کلمه جو
صفحه اصلی

strenuousness


حرارات واصرار

انگلیسی به فارسی

تنش


انگلیسی به انگلیسی

• arduousness, quality of requiring extreme effort; quality of being vigorous and energetic

جملات نمونه

1. Having lived her life with such utmost strenuousness and cocksureness, she has missed her life altogether. Nothingness!
[ترجمه ترگمان]بعد از آن که زندگی خود را با چنان شور و شوق زندگی کرده بود که زندگی اش را یکسره از دست داده است نیستی!
[ترجمه گوگل]زندگی او را با چنین شدیدترین و پررنگ بودن، زندگی اش را به طور کامل از دست داده است هیچ چیز!

2. Having lived her life with such utmost strenuousness and cocksureness, she has missed her life altogether.
[ترجمه ترگمان]بعد از آن که زندگی خود را با چنان شور و شوق زندگی کرده بود که زندگی اش را یکسره از دست داده است
[ترجمه گوگل]زندگی او را با چنین شدیدترین و پررنگ بودن، زندگی اش را به طور کامل از دست داده است

3. She spoke with a passionate strenuousness which was rather striking.
[ترجمه ترگمان]با نوعی strenuousness پر شور صحبت می کرد که نسبتا جالب بود
[ترجمه گوگل]او با فشارهای پرشور صحبت کرد که قابل توجه بود

4. She puts emphasis on expressing the will of strenuousness and aggressiveness which run through in her poems and are always consistent.
[ترجمه ترگمان]او تاکید می کند که اراده of و پرخاشگری را بیان می کند که در اشعار او اجرا می شوند و همیشه سازگار هستند
[ترجمه گوگل]او تاکید می کند که بیان اراده شدید و پرخاشگری که در اشعار وی اجرا می شود و همواره سازگار است

5. This is in the university hearing officer passionate strenuousness speech.
[ترجمه ترگمان]این در دانشگاه شنیدن سخنرانی پر شور و هیجان آمیز افسری است
[ترجمه گوگل]این در سخنران پرشور افسر جلسه دانشگاه است

6. So it is simultaneously in his very first sentence a Marxist and a Darwinian vocabulary that Eikhenbaum is invoking, and that's what partly accounts for the strenuousness of his rhetoric.
[ترجمه ترگمان]بنابراین در عین حال در اولین جمله او یک مارکسیست و یک مجموعه از واژگان داروینی که Eikhenbaum وجود دارد، و آن چیزی است که تا حدی برای the معانی بیان او حساب می کند
[ترجمه گوگل]بنابراین در نخستین جمله خود، واژگان مارکسیستی و داروینی است که ایکنبام به آن پیوسته است، و این همان چیزی است که تا حدی به خاطر شدت سخنان او است

7. Therefore listen not to the Unbelievers, but strive against them with the utmost strenuousness, with the (Qur'an).
[ترجمه ترگمان]بنابراین به the گوش ندهید، اما با نهایت تلاش خود را با (قرآن)مبارزه کنید
[ترجمه گوگل]بنابراین، به کافران گوش نکنید، بلکه با قریب به سختی تلاش کنید

8. There is only one form of beauty that is impossible because it does not exist, and that is the beauty of strenuousness or of the strenuous life.
[ترجمه ترگمان]تنها یک شکل از زیبایی وجود دارد که غیر ممکن است چون وجود ندارد، و این زیبایی of یا زندگی strenuous است
[ترجمه گوگل]تنها یک شکل از زیبایی وجود دارد که غیر ممکن است، زیرا آن وجود ندارد، و این زیبایی شدت و یا عمیق زندگی است

9. An overpowering smell of sweat, a sort of unconscious testimony to the strenuousness of his life, followed him about wherever he went, and even remained behind him after he had gone.
[ترجمه ترگمان]بوی شدید عرق، یک نوع شهادت ناخودآگاه که بر the زندگی او بود، او را در هر جا که می رفت تعقیب می کرد، و حتی پس از رفتن او، در پشت سر او باقی ماند
[ترجمه گوگل]بوی غریب عرق، نوعی شهادت ناخودآگاه به شدت زندگی او، او را در مورد هر کجا که رفت، پی گرفت و حتی بعد از اینکه او رفته بود پشت سر او ایستاد


کلمات دیگر: