کلمه جو
صفحه اصلی

string out

انگلیسی به فارسی

رشته کردن


انگلیسی به انگلیسی

• draw out; extend; prolong; spread out, stretch in a line or series (as houses in a long row)

جملات نمونه

1. Most of Canada's population is strung out along its 5525-mile border with the United States.
[ترجمه ترگمان]بیشتر جمعیت کانادا در امتداد مرز ۵۵۲۵ مایلی با ایالات متحده قرار دارند
[ترجمه گوگل]اکثر جمعیت کانادا در امتداد مرز 5525 مایل با ایالات متحده قرار دارند

2. Buildings were strung out on the north side of the river.
[ترجمه ترگمان]Buildings به طرف شمال رودخانه آویخته شده بودند
[ترجمه گوگل]ساختمان ها در سمت شمالی رودخانه از بین رفته اند

3. The parade strung out for miles.
[ترجمه ترگمان] رژه تا مایل ها از اینجا کشیده شدن
[ترجمه گوگل]رژه برای چند مایل رانده شده است

4. The geese were strung out along the river bank.
[ترجمه ترگمان]غازها در کنار رودخانه قرار داشتند
[ترجمه گوگل]غازها در امتداد رودخانه از بین رفته بودند

5. The road strings out to the river.
[ترجمه ترگمان]جاده ای که به طرف رودخانه می رفت
[ترجمه گوگل]جاده به رودخانه می رود

6. Flags were strung out along the route.
[ترجمه ترگمان]پرچم ها در طول راه به بیرون کشیده شده بودند
[ترجمه گوگل]پرچم ها در امتداد مسیر حرکت کردند

7. His speech was strung out for 15 minutes.
[ترجمه ترگمان] حرف هاش تا ۱۵ دقیقه دیگه کشیده شد
[ترجمه گوگل]سخنرانی او به مدت 15 دقیقه برداشته شد

8. He fished a length of string out of his pocket.
[ترجمه ترگمان]یک رشته نخ از جیبش درآورد
[ترجمه گوگل]او طول رشته را از جیبش گرفت

9. The players were told to string out across the field.
[ترجمه ترگمان]به بازیکنان گفته شد که از میدان خارج شوند
[ترجمه گوگل]بازیکنان گفته شده بودند که در سراسر میدان رشته را ترک کنند

10. For most of her teenage years, she was strung out on crack.
[ترجمه ترگمان]برای بیشتر سال های نوجوانی او از شکاف در آمده بود
[ترجمه گوگل]برای اکثر سال های نوجوانی او بر روی کرک نازک شد

11. The promise 3 days strung out to 6 weeks.
[ترجمه ترگمان]این وعده ۳ روز به ۶ هفته طول کشید
[ترجمه گوگل]وعده 3 روز به طول انجامید تا 6 هفته

12. He was permanently strung out on heroin.
[ترجمه ترگمان]اون بطور دائمی از هروئین استفاده می کرد
[ترجمه گوگل]او به طور دائم بر روی هروئین وارد شد

13. Rebel leaders attempted to string out negotiations to avoid reaching a settlement.
[ترجمه ترگمان]رهبران شورشی تلاش کردند تا مذاکراتی را برای جلوگیری از رسیدن به توافق انجام دهند
[ترجمه گوگل]رهبران شورشی سعی داشتند از مذاکرات جلوگیری کنند

14. I think the lawyer's just stringing out the case so that he'll earn more money.
[ترجمه ترگمان]فکر کنم وکیل داره پرونده رو پخش می کنه تا پول بیشتری به دست بیاره
[ترجمه گوگل]من فکر می کنم که وکیل فقط پرونده را رعایت می کند تا پول بیشتری کسب کند

پیشنهاد کاربران

کش دار کردن، به درازا کشاندن، طول دادن، کش دادن، طولانی کردن، لفت دادن، طفره رفتن


کلمات دیگر: