Centuries سنا مفهوم حاکمیت را تهذیب کرده بود
[ترجمه گوگل]قرن ها از حکومتداری مفهوم حاکمیت را تصحیح کرد

10. Ellen said he was a political lightweight whose stagecraft was better than his statecraft.
[ترجمه ترگمان]الن می گفت که او یک سبک سیاسی است که stagecraft بهتر از statecraft است
[ترجمه گوگل]الن گفت که او یک سبک سبک سیاسی است که ستاره دار آن بهتر از حکومت او بود

11. Today it's the time for him to put his statecraft to full use.
[ترجمه ترگمان]امروز نوبت اوست که statecraft را به مصرف کامل برساند
[ترجمه گوگل]امروز وقت آن است که او را به استفاده کامل از حکومت خود برسانیم

12. Subtlety is one of the arts of both diplomacy and statecraft.
[ترجمه ترگمان]Subtlety یکی از انواع هنرها و کشورداری است
[ترجمه گوگل]ظرافت یکی از هنرهای دیپلماسی و حکومتداری است

13. The memoir eloquent chronicle of Lee Kuan Yew's extensive experiences in statecraft, politics and international diplomacy.
[ترجمه ترگمان]کتاب خاطرات لی kuan، تجارب گسترده سنا، سیاست و دیپلماسی بین المللی را بیان می کند
[ترجمه گوگل]خاطرات خاطراتی از تجارب گسترده Lee Kuan Yew در امور اداری، سیاست و دیپلماسی بین المللی

14. Study history, study history. In history lies all the secrets of statecraft.
[ترجمه ترگمان]تاریخ مطالعه، تاریخ مطالعه در تاریخ، همه اسرار کشورداری نهفته است
[ترجمه گوگل]تاریخ مطالعه، تاریخ مطالعه در تمام تاریخ، تمام اسرار دولت است

پیشنهاد کاربران

سیاستمداری، کشور داری

مملکت داری

کسی که توانایی اداره امور مملکت را دارد
The ability to be a savvy and effective politica
l leader

زمامداری

statecraft ( علوم سیاسی و روابط بین الملل )
واژه مصوب: کشورداری
تعریف: فن راهبری و ادارۀ کشور


کلمات دیگر: