1. splinter groups
گروه های انشعابی
2. The girl had got a splinter in her toe.
[ترجمه amadeus] یک تراشه در انگشت دختر فرو رفته بود
[ترجمه ترگمان]آن دختر یک تکه چوب در انگشت داشت
[ترجمه گوگل]این دختر در انگشت شستشوی او بود
3. I've got a splinter in my finger.
[ترجمه حوا میرمحمدیان] تراشه ای در انگشتم فرو رفته است.
[ترجمه ترگمان]من یک تراشه توی انگشتم دارم
[ترجمه گوگل]من در انگشتم شکسته ام
4. The mirror cracked but did not splinter.
[ترجمه حوا میرمحدیان] آینه ترک خورد اما خرد نشد.
[ترجمه ترگمان]آینه ترک خورده ولی زخمی نشد
[ترجمه گوگل]آینه ترک خورده اما شکسته نشده است
5. The doctor dug the splinter out of her finger.
[ترجمه ترگمان]دکتر آن تراشه را از انگشتش بیرون آورد
[ترجمه گوگل]دکتر دکتر را از انگشتش بیرون کشید
6. He ran a splinter into his finger.
[ترجمه ترگمان]یک تکه زخمی در انگشتش ریخت
[ترجمه گوگل]او به انگشتش شکسته شد
7. A small splinter of metal had lodged in his thumb.
[ترجمه ترگمان]یک تکه فلز کوچک در انگشتش فرورفته بود
[ترجمه گوگل]یک شکاف کوچک فلزی در انگشت شست خود قرار داده بود
8. The various splinter groups all claim allegiance to the true spirit of the movement.
[ترجمه ترگمان]گروه های منشعب شده مختلف همگی ادعای وفاداری به روح واقعی این جنبش دارند
[ترجمه گوگل]گروه های گوناگون تقسیم می کنند که به روح واقعی جنبش اعتقاد دارند
9. I have got a splinter in my finger.
[ترجمه ترگمان]من یه تیکه چوب تو انگشتم دارم
[ترجمه گوگل]من در انگشتم شکسته ام
10. I got a splinter in my finger while I was sawing the wood.
[ترجمه ترگمان]من یه تیکه چوب تو انگشتم دارم وقتی که داشتم چوب رو تیکه تیکه می کردم
[ترجمه گوگل]من در حالی که چوب را بریده بودم، انگشتم را برداشتم
11. The party has broken up into several splinter groups.
[ترجمه ترگمان]این حزب به چندین گروه انشعابی تقسیم شده است
[ترجمه گوگل]این حزب به چند گروه تقسیم شده است
12. Countries splinter, regional trading blocs grow, the global economy becomes ever more interconnected.
[ترجمه ترگمان]در حالی که بلوک های تجاری منطقه ای رشد می کنند، اقتصاد جهانی به هم پیوند خورده است
[ترجمه گوگل]کشورهای جهان در حال شکوفایی هستند، بلوک های تجاری منطقه ای رشد می کنند، اقتصاد جهانی همیشگی تر می شود
13. He'd given up woodwork, having driven a splinter through his thumbnail.
[ترجمه ترگمان]چوب woodwork را رها کرده بود و یک تکه از ناخن شست خود را بیرون آورده بود
[ترجمه گوگل]او چوب را ترک کرد، از طریق ریز عکس ریزش کرد
14. He was a leader of the 1892 splinter group in the Berlin Society.
[ترجمه ترگمان]او رهبر گروه انشعابی ۱۸۹۲ در جامعه برلین بود
[ترجمه گوگل]او رهبر گروه 1892 در انجمن برلین بود