صفحه اصلی
intermeddling
بستن
انگلیسی به فارسی
انگلیسی به انگلیسی
انگلیسی به فارسی
میانجیگری، مداخله کردن، فضولی کردن
انگلیسی به انگلیسی
• meddling, interfering, involvement in the affairs of others
interfering, meddlesome
کلمات دیگر: