خلاصه کن، خلاصه کردن، خلاصه ساختن، بطور مختصر بیان کردن
summarise
انگلیسی به فارسی
انگلیسی به انگلیسی
• present in a condensed form, list the main points in a brief and comprehensive manner, sum up; be a summary of (also summarize)
جملات نمونه
1. To summarise, this is a clever approach to a common problem.
[ترجمه ترگمان]خلاصه اینکه، این یک رویکرد هوشمندانه برای یک مشکل مشترک است
[ترجمه گوگل]به طور خلاصه، این یک رویکرد هوشمندانه به یک مشکل رایج است
[ترجمه گوگل]به طور خلاصه، این یک رویکرد هوشمندانه به یک مشکل رایج است
2. I will summarise what I have done.
[ترجمه ترگمان]من آنچه را که انجام داده ام را جمع بندی خواهم کرد
[ترجمه گوگل]من آنچه را که انجام داده ام خلاصه می کنم
[ترجمه گوگل]من آنچه را که انجام داده ام خلاصه می کنم
3. It may help to summarise briefly the current position.
[ترجمه ترگمان]ممکن است به خلاصه کردن وضعیت فعلی کمک کند
[ترجمه گوگل]این ممکن است به خلاصه موقعیت فعلی خلاصه شود
[ترجمه گوگل]این ممکن است به خلاصه موقعیت فعلی خلاصه شود
4. To summarise therefore, a big change, but a happy one, and a bright future in the Norfolk countryside.
[ترجمه ترگمان]خلاصه، یک تغییر بزرگ، اما یک تغییر بزرگ، و آینده ای روشن در حومه نورفولک
[ترجمه گوگل]به این ترتیب خلاصه ای از یک تغییر بزرگ، اما یک شاد و آینده ای روشن در حومه نورفولک
[ترجمه گوگل]به این ترتیب خلاصه ای از یک تغییر بزرگ، اما یک شاد و آینده ای روشن در حومه نورفولک
5. In order to summarise a lecture you need to listen carefully to the lecturer and record the main points as they are made.
[ترجمه ترگمان]برای جمع بندی یک سخنرانی باید با دقت به سخنران گوش دهید و نکات اصلی را ثبت کنید
[ترجمه گوگل]به منظور خلاصه سخنرانی شما باید با دقت به سخنران گوش کنید و نکات اصلی را همانطور که آنها ساخته شده ضبط کنید
[ترجمه گوگل]به منظور خلاصه سخنرانی شما باید با دقت به سخنران گوش کنید و نکات اصلی را همانطور که آنها ساخته شده ضبط کنید
6. Finally, to summarise, this is a useful compilation of the Raman spectra of polymers, despite some shortcomings.
[ترجمه ترگمان]در نهایت، به طور خلاصه، این یک مجموعه مفید از طیف رامان پلیمرها با وجود برخی کاستی ها است
[ترجمه گوگل]در نهایت، به طور خلاصه، این یک ترکیب مفیدی از طیف رامان پلیمرها است، با وجود برخی از کاستی ها
[ترجمه گوگل]در نهایت، به طور خلاصه، این یک ترکیب مفیدی از طیف رامان پلیمرها است، با وجود برخی از کاستی ها
7. There is space here only to summarise very briefly the large amount of research on pidgin and Creole languages.
[ترجمه ترگمان]در اینجا فضایی وجود دارد که خلاصه مقدار زیادی از تحقیقات را بر روی زبان pidgin و Creole خلاصه کند
[ترجمه گوگل]فضای اینجا فقط برای خلاصه کردن خلاصه بسیار زیادی از تحقیقات در زبان pidgin و کریول است
[ترجمه گوگل]فضای اینجا فقط برای خلاصه کردن خلاصه بسیار زیادی از تحقیقات در زبان pidgin و کریول است
8. Before considering these arguments, it is convenient to summarise those findings of the judge which are not in dispute.
[ترجمه ترگمان]قبل از بررسی این استدلال ها، خلاصه کردن یافته های قاضی که در بحث نیستند، مناسب است
[ترجمه گوگل]قبل از در نظر گرفتن این استدلال، مناسب است که یافته های قاضی را خلاصه نکنید
[ترجمه گوگل]قبل از در نظر گرفتن این استدلال، مناسب است که یافته های قاضی را خلاصه نکنید
9. We added one further session to summarise useful devices for coping with and overcoming bulimia.
[ترجمه ترگمان]ما یک جلسه دیگر را برای جمع بندی وسایل مفید برای مقابله با غلبه بر bulimia اضافه کردیم
[ترجمه گوگل]ما یک جلسه دیگر اضافه کردیم تا ابزارهای مفید برای مقابله با bulimia و غلبه بر آن را خلاصه کنیم
[ترجمه گوگل]ما یک جلسه دیگر اضافه کردیم تا ابزارهای مفید برای مقابله با bulimia و غلبه بر آن را خلاصه کنیم
10. Then summarise the main headings on a small card or cards about the size of a postcard.
[ترجمه ترگمان]سپس عناوین اصلی را بر روی یک کارت یا کارت کوچک در مورد اندازه یک کارت پستال خلاصه کنید
[ترجمه گوگل]سپس سرفصل های اصلی را روی یک کارت یا کارت کوچک در مورد اندازه یک کارت پستال خلاصه کنید
[ترجمه گوگل]سپس سرفصل های اصلی را روی یک کارت یا کارت کوچک در مورد اندازه یک کارت پستال خلاصه کنید
11. These reports summarise the demands made on the computer system over time, and indicate how well the system met those demands.
[ترجمه ترگمان]این گزارش ها درخواست های انجام شده بر روی سیستم کامپیوتر را در طول زمان خلاصه می کند و نشان می دهد که این سیستم چگونه با این مطالبات برخورد می کند
[ترجمه گوگل]این گزارش ها، تقاضای سیستم کامپیوتری را در طول زمان خلاصه می کند و نشان می دهد که سیستم با این درخواست ها چقدر خوب است
[ترجمه گوگل]این گزارش ها، تقاضای سیستم کامپیوتری را در طول زمان خلاصه می کند و نشان می دهد که سیستم با این درخواست ها چقدر خوب است
12. In trying to summarise these findings, it may be said that linguistic knowledge does appear to be the important variable.
[ترجمه ترگمان]در تلاش برای جمع بندی این یافته ها ممکن است گفته شود که دانش زبانی متغیر مهمی است
[ترجمه گوگل]در تلاش برای خلاصه کردن این یافته ها، می توان گفت که دانش زبانی به نظر می رسد متغیر مهم است
[ترجمه گوگل]در تلاش برای خلاصه کردن این یافته ها، می توان گفت که دانش زبانی به نظر می رسد متغیر مهم است
13. Here we shall merely try to summarise the main points that are immediately relevant to the topic of this book.
[ترجمه ترگمان]در اینجا ما فقط سعی خواهیم کرد نکات اصلی مربوط به موضوع این کتاب را خلاصه کنیم
[ترجمه گوگل]در اینجا ما فقط سعی می کنیم نکات اصلی را که بلافاصله مربوط به موضوع این کتاب هستند، خلاصه کنیم
[ترجمه گوگل]در اینجا ما فقط سعی می کنیم نکات اصلی را که بلافاصله مربوط به موضوع این کتاب هستند، خلاصه کنیم
14. It is purposeless to try to summarise what was said.
[ترجمه ترگمان]بی هوده است که سعی کنیم آنچه را که گفته شد جمع بندی کنیم
[ترجمه گوگل]این است که سعی نکنید آنچه را که گفته شد خلاصه شود
[ترجمه گوگل]این است که سعی نکنید آنچه را که گفته شد خلاصه شود
پیشنهاد کاربران
چکیده، خلاصه
برای معانی بیشتر، مدخل summarize را ببینید
به طور خلاصه ( To summarise )
کلمات دیگر: