استعفا دادن
stand aside
انگلیسی به فارسی
رفع صلاحیت از خود کردن
انگلیسی به انگلیسی
• stand out of the way, stand to the side
مترادف و متضاد
Step sideways to make a space for someone else
Leave a job or position voluntarily so that someone else can have it instead
Temporarily recuse oneself from action or decision-making in some domain
جملات نمونه
1. Stand aside, please, and let these people pass.
[ترجمه ترگمان]خواهش می کنم کنار بایستید و بگذارید این مردم بگذرند
[ترجمه گوگل]لطفا کنار بگذارید، و اجازه دهید این افراد عبور کنند
[ترجمه گوگل]لطفا کنار بگذارید، و اجازه دهید این افراد عبور کنند
2. Stand aside, please. The motorcade of the President is coming.
[ترجمه ترگمان]لطفا کنار بایستید کاروان موتوری رئیس جمهور می آید
[ترجمه گوگل]لطفا کنار بگذارید مسطحۀ رئیس جمهور آینده است
[ترجمه گوگل]لطفا کنار بگذارید مسطحۀ رئیس جمهور آینده است
3. Stand aside and let these people pass.
[ترجمه dany] کنار بایستید و اجازه دهید که رد شوند.
[ترجمه ترگمان]برو کنار و بگذار این مردم بگذرند[ترجمه گوگل]کنار بگذارید و این افراد را بگذارید
4. Stand aside and let us past!
[ترجمه ترگمان]کنار بایستید و به ما اجازه عبور بدهید!
[ترجمه گوگل]کنار بگذارید و گذشته را بگذارید!
[ترجمه گوگل]کنار بگذارید و گذشته را بگذارید!
5. No man could stand aside in such a condition.
[ترجمه ترگمان]هیچ کس نمی توانست چنین وضعیتی را کنار بگذارد
[ترجمه گوگل]هیچ کس نمیتواند در چنین وضعیتی کنار بیاید
[ترجمه گوگل]هیچ کس نمیتواند در چنین وضعیتی کنار بیاید
6. Don't stand aside and let others do all the work.
[ترجمه ترگمان]کنار بایستید و اجازه بدهید دیگران کار را انجام دهند
[ترجمه گوگل]کنار بیایید و اجازه دهید دیگران همه کارها را انجام دهند
[ترجمه گوگل]کنار بیایید و اجازه دهید دیگران همه کارها را انجام دهند
7. The President said he was willing to stand aside if that would stop the killing.
[ترجمه ترگمان]رئیس جمهور گفت که او حاضر است در صورت توقف این کشتار کنار بایستد
[ترجمه گوگل]رئیس جمهور گفت که اگر مایل به متوقف کردن قتل باشد مایل به کنار گذاشتن آن است
[ترجمه گوگل]رئیس جمهور گفت که اگر مایل به متوقف کردن قتل باشد مایل به کنار گذاشتن آن است
8. Stand aside, please, so the doctor can get through.
[ترجمه ترگمان]لطفا کنار بایستید تا دکتر بتواند از آن عبور کند
[ترجمه گوگل]لطفا کنار بیایید، بنابراین، دکتر می تواند از طریق
[ترجمه گوگل]لطفا کنار بیایید، بنابراین، دکتر می تواند از طریق
9. It seemed unbelievable that they would stand aside and let them leave like this.
[ترجمه ترگمان]به نظر باور نکردنی می امد که آن ها کنار بایستند و بگذارند که آن ها مثل این بروند
[ترجمه گوگل]به نظر می رسید باور نکردنی است که آنها کنار بیایند و اجازه دهند که این کار را بکنند
[ترجمه گوگل]به نظر می رسید باور نکردنی است که آنها کنار بیایند و اجازه دهند که این کار را بکنند
10. They can't stand aside when confronted with evil and injustice.
[ترجمه ترگمان]وقتی با شر و بی عدالتی روبرو می شوند، نمی توانند کنار بایستند
[ترجمه گوگل]آنها وقتی که با شر و بی عدالتی مواجه می شوند، نمی توانند کنار بیایند
[ترجمه گوگل]آنها وقتی که با شر و بی عدالتی مواجه می شوند، نمی توانند کنار بیایند
11. None can stand aside with unconcern; the interests of everyone hang on the result.
[ترجمه ترگمان]هیچ یک از ما نمی توانیم با بی خیالی تحمل کنیم؛ منافع همه در نتیجه آن است
[ترجمه گوگل]هیچکس نمی تواند با بی اعتنایی کنار بیاید منافع هر کس در نتیجه نتیجه می گیرد
[ترجمه گوگل]هیچکس نمی تواند با بی اعتنایی کنار بیاید منافع هر کس در نتیجه نتیجه می گیرد
12. The crowd were asked to stand aside to let the players go in.
[ترجمه ترگمان]از جمعیت خواسته شد کنار بایستند تا بازیکنان وارد شوند
[ترجمه گوگل]از جمعیت خواسته شد که کنار بیایند تا بازیکنان وارد شوند
[ترجمه گوگل]از جمعیت خواسته شد که کنار بیایند تا بازیکنان وارد شوند
13. Are you going to stand aside?
[ترجمه ترگمان]میخوای کنار بکشی؟
[ترجمه گوگل]آیا می خواهید کنار بیایید؟
[ترجمه گوگل]آیا می خواهید کنار بیایید؟
14. People on the pavement were asked to stand aside to let the procession through.
[ترجمه ترگمان]مردمی که روی سنگفرش خیابان ایستاده بودند، از او خواسته بودند کنار بایستد و راه را در پیش بگیرد
[ترجمه گوگل]مردم در پیاده رو خواسته شده بودند که کنار بیایند تا روند روند را طی کنند
[ترجمه گوگل]مردم در پیاده رو خواسته شده بودند که کنار بیایند تا روند روند را طی کنند
15. Then stand aside and let public opinion hang them.
[ترجمه ترگمان]پس کنار بایستید و به مردم اجازه بدهید که نظر مردم را به خود جلب کند
[ترجمه گوگل]سپس کنار بگذارید و اجازه دهید که مردم به آنها بفهمانند
[ترجمه گوگل]سپس کنار بگذارید و اجازه دهید که مردم به آنها بفهمانند
پیشنهاد کاربران
جبهه گیری کردن در موضوعی خاص
کنار ایستادن
کنار رفتن
کنار رفتن
کنار کشیدن
کلمات دیگر: