کلمه جو
صفحه اصلی

closest

انگلیسی به فارسی

نزدیکترین، نزدیک، تنگ، خودمانی


پیشنهاد کاربران

نزدیک از

بهترین دوست،

چسبنده

نزدیکترین

نزدیکتراز

نزدیک به یک مقاله خوب انتخاب شود امری ضروری است

اولین


نزدیکان

نزدیک شدن به . . . .
مثلا در آمار نزدیک شدن ( میل کردن ) به توزیع نرمال

نزدیک

نزدیک، خودمانی

کلاسست

نزدیک* خودمانی* best friend*

✔کلوسِست
❌کلوزِست

KLOW

suhst

خودمانی، نزدیک

صمیمی ترین


کلمات دیگر: