1. Such a situation will sputter on for a month or so.
[ترجمه ترگمان]چنین وضعیتی یک ماه یا بیشتر ادامه خواهد داشت
[ترجمه گوگل]چنین وضعیتی برای یک ماه یا بیشتر به وجود خواهد آمد
2. Don't sputter when you speak.
[ترجمه ترگمان]وقتی حرف می زنی اخم نکن
[ترجمه گوگل]هنگام سخن گفتن نباشید
3. The spill in my hand was beginning to sputter, but-I noticed that the cloverleaf aperture was now glowing pinkly.
[ترجمه ترگمان]مایع درون دستم شروع به حرف زدن کرد، اما - متوجه شدم که دیافراگم cloverleaf اکنون در حال درخشیدن است
[ترجمه گوگل]ریختن در دست من آغاز شد، اما من متوجه شدم که دیافراگم تخم مرغی در حال زرق و برق دار شدن است
4. When the boss comes along, you sputter and flutter into activity, then ease up once he leaves.
[ترجمه ترگمان]وقتی که رئیس به راه می افتد، شما به فعالیت خود ادامه می دهید و به فعالیت خود ادامه می دهید، سپس زمانی که برگ ها را ترک می کند، آرام می شوید
[ترجمه گوگل]هنگامی که رئیس با هم می آید، شما شروع به فعالیت می کنید و سپس یک بار او را ترک می کنید
5. The country's transition to democracy continues to sputter along.
[ترجمه ترگمان]گذار کشور به دموکراسی همچنان ادامه دارد
[ترجمه گوگل]انتقال این کشور به دموکراسی همچنان ادامه دارد
6. You sputter in greed and in arrogance.
[ترجمه ترگمان]تو با حرص و خودبینی حرف می زنی
[ترجمه گوگل]شما در حرص و طمع و طغیان پرت میشوید
7. The new concept of the vacuum pipe sputter self-coating is introduced first, and special cathode target structure is introduced to get favorable coating.
[ترجمه ترگمان]مفهوم جدید لوله خلا با استفاده از پوشش خود ابتدا معرفی می شود و ساختار مورد نظر کاتدی مورد استفاده قرار می گیرد تا روکش مطلوب بدست آید
[ترجمه گوگل]مفهوم جدید اسپویلر اسپکتروفتومای خلاء برای اولین بار معرفی شده است و ساختار ویژه کاتد برای ساخت پوشش مطلوب معرفی شده است
8. The engine sputter feebly for a while and then stop.
[ترجمه ترگمان]موتور برای مدتی خاموش می شود و بعد متوقف می شود
[ترجمه گوگل]موتور توربین را به مدت کوتاهی متوقف می کند و سپس متوقف می شود
9. Compared with sputter crater depth results measured with surface profilometer, the converted depth results obtained by GD-OES were accurate and credible.
[ترجمه ترگمان]در مقایسه با نتایج عمق دهانه برخوردی با profilometer سطحی، نتایج عمق تبدیل شده توسط GD - OES دقیق و معتبر بود
[ترجمه گوگل]در مقایسه با نتایج عمق تفاله لرزه ای با سطح پروفیل سطح، نتایج عمق تبدیل GD-OES به دست آمده دقیق و قابل اعتماد بود
10. The little wax fires sputter in the carpet.
[ترجمه ترگمان]The کوچک روی فرش تف می کند
[ترجمه گوگل]موم کوچکی در فرش پاشید
11. Argon ion sputter rates of SiO _ 2 standards were determined by PHI 600 Scanning Auger Microprobe ( PERKIN - ELMER ).
[ترجمه ترگمان]نرخ Argon یون sputter - ۲ استانداردهای SiO - ۲ توسط PHI ۶۰۰ (Auger - ELMER)تعیین شدند
[ترجمه گوگل]میزان اسپری آرگون یونهای SiO-2 توسط PHI 600 Scanning Auger Microprobe (PERKIN-ELMER) تعیین شد
12. The solar wind protons must sputter away the surface atoms of the dust.
[ترجمه ترگمان]پروتون های باد خورشیدی باید اتم های سطح گرد و غبار را خنثی کند
[ترجمه گوگل]پروتونهای باد خورشیدی باید آلیاژهای سطحی گرد و غبار را از بین ببرند
13. He began to sputter his reply.
[ترجمه ترگمان]شروع به سخن گفتن کرد
[ترجمه گوگل]او شروع به پاسخش کرد
14. Sputter targets and evaporation materials available upon request.
[ترجمه ترگمان]اهداف Sputter و مواد تبخیر در دسترس درخواست
[ترجمه گوگل]اهداف نشتی و مواد تبخیری در صورت درخواست