غرق شدن، تحت الشعاع قرار دادن، سایه انداختن، تاریک کردن، سایه افکندن بر
overshadowing
انگلیسی به فارسی
انگلیسی به انگلیسی
• state of being overshadowed; covering over of something (as with shadows); diminishing of the importance of someone or something by the real or imagined importance of another
پیشنهاد کاربران
از اهمیت چیزی کم کردن
چیزی را کم اهمیت نشان دادن
چیزی را کم اهمیت نشان دادن
کم اهمیت سازی
کلمات دیگر: