کلمه جو
صفحه اصلی

suck in


معنی : ربودن
معانی دیگر : 1- توکشیدن، توگرفتن، 2- (خودمانی) کلاه سر کسی گذاشتن، مغبون کردن

انگلیسی به فارسی

خوردن، ربودن


انگلیسی به انگلیسی

• comprehend, absorb; cheat, defraud

مترادف و متضاد

ربودن (فعل)
abduct, hijack, snatch, rob, steal, grab, abstract, get, usurp, bag, ravish, hook, subduct, purloin, reave, shanghai, suck in

جملات نمونه

1. It's good for you to suck in fresh shore air.
[ترجمه ترگمان]برای تو خوبه که هوای تازه در ساحل رو داشته باشی
[ترجمه گوگل]این برای شما خوب است که در دریای تازه ساحل بخوابید

2. Good writers suck in what they see of the world, re-creating their own universe on the page.
[ترجمه ترگمان]نویسندگان خوب آنچه را که از جهان می بینند، می کشند و دنیای خود را بر روی صفحه ایجاد می کنند
[ترجمه گوگل]نویسندگان خوب در آنچه که آنها از جهان می بینند خوردن می کنند و مجددا جهان خود را بر روی صفحه ایجاد می کنند

3. The huge whirlpool could suck in the boat.
[ترجمه ترگمان]این گرداب عظیم می تواند در قایق بخورد
[ترجمه گوگل]گرداب بزرگ می تواند در قایق خوردن

4. We have to suck in our bellies for a period.
[ترجمه ب ا] برای مدتی باید شکم هایمان را جمع کنیم و تو ببریم.
[ترجمه ترگمان] باید برای یه مدت توی شکم هامون ساک بزنیم
[ترجمه گوگل]ما باید مدتها در شکممان باشیم

5. It's good to suck in such clean fresh air for a change.
[ترجمه ترگمان]خوبه که توی این هوای تازه توی این هوای تازه suck
[ترجمه گوگل]خوب برای خوردن در چنین هوای تمیز تازه برای تغییر است

6. Just hold on, and suck in!
[ترجمه ترگمان]! فقط صبر کن و بیا تو
[ترجمه گوگل]فقط نگه داشته، و مکیدن!

7. Al tires to suck in his stomach when a good - looking woman walks by.
[ترجمه ترگمان]وقتی زنی خوش قیافه از کنارش عبور می کند، تایرها را می to
[ترجمه گوگل]لاستیک آلومینیوم برای خوردن در معده خود را هنگامی که یک زن خوب به دنبال راه می رود

8. They use their tongues to suck in the green food.
[ترجمه ترگمان]ان ها از زبانشان برای مکیدن غذای سبز استفاده می کنند
[ترجمه گوگل]آنها از زبان خود برای خوردن غذای سبز استفاده می کنند

9. Peter heard him suck in breath through his teeth.
[ترجمه ترگمان]پیتر صدای تنفس او را از لای دندان هایش شنید
[ترجمه گوگل]پیتر شنیده بود که او از طریق دندان هایش نفس می کشد

10. Despite the fact that they suck in material from anything and everything strays, they are empty.
[ترجمه ترگمان]با وجود این واقعیت که آن ها از هر چیز و هر چیز دیگری که در حال نوشیدن هستند، چیزی را می کشند، خالی هستند
[ترجمه گوگل]علیرغم این واقعیت است که آنها در مواد از هر چیز و همه چیز از بین می روند، آنها خالی هستند

11. He said he should suck in knowledge as much as possible when he was young.
[ترجمه ترگمان]او گفت زمانی که جوان بود او باید تا حد امکان به دانش خود بپردازد
[ترجمه گوگل]او گفت که در زمانی که او جوان بود دانش را تا آنجا که ممکن است درک کند

12. I suck in as much as possible, and we have a good collaborative environment here.
[ترجمه ترگمان]من تا حد ممکن آن را suck، و محیط مشارکتی خوبی در اینجا داریم
[ترجمه گوگل]من به اندازه ی که ممکن است می خوردم، و در اینجا یک محیط همکاری خوب داریم

13. Just keep your mind openand suck in the experience.
[ترجمه ترگمان]فقط ذهنت رو مشغول کن و تجربه کن
[ترجمه گوگل]فقط ذهن خود را حفظ کنید و در تجربه تجربه کنید

14. Its venom is stored in an elbow patch: the loris will suck in the poison from the patch, then mix it around in its mouth before delivering a toxic bite.
[ترجمه ترگمان]زهر آن در قسمت آرنج ذخیره می شود: the زهر را از توده آتش بیرون می کشد و بعد آن را قبل از گاز گرفتن گاز سمی در دهان خود قرار می دهد
[ترجمه گوگل]زهر آن در یک پچ آرنج ذخیره می شود که لوریس از سم زدوده می شود و سپس آن را در دهان خود قرار می دهد قبل از اینکه یک نوشیدنی سمی ایجاد شود

پیشنهاد کاربران

در گیر شدن
گرفتار شدن مثلاً گرفتار مواد شدن


تلقین کردن. قبولاندن

درک کردن، فرا گرفتن
فریب دادن یا فریب خوردن



کلمات دیگر: