1. She wanted me to strike out on my own, buy a business.
[ترجمه ترگمان]او از من خواست که خودم را بکشم و کاری بخرم
[ترجمه گوگل]او می خواست من را به خود منحرف کند، یک کسب و کار را خریداری کند
2. We must strike out a practical plan of action.
[ترجمه ترگمان]ما باید نقشه عملی عملی را عملی کنیم
[ترجمه گوگل]ما باید طرح عملی عملی را بیاموزیم
3. We have to strike out at once. Otherwise we won't be able to finish the work.
[ترجمه حسام] باید کار رو یکسره کنیم، در غیر این صورت نمیتونیم کارو تموم کنیم
[ترجمه ترگمان]باید فورا حمله کنیم وگرنه قادر نخواهیم بود کار را تمام کنیم
[ترجمه گوگل]ما مجبور هستیم تا یکبار برطرف کنیم در غیر اینصورت ما قادر به انجام کار نخواهیم بود
4. Please strike out whichever option does not apply to you.
[ترجمه ترگمان]لطفا هر کدام را انتخاب کنید که برای شما صدق نکند
[ترجمه گوگل]لطفا هر کدام از گزینه های مورد نظر را به شما اعمال نکنید
5. I think you have to try. You won't strike out every time.
[ترجمه ترگمان] فکر کنم باید سعی کنی تو هر دفعه حمله نخواهی کرد
[ترجمه گوگل]فکر میکنم باید سعی کنید شما هر بار برنده نخواهید شد
6. He seemed always ready to strike out at anyone and for any cause.
[ترجمه ترگمان]او همیشه آماده بود که به هر کس و هر دلیلی ضربه بزند
[ترجمه گوگل]او به نظر می رسید همیشه آماده است تا به هر کسی و به هر دلیلی اعتصاب کند
7. He decided to strike out his own office after he left the police.
[ترجمه ترگمان]اون تصمیم گرفت بعد از اینکه پلیس رو ترک کرد به دفترش حمله کنه
[ترجمه گوگل]او تصمیم گرفت تا پس از خروج از پلیس، دفتر خود را بیرون ببرد
8. Unhappy young people will often strike out at the people closest to them.
[ترجمه ترگمان]این جوانان ناموفق اغلب به افراد نزدیک به آن ها حمله می کنند
[ترجمه گوگل]جوانان ناراضی اغلب در افرادی که به آنها نزدیک هستند حمله می کنند
9. I must go. I won't strike out this time.
[ترجمه ترگمان]باید بروم من این دفعه حمله نمی کنم
[ترجمه گوگل]من باید بروم من این بار این اعتصاب نخواهم کرد
10. Strike out his name.
[ترجمه ترگمان] اسمش رو از بین ببر
[ترجمه گوگل]نام خود را بیرون بکش
11. Only strike out if the attacker enters your personal safety zone.
[ترجمه ترگمان]اگر مهاجم وارد منطقه ایمنی شخصی شما شود، تنها به آن ضربه بزنید
[ترجمه گوگل]اگر مهاجم وارد منطقه ایمنی شخصی خود شوید، اعتصاب کنید
12. Depressed men often strike out at their wives and children.
[ترجمه ترگمان]عصبانیت مردان اغلب به همسران و فرزندان آن ها ضربه می زند
[ترجمه گوگل]مردان افسرده اغلب در همسران و فرزندان خود بی اعتنایی می کنند
13. Potts J. dismissed the defendants' application to strike out the statement of claim as disclosing no reasonable cause of action.
[ترجمه ترگمان]Potts J درخواست متهمان برای حمله به بیانیه ادعا به عنوان فاش نکردن هیچ دلیل منطقی عمل را رد کرد
[ترجمه گوگل]پتس جی درخواست دادستان را رد کرد تا بیانیه بیانیه ای را به عنوان افشای هیچ دلیل معقولی برای اقدام بی پاسخ نگذارد
14. Glover was afraid Paul was going to strike out on his own with that suitcase, with that hat on his head.
[ترجمه ترگمان]گلاور \"می ترسید که\" پائول \"با اون چمدون\" با اون کلاه سرش ضربه بزنه
[ترجمه گوگل]گولور می ترسد پولس می خواهد با چمدان خود با این کلاه بر روی سر او حمله کند
15. He averaged 14 strikeouts per game last season.
[ترجمه ترگمان]او به طور متوسط ۱۴ strikeouts در هر بازی در فصل گذشته داشت
[ترجمه گوگل]او در فصل گذشته 14 گل به ثمر رساند
16. The letter S was not available for strikeout, having already been assigned to sacrifice.
[ترجمه ترگمان]نامه اس برای strikeout در دسترس نبود و قبلا برای قربانی کردن اختصاص داده شده بود
[ترجمه گوگل]نامه S برای انفجار در دسترس نیست، که قبلا به فداکاری اختصاص داده شده است
17. Instead, Vaughn began by going 5-for-54 with 17 strikeouts, including an 0-for-27 spell.
[ترجمه ترگمان]در عوض، فرانک با نتیجه ۵ بر ۵۴ با ۱۷ strikeouts از جمله یک طلسم ۰ تا ۲۷ شروع به کار کرد
[ترجمه گوگل]در عوض، وان شروع به رفتن با 5-for-54 با 17 خطا، از جمله طلسم 0-for-27
18. Eckersley got a popup and two strikeouts in the ninth after Jermaine Dye led off with a double.
[ترجمه ترگمان]در نهمین بعد از آنکه دای دای با دو بار به آن منتهی شد، Eckersley یک پنجره واشو و دو strikeouts را در نهم گرفت
[ترجمه گوگل]اکرزلی یک بار ظاهر شد و دو بار زد و خورد در نهم پس از آنکه جریمه دای با یک دوگانه به سر برد
19. Hollandsworth has six hits and 11 strikeouts in 27 at-bats.
[ترجمه ترگمان]Hollandsworth دارای شش ضربه و ۱۱ ضربه در ۲۷ بازی است
[ترجمه گوگل]Hollandsworth دارای 6 بار بازدید و 11 نفر از اعترافات در 27 راکد است
20. Back - to - back eight - strikeout games preceded a 13 - strikeout gem over seven shutout innings April 2
[ترجمه ترگمان]پیش از بازی در ۲ آوریل در هفت دور ضربه زنی، هشت بازی برگشت هشت - بر پشت یک جواهر ۱۳ - بر جای گذاشتند
[ترجمه گوگل]بازگشت به عقب - هشت - بازی های اعتصاب قبل از 13 - اعتصاب جواهر بیش از هفت رقم زدن 2 آوریل
21. Many statistical analysts point to Wang's curiously low strikeout rate and can't fathom his success as being anything less than an aberration.
[ترجمه ترگمان]بسیاری از تحلیلگران آماری به وانگ با نرخ پایین strikeout اشاره می کنند و نمی توانند موفقیت او را به عنوان چیزی کم تر از یک محرک جبری درک کنند
[ترجمه گوگل]بسیاری از تحلیل گران آماری به نرخ وارونگی وحشتناکی اشاره می کنند و نمی توانند موفقیت او را به عنوان چیزی کمتر از انحراف تشخیص دهند
22. TC_SO_ABLE Supports strikeouts, which indicates the device can strikeout device fonts. If this bit is not set, GDI creates strikeouts for device fonts.
[ترجمه ترگمان]TC از strikeouts پشتیبانی می کند، که نشان می دهد دستگاه می تواند قلم های دستگاه را خنثی کند اگر این بیت تنظیم نشده باشد، GDI strikeouts را برای قلم های دستگاه ایجاد می کند
[ترجمه گوگل]TC_SO_ABLE پشتیبانی از رد کردن، که نشان می دهد دستگاه می تواند فونت دستگاه را متوقف کند اگر این بیت تنظیم نشده باشد، GDI ایجاد اختلالات را برای فونت های دستگاه ایجاد می کند
23. Bold, italic, underline and mixes. Teletype, replaceable, strikeout.
[ترجمه ترگمان]سیاه، ایتالیک، زیرخط و mixes قابل تعویض، قابل تعویض، قابل تعویض
[ترجمه گوگل]ضخیم، کدر، شفاف و مخلوط شده است Teletype، قابل تعویض، اعتصاب
24. Controls whether to show the underline, strikeout, and font color selections.
[ترجمه ترگمان]کنترل ها نه برای نشان دادن the، strikeout، و انتخاب رنگ قلم
[ترجمه گوگل]کنترل اینکه آیا انتخاب خطوط زیر، خط کش، و فونت را نشان می دهد
25. He strikeout couple of times. Well. I said it before, he is having a good time. He is really in the zone right now.
[ترجمه ترگمان] اون چند بار بهم زنگ زد خب قبلا هم این را گفتم، او اوقات خوبی را می گذراند اون الان واقعا تو منطقه - ه
[ترجمه گوگل]او چند بار از هم جدا شد خوب من آن را قبلا گفتم، او زمان خوبی دارد او در حال حاضر واقعا در منطقه است
26. His 21 errors were a tad high but not nearly as worrisome as his 127 strikeouts.
[ترجمه ترگمان]۲۱ خطای او نسبتا بالا بود، اما به اندازه ۱۲۷ strikeouts او نگران کننده نبود
[ترجمه گوگل]او 21 بار خطا بود اما بالاخره نتوانست به راحتی به عنوان 127 مجازات عمل کند
27. Perhaps the most agreed upon, and at the same time least understood, symbol is K for a strikeout.
[ترجمه ترگمان]شاید the مورد توافق و در عین حال بفهمند که علامت K برای یک strikeout است
[ترجمه گوگل]شاید بیشترین توافق شده، و در عین حال حداقل قابل درک باشد، نماد K برای یک اعتصاب است
28. Does he need a home run so bad that he should risk the high probability of a strikeout?
[ترجمه ترگمان]آیا او به یک خانه خیلی بد نیاز دارد که ریسک بالای یک strikeout را به خطر بیاندازد؟
[ترجمه گوگل]آیا او نیاز به اجرای خانه بسیار بد است که او باید احتمال بالاتری از اعتصاب را ریسک کند؟