کلمه جو
صفحه اصلی

growing season

انگلیسی به انگلیسی

• the growing season in a particular country or area is the period in each year when the weather and temperature is usually right for plants and crops to be able to grow.

جملات نمونه

1. The growing season is from April to September.
[ترجمه ترگمان]فصل رشد از آوریل تا سپتامبر است
[ترجمه گوگل]فصل رشد از آوریل تا سپتامبر است

2. This comes during a growing season that has been reasonably favorable to California field crops like lettuce.
[ترجمه ترگمان]این موضوع در طول یک فصل در حال رشد اتفاق می افتد که به طور منطقی به محصولات مزرعه کالیفرنیا مانند کاهو عمل کرده است
[ترجمه گوگل]این در طول فصل رشد روندی است که برای محصولات میدانی کالیفرنیا مانند کاهو مناسب است

3. During the growing season he would wash the animals and feed them while the adults worked in the fields.
[ترجمه ترگمان]در طول فصل رشد، او حیوانات را می شست و به آن ها غذا می داد در حالی که بزرگسالان در مزارع کار می کردند
[ترجمه گوگل]در طول فصل رشد، حیوانات را بشوید و آنها را در حالی که بزرگسالان در این زمینه کار میکرد، تغذیه کنند

4. It bears fruit continuously throughout the growing season.
[ترجمه ترگمان]این گیاه در طول فصل رشد به طور مداوم میوه می دهد
[ترجمه گوگل]این میوه به طور مداوم در طول فصل رشد می کند

5. At the end of the growing season bags full of adult oysters can be lifted ready for market.
[ترجمه ترگمان]در پایان فصل رو به رشد پر از صدف بالغ را می توان برای بازار آماده کرد
[ترجمه گوگل]در پایان فصل رشد، کیسه های پر از صدف های بالغ را می توان برای بازار آماده کرد

6. They expect the growing season for crops to be short.
[ترجمه ترگمان]آن ها انتظار دارند فصل رشد محصولات کوتاه باشد
[ترجمه گوگل]آنها انتظار دارند که فصل رشد محصولات کشاورزی کوتاه باشد

7. A long growing season is unlikely to occur in a high rainfall area or on ground above 600 feet.
[ترجمه ترگمان]احتمال این وجود دارد که فصل طولانی رو به رشد در یک منطقه بارش بالا یا روی زمین بیش از ۶۰۰ فوت رخ دهد
[ترجمه گوگل]یک دوره طولانی رشد در بعضی از مناطق بارندگی و یا زمین بیش از 600 فوت رخ نمی دهد

8. First, we need a long, warm, unbroken growing season to provide a plentiful diet of lush herbage.
[ترجمه ترگمان]اول، ما نیاز به یک فصل طولانی و گرم رو به رشد داریم تا رژیم غذایی فراوان herbage شاداب فراهم کنیم
[ترجمه گوگل]اول، ما یک فصل رشد طولانی، گرم و بدون وقفه برای ایجاد یک رژیم غذایی وسیع از گیاهان سرسبز نیاز داریم

9. This region has a fairly short growing season.
[ترجمه ترگمان]این منطقه یک فصل نسبتا بزرگ رو به رشد دارد
[ترجمه گوگل]این منطقه دارای فصل رشد نسبتا کوتاه است

10. During the main growing season from April to September, frequent watering is required, adding a liquid houseplant feed each week.
[ترجمه ترگمان]در طول فصل رشد اصلی از آوریل تا سپتامبر، آبیاری مکرر مورد نیاز است و هر هفته یک غذای مایع اضافه می کند
[ترجمه گوگل]در طول فصل رشد اصلی از آوریل تا سپتامبر، آب آشامیدنی مکرر مورد نیاز است، هر هفته یک خوراک گیاهی مایع اضافه می شود

11. In the southern zone, where the growing season is longer, thickets of larger, denser shrubs become possible.
[ترجمه ترگمان]در منطقه جنوبی، جایی که فصل رشد بیشتر است، بیشه of بزرگ تر و چگال تر می شود
[ترجمه گوگل]در منطقه جنوبی، جایی که فصل رشد طولانی تر است، باکره های درختچه های بزرگتر و متراکم تر می شود

12. The growing season about three weeks longer than a decade ago.
[ترجمه ترگمان]فصل کاشت در حدود سه هفته بیشتر از یک دهه قبل است
[ترجمه گوگل]فصل رشد حدود سه هفته طولانی تر از یک دهه پیش

13. The land was highly fertile, and the growing season was long.
[ترجمه ترگمان]زمین بسیار حاصلخیز بود و فصل رشد طولانی بود
[ترجمه گوگل]زمین بسیار بارور بود و فصل رشد طولانی بود

14. Late - lying snow reduces the effective growing season to the point where seedlings cannot establish themselves.
[ترجمه ترگمان]برف دراز مدت، فصل رشد موثر را به نقطه ای کاهش می دهد که نهال قادر به ایجاد آن ها نیست
[ترجمه گوگل]غروب آفتاب برف، فصل رشد موثر را به نقطه ای می رساند که نهال ها نمی توانند خود را بسازند

پیشنهاد کاربران

فصل رشد

growing season ( کشاورزی - زراعت و اصلاح نباتات )
واژه مصوب: فصل رویش
تعریف: بازۀ زمانی بین سردترین روزهای بهار و سردترین روزهای پاییز که در آن گونه های خاصی از گیاهان رشد می کنند


کلمات دیگر: