1. The very mention of her singing made her squirm uncomfortably.
[ترجمه ترگمان]چیزی که از آواز خواندن او شنیده می شد، او را ناراحت می کرد
[ترجمه گوگل]بسیار اشاره ای به آواز او باعث ناراحتی او شد
2. Someone grabbed him but he managed to squirm free.
[ترجمه ترگمان]یک نفر او را گرفت، اما او خودش را آزاد کرد
[ترجمه گوگل]کسی او را گرفتار کرد اما توانست بدون هیچ مشکلی کنار بیاید
3. The boy tried to squirm free.
[ترجمه ترگمان]پسر می خواست خود را آزاد کند
[ترجمه گوگل]پسر سعی کرد به صورت رایگان بپردازد
4. It made him squirm to think how he'd messed up the interview.
[ترجمه ترگمان]به این نتیجه رسید که چطور مصاحبه را خراب کرده بود
[ترجمه گوگل]این باعث شد که او به فکر چگونگی مصاحبهش باشه
5. He gave a feeble shrug and tried to squirm free.
[ترجمه ترگمان]او شانه ای بالا انداخت و سعی کرد خودش را آزاد کند
[ترجمه گوگل]او به شدت تمسخر آمیز و سعی کرد آزاد شود
6. I still squirm with embarrassment at the thought of it.
[ترجمه ترگمان]من هنوز از فکر این موضوع ناراحت می شوم
[ترجمه گوگل]من هنوز با خجالت به فکر آن افتادم
7. He made me squirm with embarrassment.
[ترجمه ترگمان]او مرا ناراحت کرد
[ترجمه گوگل]او مرا خجالت زده کرد
8. It made him squirm to think how badly he'd messed up the interview.
[ترجمه ترگمان]به این نتیجه رسید که چقدر بد مصاحبه را خراب کرده بود
[ترجمه گوگل]این باعث شد که او را فریب دهد تا فکر کند چقدر بد بود مصاحبه را خراب کرد
9. Pornography is a subject that makes most Americans squirm.
[ترجمه ترگمان]Pornography موضوعی است که بیشتر آمریکایی ها را به حرکت وا می دارد
[ترجمه گوگل]پورنوگرافی موضوعی است که اکثر آمریکایی ها آن را تسکین می دهند
10. Moray eels squirm right to the water's edge and greedily gulp down the feast.
[ترجمه ترگمان]مارماهی به سمت لبه آب پیچ وتاب می خورد و حریصانه جشن را فرو می برد
[ترجمه گوگل]خرچنگ های مورا به سمت لبه آب سوق می دهند و به طرز جسورانه ای را می زنند
11. I can still remember how I used to squirm uneasily under his touch.
[ترجمه ترگمان]هنوز می توانم به یاد بیاورم که چگونه در زیر تماس او ناراحت و ناراحت بودم
[ترجمه گوگل]من هنوز می توانم به یاد داشته باشم که چگونه من تحت لمس خودم ناامید شدم
12. McAllister and his team-mates were made to squirm their way through a special screening of their 4-1 Saturday mauling by Middlesbrough.
[ترجمه ترگمان]McAllister و هم تیمی های او مجبور شدند که از طریق یک نمایش ویژه از توسط میدلزبورو توسط میدلزبورو در مسیر خود به جای خود قرار بگیرند
[ترجمه گوگل]McAllister و هم تیمی هایش از طریق نمایش ویژه 4-1 شنبه ملامین شده توسط میدلزبورو، به راه خود ادامه دادند
13. Cheating made him squirm; it made him nervous and murderous.
[ترجمه یکتا] خیانت اون رو عصبی کرد و همین اون رو نگران و فاسد کرد
[ترجمه ترگمان]این کار او را عصبی و کشنده می کرد
[ترجمه گوگل]تقلب باعث شد که او را ببوسد؛ او را عصبی و فاسد ساخت
14. But being taught by her made him squirm.
[ترجمه ترگمان]اما از او یاد گرفته بود که او خودش را به پیچ وتاب درآورد
[ترجمه گوگل]اما او توسط او تدریس می شود و او را می کشد
15. Sometimes his candor made the people from State squirm a little.
[ترجمه ترگمان]بعضی وقت ها صداقت او باعث می شد مردم از State کمی تکان بخورند
[ترجمه گوگل]گاهی اوقات تقصیر او باعث شد که مردم از دولت کمی کمکتان کنند