اعطا شده، اعطا کردن، سپردن، امانت گذاردن
awarded
انگلیسی به فارسی
پیشنهاد کاربران
مورد حکم قرار گرفتن
برنده جایزه در مسابقه شدن
the court awarded mrs. carlill �100.
دادگاه صدپوند بنفع خانم کارلیل رای داد .
بنفع رای دادن، جایزه دادن
دادگاه صدپوند بنفع خانم کارلیل رای داد .
بنفع رای دادن، جایزه دادن
ممتاز، تمجید شده، برنده جایزه، تقدیر شده
اعطایی، اعطاشده
کلمات دیگر: