1. It's good for you to suck in fresh shore air.
[ترجمه ترگمان]برای تو خوبه که هوای تازه در ساحل رو داشته باشی
[ترجمه گوگل]این برای شما خوب است که در دریای تازه ساحل بخوابید
2. Good writers suck in what they see of the world, re-creating their own universe on the page.
[ترجمه ترگمان]نویسندگان خوب آنچه را که از جهان می بینند، می کشند و دنیای خود را بر روی صفحه ایجاد می کنند
[ترجمه گوگل]نویسندگان خوب در آنچه که آنها از جهان می بینند خوردن می کنند و مجددا جهان خود را بر روی صفحه ایجاد می کنند
3. The huge whirlpool could suck in the boat.
[ترجمه ترگمان]این گرداب عظیم می تواند در قایق بخورد
[ترجمه گوگل]گرداب بزرگ می تواند در قایق خوردن
4. We have to suck in our bellies for a period.
[ترجمه ب ا] برای مدتی باید شکم هایمان را جمع کنیم و تو ببریم.
[ترجمه ترگمان] باید برای یه مدت توی شکم هامون ساک بزنیم
[ترجمه گوگل]ما باید مدتها در شکممان باشیم
5. It's good to suck in such clean fresh air for a change.
[ترجمه ترگمان]خوبه که توی این هوای تازه توی این هوای تازه suck
[ترجمه گوگل]خوب برای خوردن در چنین هوای تمیز تازه برای تغییر است
6. Just hold on, and suck in!
[ترجمه ترگمان]! فقط صبر کن و بیا تو
[ترجمه گوگل]فقط نگه داشته، و مکیدن!
7. Al tires to suck in his stomach when a good - looking woman walks by.
[ترجمه ترگمان]وقتی زنی خوش قیافه از کنارش عبور می کند، تایرها را می to
[ترجمه گوگل]لاستیک آلومینیوم برای خوردن در معده خود را هنگامی که یک زن خوب به دنبال راه می رود
8. They use their tongues to suck in the green food.
[ترجمه ترگمان]ان ها از زبانشان برای مکیدن غذای سبز استفاده می کنند
[ترجمه گوگل]آنها از زبان خود برای خوردن غذای سبز استفاده می کنند
9. Peter heard him suck in breath through his teeth.
[ترجمه ترگمان]پیتر صدای تنفس او را از لای دندان هایش شنید
[ترجمه گوگل]پیتر شنیده بود که او از طریق دندان هایش نفس می کشد
10. Despite the fact that they suck in material from anything and everything strays, they are empty.
[ترجمه ترگمان]با وجود این واقعیت که آن ها از هر چیز و هر چیز دیگری که در حال نوشیدن هستند، چیزی را می کشند، خالی هستند
[ترجمه گوگل]علیرغم این واقعیت است که آنها در مواد از هر چیز و همه چیز از بین می روند، آنها خالی هستند
11. He said he should suck in knowledge as much as possible when he was young.
[ترجمه ترگمان]او گفت زمانی که جوان بود او باید تا حد امکان به دانش خود بپردازد
[ترجمه گوگل]او گفت که در زمانی که او جوان بود دانش را تا آنجا که ممکن است درک کند
12. I suck in as much as possible, and we have a good collaborative environment here.
[ترجمه ترگمان]من تا حد ممکن آن را suck، و محیط مشارکتی خوبی در اینجا داریم
[ترجمه گوگل]من به اندازه ی که ممکن است می خوردم، و در اینجا یک محیط همکاری خوب داریم
13. Just keep your mind openand suck in the experience.
[ترجمه ترگمان]فقط ذهنت رو مشغول کن و تجربه کن
[ترجمه گوگل]فقط ذهن خود را حفظ کنید و در تجربه تجربه کنید
14. Its venom is stored in an elbow patch: the loris will suck in the poison from the patch, then mix it around in its mouth before delivering a toxic bite.
[ترجمه ترگمان]زهر آن در قسمت آرنج ذخیره می شود: the زهر را از توده آتش بیرون می کشد و بعد آن را قبل از گاز گرفتن گاز سمی در دهان خود قرار می دهد
[ترجمه گوگل]زهر آن در یک پچ آرنج ذخیره می شود که لوریس از سم زدوده می شود و سپس آن را در دهان خود قرار می دهد قبل از اینکه یک نوشیدنی سمی ایجاد شود