کلمه جو
صفحه اصلی

executes

انگلیسی به فارسی

اجرا می کند، اجرا کردن، اعدام کردن، قانونی کردن، اداره کردن، نواختن، عمل کردن، عمل اوردن، ادا کردن، نمایش دادن


دیکشنری تخصصی

[ریاضیات] خواهد داشت، دارد


کلمات دیگر: