کلمه جو
صفحه اصلی

stoning

انگلیسی به فارسی

سنگسار، سنگسار کردن، هسته دراوردن از، تحجیر کردن


انگلیسی به انگلیسی

• form of punishment in which stones are thrown at the condemned until he is dead

جملات نمونه

1. He suffered martyrdom by stoning.
[ترجمه ترگمان]او از ضربات سنگ رنج می برد
[ترجمه گوگل]او شهادت را با سنگسار رنج می برد

2. Not even homophobes would today sanction the stoning to death of homosexuals.
[ترجمه ترگمان]حتی homophobes هم امروز مجازات سنگسار کردن همجنس گرایان را تصویب نکرد
[ترجمه گوگل]حتی امروز هموفوبی ها سنگسار مرگ همجنس گرایان را مجاز نمی دانند

3. During the riot the mob started stoning the British embassy.
[ترجمه ترگمان]در طی شورش مردم شروع به سنگسار کردن سفارت بریتانیا کردند
[ترجمه گوگل]در جریان شورش، سفارت انگلیس در سنگاپور شروع به کار کرد

4. The beheading of murderers, the flogging and stoning to death of adulterers, the circumcision of women?
[ترجمه ترگمان]سر بریدن قاتلان، شلاق زدن و سنگسار کردن زنا، ختنه زنان؟
[ترجمه گوگل]از بین بردن قاتلان، شلاق زدن و سنگسار کردن به مرگ زناکاران، ختنه زنان؟

5. Pre-election talk about cutting off thieves' hands and stoning adulterers is no longer heard.
[ترجمه ترگمان]صحبت پیش از انتخابات در مورد قطع دست دزدان و سنگسار طلبان دیگر شنیده نمی شود
[ترجمه گوگل]بحث در مورد پیش از انتخابات در مورد بریدن دست های دزدان و زنا ممنوعه دیگر صدق نمی کند

6. Also, the possibility of key stoning using the microscope stage for motion and a glass needle fixed to the microscope head should be evaluated.
[ترجمه ترگمان]هم چنین، امکان سنگسار کردن کلید با استفاده از مرحله میکروسکوپ برای حرکت و یک سوزن شیشه ای ثابت شده به سر میکروسکوپ، باید مورد ارزیابی قرار گیرد
[ترجمه گوگل]همچنین امکان سنگسنجی کلیدی با استفاده از مرحله میکروسکوپ برای حرکت و یک سوزن شیشه ای ثابت به سر میکروسکوپ باید مورد ارزیابی قرار گیرد

7. Three of her relatives were killed by stoning.
[ترجمه ترگمان]سه تن از بستگانش با سنگسار کشته شدند
[ترجمه گوگل]سه نفر از بستگانش با سنگسار کشته شدند

8. Our Germany style stoning hammer machinist's hammer and claw hammers have got Germany GScertificate. "
[ترجمه ترگمان]سبک سنگسار کردن چکش و چکش machinist آلمان به آلمان GScertificate (آلمان GScertificate)رسیده است \"
[ترجمه گوگل]آلمان و GSchertificate آلمان دارای چکش و پنجه پنجه ماشین سنگزنی ما در آلمان هستند '

9. Stoning was the Jewish means of capital punishment; crucifixion was the Roman means of capital punishment, and Paul knows this.
[ترجمه ترگمان]Stoning عبارت بود از مجازات اعدام، و مصلوب شدن، یعنی مجازات اعدام، و پایول این را می داند
[ترجمه گوگل]سنگسار ابزارهای یهودی برای مجازات اعدام بود؛ مصلوب شدن روم به معنای مجازات اعدام بود، و پولس این را می داند

10. Friends in a painting landscapes in Tiba: stoning pile water Yihong, Cao She placed wild forest, away from dust-listen Niaoyu, of his spring and summer and autumn and winter.
[ترجمه ترگمان]دوستان در یک نقاشی از مناظر در Tiba: سنگسار کردن آب، کایو و وی، جنگل وحشی را، دور از گرد و غبار، از بهار و تابستان و پاییز و زمستان خود قرار داد
[ترجمه گوگل]دوستان در یک منظره نقاشی در Tiba سنگ شمشیر آب Yihong، کائو او قرار داده جنگل وحشی، دور از گرد و غبار گوش دادن Niaoyu، بهار و تابستان و پاییز و زمستان خود را

11. In no feelings clear before the ambiguous stoning to ask for directions, the understandable.
[ترجمه ترگمان]در هیچ احساسی قبل از سنگسار کردن مبهم، این قابل درک است
[ترجمه گوگل]قبل از اینکه سنگسار مبهم را برای درخواست راهنمایی روشن نکنید، قابل درک نیست

12. Naboth the Jezreelite was killed by stoning for his vineyard to be used as a private vegetable patch by King Ahab.
[ترجمه ترگمان]Naboth با سنگسار کردن for به vineyard خود به عنوان یک قطعه سبزیجات خصوصی که شاه اهب به آن عادت داشت کشته شد
[ترجمه گوگل]نابوت Jezreelite توسط سنگسار برای تاکستان خود را به عنوان یک سبد گیاهی خصوصی توسط پادشاه Ahab مورد استفاده قرار گرفت کشته شد

13. Jerusalem, Jerusalem, putting to death the prophets, and stoning those who are sent to her!
[ترجمه ترگمان]اورشلیم، اورشلیم، به مرگ پیامبران، و سنگسار کردن کسانی که به او فرستاده می شوند!
[ترجمه گوگل]اورشلیم، اورشلیم، انهدام پیامبران و سنگسار کسانی که به او فرستاده می شوند!

14. "Stoning as a means of execution is tantamount to torture. It's barbaric and an abhorrent act," he said.
[ترجمه ترگمان]\" به عنوان وسیله ای برای اعدام به مثابه شکنجه تلقی می شود او گفت: \" این یک اقدام وحشیانه و شنیع است \"
[ترجمه گوگل]سنگسار به عنوان یک وسیله اعدام به معنای شکنجه است او گفت: این وحشیگری و اعمال ناجوانمردانه است

پیشنهاد کاربران

سنگسار

stoning ( علوم و فنّاوری غذا )
واژه مصوب: هسته گیری ۲
تعریف: خارج کردن هستة میوه های دارای هستة نسبتاً درشت به نحوی که به بافت میوه کمترین آسیب برسد


کلمات دیگر: