رشته ای
strictured
انگلیسی به فارسی
انگلیسی به انگلیسی
• affected with a stricture, having an abnormal narrowing of a body duct or passage (pathology)
جملات نمونه
1. She merely ignored any strictures on the way she dressed.
[ترجمه ترگمان]او فقط در راه لباس پوشیدن، هر strictures را نادیده می گرفت
[ترجمه گوگل]او صرفا صرف نظر از شیوه های لباس پوشیدنش را نادیده گرفت
[ترجمه گوگل]او صرفا صرف نظر از شیوه های لباس پوشیدنش را نادیده گرفت
2. Your goals are hindered by financial strictures.
[ترجمه ترگمان]اهداف شما با باریک بینی مالی جلو می رود
[ترجمه گوگل]اهداف شما با محدودیت های مالی مواجه می شوند
[ترجمه گوگل]اهداف شما با محدودیت های مالی مواجه می شوند
3. They accept the Prophet's precepts but reject some of his strictures.
[ترجمه ترگمان]آن ها احکام پیامبر را می پذیرند، اما برخی از strictures او را رد می کنند
[ترجمه گوگل]آنها دستورات پیامبر را می پذیرند اما برخی از استراتژی های او را رد می کنند
[ترجمه گوگل]آنها دستورات پیامبر را می پذیرند اما برخی از استراتژی های او را رد می کنند
4. The strictures of the United Nations have failed to have any effect on the warring factions.
[ترجمه ترگمان]The سازمان ملل نتوانستند هیچ تاثیری بر جناح های متخاصم داشته باشند
[ترجمه گوگل]محدودیت های سازمان ملل متحد هیچ تاثیری بر جناح های متخاصم نداشته اند
[ترجمه گوگل]محدودیت های سازمان ملل متحد هیچ تاثیری بر جناح های متخاصم نداشته اند
5. A straight 10 F endoprosthesis was used in the five patients with a bile duct stricture distal to the stones.
[ترجمه ترگمان]در این پنج بیمار، یک F ۱۰ با لوله صفرا که به سنگ ها متصل شده بود، مورد استفاده قرار گرفت
[ترجمه گوگل]یک انتروپروتز مستقیم 10 F در پنج بیمار با یک مجرای صفراوی دیستال به سنگ استفاده شد
[ترجمه گوگل]یک انتروپروتز مستقیم 10 F در پنج بیمار با یک مجرای صفراوی دیستال به سنگ استفاده شد
6. However, the cancers associated with strictures in our series tended to be more advanced than those that did not cause strictures.
[ترجمه ترگمان]با این حال، سرطان های مربوط به باریک بینی در سری های ما تمایل به پیشرفت بیشتری نسبت به those دارند که باعث strictures نمی شوند
[ترجمه گوگل]با این حال، سرطان های مرتبط با استریج در سری ما تمایل به پیشرفته تر از کسانی که باعث ایجاد strictures نیست
[ترجمه گوگل]با این حال، سرطان های مرتبط با استریج در سری ما تمایل به پیشرفته تر از کسانی که باعث ایجاد strictures نیست
7. We have advocated initial endoscopic stenting for bile duct strictures after open cholecystectomy.
[ترجمه ترگمان]ما از endoscopic اولیه endoscopic برای باریک بینی مجاری صفراوی پس از cholecystectomy باز حمایت کردیم
[ترجمه گوگل]ما از استنت گذاری آندوسکوپی اولیه برای سونوگرافی مجرای صفرا پس از کولسیستکتومی باز استفاده کردیم
[ترجمه گوگل]ما از استنت گذاری آندوسکوپی اولیه برای سونوگرافی مجرای صفرا پس از کولسیستکتومی باز استفاده کردیم
8. Of the patients with benign strictures, 32 had universal colitis and 10 had left sided involvement alone.
[ترجمه ترگمان]از بین بیمارانی که باریک بینی خوبی داشتند، ۳۲ نفر دارای colitis جهانی بودند و ۱۰ نفر به تنهایی دست به دست داشته اند
[ترجمه گوگل]از بیماران مبتلا به سکته های خوش خیم، 32 نفر کولیت کلیوی داشتند و 10 نفر به تنهایی تحت تاثیر قرار گرفتند
[ترجمه گوگل]از بیماران مبتلا به سکته های خوش خیم، 32 نفر کولیت کلیوی داشتند و 10 نفر به تنهایی تحت تاثیر قرار گرفتند
9. In fact, there seems to be a general predilection of benign strictures for the left side of the colon.
[ترجمه ترگمان]در واقع، به نظر می رسد که یک تمایل عمومی به باریک بینی خوب برای سمت چپ of وجود دارد
[ترجمه گوگل]در واقع، به نظر می رسد یک علاقه کلی به کلیه های خوش خیم برای سمت چپ روده بزرگ وجود دارد
[ترجمه گوگل]در واقع، به نظر می رسد یک علاقه کلی به کلیه های خوش خیم برای سمت چپ روده بزرگ وجود دارد
10. Only four of the 42 patients with benign strictures had constipation and none had evidence of intestinal obstruction.
[ترجمه ترگمان]تنها چهار نفر از ۴۲ بیمار با باریک بینی مهربان یبوست داشتند و هیچ مدرکی دال بر انسداد روده ای وجود نداشت
[ترجمه گوگل]فقط چهار نفر از 42 بیمار مبتلا به عوارض خوش خیم، مبتلا به یبوست بودند و هیچ شواهدی از انسداد روده ای وجود نداشت
[ترجمه گوگل]فقط چهار نفر از 42 بیمار مبتلا به عوارض خوش خیم، مبتلا به یبوست بودند و هیچ شواهدی از انسداد روده ای وجود نداشت
11. Where a malignant cause for the stricture was suspected, this was excluded by endoscopic biopsies and cytological examination.
[ترجمه ترگمان]جایی که یک علت بدخیم برای the مورد ظن بود، این مورد توسط نمونه برداری endoscopic و بررسی cytological حذف شد
[ترجمه گوگل]در مواردی که یک علت بدخیم برای استریاسیون مشکوک بود، این آزمایش توسط بیوپسی اندوسکوپی و آزمایش سیتولوژی حذف شد
[ترجمه گوگل]در مواردی که یک علت بدخیم برای استریاسیون مشکوک بود، این آزمایش توسط بیوپسی اندوسکوپی و آزمایش سیتولوژی حذف شد
12. In one case of benign stricture, the endoscopy biopsy specimen was reported as being suspicious for malignancy.
[ترجمه ترگمان]در یک مورد از stricture خوش خیم، نمونه biopsy نمونه برداری شده به عنوان نمونه نسبت به تومور وجود دارد
[ترجمه گوگل]در یک مورد ریسک خوش خیم، نمونه بیوپسی آندوسکوپی به عنوان بدخیمی مشکوک گزارش شد
[ترجمه گوگل]در یک مورد ریسک خوش خیم، نمونه بیوپسی آندوسکوپی به عنوان بدخیمی مشکوک گزارش شد
13. Six patients, all with malignant strictures, had bile samples taken at both endoscopic retrograde cholangiopancreatography and percutaneous transhepatic cholangiography.
[ترجمه ترگمان]شش بیمار که همگی دارای strictures بدخیم بودند نمونه های بزرگی از صفرا داشتند که در هر دو حرکت واپس رونده endoscopic و percutaneous transhepatic رخ داده بود
[ترجمه گوگل]شش بیمار که همه با استروکات های بدخیم بودند، نمونه های صفراوی را در هر دو روش کولنگیوپانکراتوگرافی رتروگراد Endoscopic و Cholangiophyce transhepatic به دست آوردند
[ترجمه گوگل]شش بیمار که همه با استروکات های بدخیم بودند، نمونه های صفراوی را در هر دو روش کولنگیوپانکراتوگرافی رتروگراد Endoscopic و Cholangiophyce transhepatic به دست آوردند
14. Wish you can benefit from our online sentence dictionary and make progress day by day!
[ترجمه ترگمان]ای کاش شما می توانید از فرهنگ لغت آنلاین ما بهره مند شوید و روز به روز پیشرفت کنید!
[ترجمه گوگل]آرزو می کنم که بتوانید از فرهنگ لغت حکم آنلاین ما بهره مند شوید و روز به روز پیشرفت کنید!
[ترجمه گوگل]آرزو می کنم که بتوانید از فرهنگ لغت حکم آنلاین ما بهره مند شوید و روز به روز پیشرفت کنید!
15. Although these strictures are more difficult to dilate than other benign strictures, in experienced hands most patients can be treated successfully.
[ترجمه ترگمان]اگر چه این باریک بینی برای dilate بسیار سخت تر است تا strictures خوب، در دست با تجربه اکثر بیماران را می توان با موفقیت درمان کرد
[ترجمه گوگل]اگر چه این استریجها دشوارتر از سایر رشتههای خوشخیم است، اما در دستان با تجربه بسیاری از بیماران میتوانند با موفقیت درمان شوند
[ترجمه گوگل]اگر چه این استریجها دشوارتر از سایر رشتههای خوشخیم است، اما در دستان با تجربه بسیاری از بیماران میتوانند با موفقیت درمان شوند
کلمات دیگر: