کلمه جو
صفحه اصلی

stand up to


جلو کسی ایستادن، ایستادگی کردن

انگلیسی به فارسی

جلوی کسی ایستادن


ایستادگی کردن


مترادف و متضاد

Object to or interfere with the actions of (someone seen as bullying, pushy or controlling)


Withstand, to weather, to survive in spite of


جملات نمونه

1. Fall is not a failure, can not stand up to failure; walking is not successful, only unremittingly is victory.
[ترجمه ترگمان]سقوط یک شکست نیست، نمی تواند تحمل شکست را داشته باشد؛ راه رفتن موفقیت آمیز نیست، تنها unremittingly پیروزی است
[ترجمه گوگل]سقوط یک شکست نیست، نمی تواند به شکست بیفتد؛ راه رفتن موفقیت آمیز نیست، تنها پیروزی بی وقفه است

2. I wonder if he dare stand up to his boss.
[ترجمه ترگمان]نمی دانم چطور جرات می کند جلوی رئیسش بایستد یا نه
[ترجمه گوگل]من تعجب می کنم که آیا او جرات ایستادن به رئیسش را دارد

3. Is this building going to stand up to the strongest gales?
[ترجمه ترگمان]این ساختمون میتونه به قوی ترین gales ختم بشه؟
[ترجمه گوگل]آیا این ساختمان به قوی ترین نیروها متصل است؟

4. His ideas about social change do not stand up to close examination.
[ترجمه ترگمان]ایده های او در مورد تغییر اجتماعی در معرض معاینه نزدیک قرار نمی گیرند
[ترجمه گوگل]ایده های او در مورد تغییر اجتماعی به معاینه بستگی ندارد

5. His argument simply doesn't stand up to close scrutiny.
[ترجمه ترگمان]استدلال او به سادگی ایستادگی در برابر موشکافی دقیق را ندارد
[ترجمه گوگل]استدلال او به سادگی نمی ایستد تا نزدیک بررسی دقیق

6. The living-room carpet has to stand up to the combined wear and tear of two dogs and three children.
[ترجمه ترگمان]فرش اتاق نشیمن باید در برابر سایش و پارگی دو سگ و سه کودک بایستد
[ترجمه گوگل]فرش اتاق نشیمن باید در برابر سایش و دوزخ دو سگ و سه فرزند ایستاده باشد

7. How well does this thesis stand up to close examination?
[ترجمه ترگمان]این پایان نامه چگونه به بررسی دقیق نیاز دارد؟
[ترجمه گوگل]این پایان نامه به چه معناست؟

8. Will the lorries stand up to the journey over rough roads?
[ترجمه ترگمان]آیا این lorries به سفر بر روی جاده های ناهموار قرار دارند؟
[ترجمه گوگل]آیا کامیون ها به سفر بر روی جاده های خشن ایستاده اند؟

9. This cloth is designed to stand up to a lot of wear and tear.
[ترجمه ترگمان]این پارچه برای ایستادن در برابر سایش و پارگی زیادی طراحی شده است
[ترجمه گوگل]این پارچه برای خرد کردن و پاره شدن طراحی شده است

10. Even if this possibility did not stand up to close scrutiny, Pavlov's theory would still be valid.
[ترجمه ترگمان]حتی اگر این امکان مورد بررسی دقیق قرار نگیرد، تئوری پاول اوف همچنان معتبر است
[ترجمه گوگل]حتی اگر این امکان را نداشته باشد تا نظارت دقیق انجام شود، نظریه پاورف هنوز معتبر خواهد بود

11. Stand up to them!
[ترجمه ترگمان]بلند شوید به طرف آن ها!
[ترجمه گوگل]به آنها بپیوندید

12. It takes a lot of pluck to stand up to a bully.
[ترجمه ترگمان]خیلی دل و جرات داره که جلوی یه قلدر رو بگیره
[ترجمه گوگل]طول می کشد تا تعداد زیادی از انفجار را پشت سر بگذارند

13. He'll respect you more if you stand up to him.
[ترجمه ترگمان]اگر به او نزدیک باشی بیشتر به تو احترام می گذارد
[ترجمه گوگل]اگر به او ایستادید بیشتر به شما احترام می گذارید

14. My mother was very weak; she could not stand up to this cold weather.
[ترجمه ترگمان]مادرم خیلی ضعیف بود و نمی توانست تحمل این هوای سرد را داشته باشد
[ترجمه گوگل]مادر من خیلی ضعیف بود او نمیتوانست به این هوای سرد صعود کند

15. Cliff couldn't stand up to bullying.
[ترجمه ترگمان](کلیف)نمی توانست در برابر زورگویی ایستادگی کند
[ترجمه گوگل]کلیف نمیتوانست به قلدری برسد

پیشنهاد کاربران

Stand up to sb : مقاومت کردن، جلوی کسی در امدن
Stand up to sth: طاقت چیزی را داشتن، تحمل کردن، تاب آوردن

stand up to = withstand = survive = resist=defy
به معناهای: مقاومت کردن، ایستادگی کردن، تحمل کردن، تاب آوردن


example:
1 - She cannot withstand the pressures of her job.
او نتوانست فشار کاری را تحمل کند.
2 - The old building withstood the terrible storm.
ساختمان قدیمی طوفان وحشتناک را تاب آورد.

به چیزی رسیدن، درحد کسی/چیزی بودن


کلمات دیگر: