کلمه جو
صفحه اصلی

grow to

پیشنهاد کاربران

بالاخره فهمیدن، متوجه شدن، درک کردن، احساس کردن
کم کم به نتیجه ای رسیدن

به تدریج
کم کم
grow to become: به تدریج [به چیزی/کسی/موقعیتی] تبدیل شدن

Grow to love, hate, etc: به تدریج، کم کم و آرام آرام شروع کردن به دوست داشتن، عشق ورزیدن، نفرت پیدا کردن و. . . .


کلمات دیگر: