کلمه جو
صفحه اصلی

sticking point


نقطه ی عدم تحرک، مرز ناجنبایی، حدی که پس از آن شخص یا چیز از جا حرکت نمی کند

انگلیسی به فارسی

نقطه‌ی عدم تحرک، مرز ناجنبایی، حدی که پس از آن شخص یا چیز از جا حرکت نمی‌کند


نکتهی مورد بحث یا منازعه، نکتهی اصلی


نقطه ی چسبناک


انگلیسی به انگلیسی

اسم ( noun )
(1) تعریف: a position or point beyond which someone or something will not move.

(2) تعریف: an issue or point that causes or might cause a deadlock of discussion, activity, or the like.

• a sticking point in a discussion or negotiations is a point on which speakers cannot agree, and which may delay or stop the talks.

دیکشنری تخصصی

[عمران و معماری] چسبندگی

جملات نمونه

1. The main sticking point was the question of taxes.
[ترجمه ترگمان]موضوع اصلی مورد بحث، مساله مالیات بود
[ترجمه گوگل]نقطه قوت اصلی مسئله مالیات بود

2. North Korea's refusal had long been a sticking point.
[ترجمه ترگمان]امتناع کره شمالی از مدت ها پیش یک نقطه پافشاری بود
[ترجمه گوگل]امتناع کره شمالی برای مدت طولانی یک نقطه چسبنده است

3. The escapees were the sticking point.
[ترجمه ترگمان]فراریان نقطه چسبیده بودند
[ترجمه گوگل]فرار از نقطه ضعف بود

4. But the key sticking point is that the Government will not give a mortgage guarantee without Cammell raising a performance bond.
[ترجمه ترگمان]اما نکته کلیدی در این مورد این است که دولت بدون افزایش قیمت اوراق قرضه تضمینی وام مسکن نخواهد داد
[ترجمه گوگل]اما نقطه ضعف کلیدی این است که دولت بدون تعهد وام مسکن، کممیل را افزایش نخواهد داد

5. The sticking point for purists was over the balance to be struck between state power and voluntary efforts.
[ترجمه ترگمان]نقطه پافشاری purists بر تعادل بین قدرت دولت و تلاش های داوطلبانه بود
[ترجمه گوگل]نقطه ضعف برای خالقان بیش از تعادل بود که بین قدرت دولتی و تلاش های داوطلبانه متلاشی می شد

6. Negotiators said Wednesday that the main sticking point was still whether the industry should be exempt from paying punitive damages.
[ترجمه ترگمان]در روز چهارشنبه، مذاکره کننده گفت که نقطه اصلی پافشاری این است که آیا این صنعت باید از پرداخت خسارت تنبیهی در امان باشد
[ترجمه گوگل]معاونان گفتگو میگویند که نقطه پایداری اصلی این بود که آیا صنعت باید از پرداخت خسارت مجازات معاف باشد

7. The sticking point in faith for me was abnegation.
[ترجمه ترگمان]نقطه اتکا به ایمان به من کف نفس بود
[ترجمه گوگل]نقطه چسبیدن به ایمان برای من مجازات بود

8. The sticking point is, generally, who should get this encouragement?
[ترجمه ترگمان]به طور کلی نکته پافشاری این است که چه کسی باید این تشویق را به دست آورد؟
[ترجمه گوگل]به طور کلی، نقطه چسبیدن این است که چه کسی باید این تشویق را دریافت کند؟

9. Trade is a sticking point, particularly when it comes to trucks.
[ترجمه ترگمان]تجارت یک نقطه جوش است، به خصوص وقتی که به کامیون ها می رسد
[ترجمه گوگل]تجارت یک نقطه چسبنده است، به خصوص وقتی که به کامیون می آید

10. The adaptability is a sticking point of the workflow system.
[ترجمه ترگمان]سازگاری یک نقطه sticking از سیستم گردش کار است
[ترجمه گوگل]سازگاری نقطه عطفی در سیستم گردش کار است

11. And that's before interest, which has been a sticking point in talks between the three parties.
[ترجمه ترگمان]و این مساله قبل از علاقه، که نقطه عطفی در مذاکرات بین این سه حزب بوده است
[ترجمه گوگل]و این به نفع است که در مذاکرات بین سه حزب درگیر است

12. The lack of the Public Integrity is the sticking point in our country s Integrity.
[ترجمه امین] فقدان یکپارچگی عمومی نقطه عطفی در یکپارچگی کشور ما است
[ترجمه ترگمان]عدم انسجام عمومی نقطه چسبیدن به یکپارچگی کشورمان است
[ترجمه گوگل]فقدان یکپارچگی عمومی نقطه عطفی در سلامت کشور ما است

13. Lawmaking of the Administration Act is at the sticking point, and the Process peacefulness is needed.
[ترجمه ترگمان]lawmaking قانون اداره در نقطه عطف قرار دارد و آرامش فرآیند مورد نیاز است
[ترجمه گوگل]قانونگذاری قانون حکومت در نقطه ضعف قرار دارد و آرامش در روند لازم است

14. In the system of Artificial immune, the sticking point of mmunocomputing is to choose and realize the matching rule.
[ترجمه ترگمان]در سیستم ایمنی مصنوعی، نقطه چسبیدن of انتخاب کردن و درک قاعده تطبیق است
[ترجمه گوگل]در سیستم ایمنی مصنوعی، نقطه چسب امواج مغزی، انتخاب و تحقق قوانین تطبیق است

15. Its premise is PCI Bus Specification and its sticking point is to analysis the function and architecture of PCI Bus Controller.
[ترجمه ترگمان]فرض آن این است که استاندارد سازی PCI و نقطه sticking آن، آنالیز عملکرد و معماری کنترل کننده Bus PCI است
[ترجمه گوگل]پیش فرض آن PCI Bus Specification و نقطه چسبندگی آن به تجزیه و تحلیل عملکرد و معماری کنترل کننده اتوبوس PCI است

پیشنهاد کاربران

موضوع اختلاف نظر

مانع بازدارنده


نکته مورد بحث یا منازعه

نقطه غیر قابل توافق
بن بست

اختلاف نظر

مانع توافق

گیر و گور، محل/نقطه اختلاف شدید

but another sticking point remains: which sanctions will be lifted


کلمات دیگر: