معنی : گاه و بیگاه، گاه بگاه
sporadically
معنی : گاه و بیگاه، گاه بگاه
انگلیسی به فارسی
به طور انحصاری، گاه و بیگاه، گاه بگاه
انگلیسی به انگلیسی
• in an irregular manner, fitfully, randomly
مترادف و متضاد
گاه و بیگاه (قید)
between times, occasionally, sporadically
گاه بگاه (قید)
sporadically
جملات نمونه
1. Fighting continued sporadically for two months.
[ترجمه ترگمان]تا دو ماه جنگ پراکنده ادامه داشت
[ترجمه گوگل]مبارزه برای دو ماه ادامه یافت
[ترجمه گوگل]مبارزه برای دو ماه ادامه یافت
2. The distant thunder from the coast continued sporadically.
[ترجمه ترگمان]غرش دوردست ساحل به طور غیرقابل sporadically ادامه یافت
[ترجمه گوگل]رعد و برق دور از ساحل به طور مداوم ادامه داشت
[ترجمه گوگل]رعد و برق دور از ساحل به طور مداوم ادامه داشت
3. The fighting continued sporadically for several days.
[ترجمه ترگمان]جنگ تا چند روز به طور پراکنده ادامه داشت
[ترجمه گوگل]مبارزه برای چندین روز به طور مرتب ادامه یافت
[ترجمه گوگل]مبارزه برای چندین روز به طور مرتب ادامه یافت
4. Flights took place sporadically throughout the month in a desperate attempt to build up stockpiles of supplies before the winter.
[ترجمه ترگمان]پروازها به صورت پراکنده در سراسر ماه انجام شدند و در تلاش ناامیدانه برای جمع آوری ذخایر گندم قبل از زمستان بودند
[ترجمه گوگل]پروازهای به صورت گاه به گاه در طول ماه انجام شد و تلاش های مضاعف برای ایجاد ذخایر عرضه قبل از زمستان انجام شد
[ترجمه گوگل]پروازهای به صورت گاه به گاه در طول ماه انجام شد و تلاش های مضاعف برای ایجاد ذخایر عرضه قبل از زمستان انجام شد
5. She attended lectures only sporadically.
[ترجمه ترگمان]گاه گاه و بیگاه در سخنرانی ها حضور می یافت
[ترجمه گوگل]او فقط به صورت پراکنده سخنرانی کرد
[ترجمه گوگل]او فقط به صورت پراکنده سخنرانی کرد
6. Before that law reform had been handled sporadically.
[ترجمه ترگمان]پیش از آن که اصلاح قانون به صورت پراکنده صورت گیرد
[ترجمه گوگل]پیش از آن اصلاحات قانون به صورت تصادفی انجام شده بود
[ترجمه گوگل]پیش از آن اصلاحات قانون به صورت تصادفی انجام شده بود
7. The band, who've been gigging only sporadically, will play at least one London show before the end of November.
[ترجمه ترگمان]گروه که فقط گاه و بیگاه وعظ می کردند، دست کم تا آخر نوامبر در یک برنامه لندن بازی خواهند کرد
[ترجمه گوگل]گروهی که فقط به صورت پراکنده درگیر شده اند، حداقل یک نمایش لندن را قبل از پایان ماه نوامبر بازی خواهند کرد
[ترجمه گوگل]گروهی که فقط به صورت پراکنده درگیر شده اند، حداقل یک نمایش لندن را قبل از پایان ماه نوامبر بازی خواهند کرد
8. Inter-ethnic violence has flared sporadically since independence.
[ترجمه ترگمان]خشونت بین قومی به صورت پراکنده از زمان استقلال شعله ور شده است
[ترجمه گوگل]خشونت میان قومی از زمان استقلال به طور متناوب گشوده است
[ترجمه گوگل]خشونت میان قومی از زمان استقلال به طور متناوب گشوده است
9. Shooting and shelling erupt sporadically from both sides.
[ترجمه ترگمان]تیراندازی و بمباران به صورت پراکنده از هر دو طرف آغاز شد
[ترجمه گوگل]تیراندازی و گلوله باران به صورت پراکنده از هر دو طرف به وقوع پیوسته است
[ترجمه گوگل]تیراندازی و گلوله باران به صورت پراکنده از هر دو طرف به وقوع پیوسته است
10. They attend sporadically, and their basic understanding of history is usually sketchy.
[ترجمه ترگمان]آن ها به صورت پراکنده در آن شرکت می کنند، و درک اصولی آن ها از تاریخ معمولا ناقص است
[ترجمه گوگل]آنها به صورت پراکنده ای شرکت می کنند و درک پایه ای از تاریخ، معمولا به صورت مرسوم است
[ترجمه گوگل]آنها به صورت پراکنده ای شرکت می کنند و درک پایه ای از تاریخ، معمولا به صورت مرسوم است
11. Yanshanian strongly peraluminous intrusive rocks occur sporadically in the Hebei - Shanxi - Liaoning area.
[ترجمه ترگمان]این سنگ ها به شدت به طور پراکنده در منطقه Hebei - Shanxi - Liaoning دیده می شوند
[ترجمه گوگل]سنگهای نفوذی به شدت پرالومین Yanshanian به صورت پراکنده در ناحیه Hebei-Shanxi-Liaoning رخ می دهد
[ترجمه گوگل]سنگهای نفوذی به شدت پرالومین Yanshanian به صورت پراکنده در ناحیه Hebei-Shanxi-Liaoning رخ می دهد
12. As for other aspects, we will sporadically hand out questionnaires.
[ترجمه ترگمان]در خصوص جنبه های دیگر، به صورت پراکنده پرسشنامه ها را تحویل خواهیم داد
[ترجمه گوگل]در مورد جنبه های دیگر، ما به صورت جداگانه پرسشنامه ها را ارائه خواهیم داد
[ترجمه گوگل]در مورد جنبه های دیگر، ما به صورت جداگانه پرسشنامه ها را ارائه خواهیم داد
13. Conversely, if face a few sporadically grind feel lose one's head, such settlement means also not without advantage.
[ترجمه ترگمان]در مقابل، اگر با چند گاه و بیگاه سر یک کله را از دست بدهید، این توافق به معنای آن است که بدون هیچ امتیازی نیست
[ترجمه گوگل]برعکس، در صورتی که چندین مرتبه احساس خرد شدن را از بین ببرند، چنین استدلالی نیز بدون مزیت است
[ترجمه گوگل]برعکس، در صورتی که چندین مرتبه احساس خرد شدن را از بین ببرند، چنین استدلالی نیز بدون مزیت است
14. They pore over emails that Mr. Jobs sporadically responded to personally.
[ترجمه ترگمان]آن ها در مورد ایمیل هایی که اقای جابز به طور پراکنده به آن ها واکنش نشان داده بود، pore
[ترجمه گوگل]آنها بر روی ایمیل هایی که آقای جابز به طور شخصی به طور شخصی پاسخ می داد، منفجر می شود
[ترجمه گوگل]آنها بر روی ایمیل هایی که آقای جابز به طور شخصی به طور شخصی پاسخ می داد، منفجر می شود
پیشنهاد کاربران
به این طرف و آن طرف
پراکنده
پراکنده
بسته به شرایط و موقعیت، گاه و بیگاه ، هرچند وقت ، گاهی ، به ندرت
بعضی اوقات
متفرق، پراکنده، تک و توک
هرازگاهی
In the years that followed, Aghdashloo appeared on screen sporadically
Wikipedia com@
Wikipedia com@
تعریف Sporadic :
adjective
: happening often but not regularly : not constant or steady
◀️Sporadic cases of the disease were reported
◀️sporadic [=intermittent] gunfire/fighting
SPORADICALLY
◀️[The gunfire was heard sporadically[=intermittently
◀️Occurrences of the disease were sporadically reported
تک و توک - بگیر نگیر - هرازگاهی - پراکنده
یعنی چیزیکه همیشگی و مستدام نیست ولی گاهی اوقات اتفاق میفته
adjective
: happening often but not regularly : not constant or steady
◀️Sporadic cases of the disease were reported
◀️sporadic [=intermittent] gunfire/fighting
SPORADICALLY
◀️[The gunfire was heard sporadically[=intermittently
◀️Occurrences of the disease were sporadically reported
تک و توک - بگیر نگیر - هرازگاهی - پراکنده
یعنی چیزیکه همیشگی و مستدام نیست ولی گاهی اوقات اتفاق میفته
کلمات دیگر: